بسمه تعالی
۱- نگاهی جدید به کیمیاگری
- چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۵ - ۱۴ رجب ۱۴۲۷ - ۹ اوت ۲۰۰۶
جان نوبل ویلفورد
ترجمه: ع. فخریاسری
تاریخ نگاران علم به تازگی به كیمیاگری كنكاشی نهانی و اغلب عرفانی در اسرار نهفته طبیعت، كه در سده های شانزدهم و هفدهم در اروپا به اوج خود رسید علاقه مند شده و اسباب سردرگمی و پریشان خاطری دانشمندان مدرن را فراهم كرده اند.
در سالنماهای علوم تجربی، كه عمدتا از سده هجدهم آغاز شدند، جایی برای اعمال پنهانی خیالبافان مجذوب تبدیل محال فلزات پست به طلا نبود و از همین رو بود، كه كیمیاگری به بدنامی دچار شد.
ولی با احیای علاقه دانشوران به این حوزه، تاریخ نگاران در پی یافتن دلایلی برای توجیه این تحول اند. به گفته تاریخ نگاران، حتی اگر كیمیاگران پنهان كار و خودفریب و كارهای شان به جادو شبیه تر بودند تا روش های علمی مدرن، باز هم نمی توان منكر نقش آنان در ظهور شیمی مدرن همچون علم و بازیگری در عرصه تجارت شد.
به گفته لارنس م. پرینسیپ دانشمند شیمی و تاریخ نگار علم در دانشگاه جانز هاپكینز «تجربه گرایی یكی از ویژگی های برجسته كیمیاگران بود. آنها هراسی از آلودن دست های شان نداشتند و همین بود كه برخی اندیشه های اولیه پیرامون ماده در ذهن آنان جوانه زد.»
برخی از كیمیاگران، كه در آزمایشگاه های تاریك شان بر روی بوته های در حال جوشیدن خم شده یا در حال دمیدن در آتش كوره با دم های بادی بودند، ناگهان به تكنیك ها یا واكنش هایی برخورد می كردند، كه برای شیمیدانان آینده بسی باارزش از آب درآمدند. تاریخ نگاران می گویند، همین روش تجربی متكی به آزمایش و خطا بود كه شیمی جدید و معجون های درمانی بسیاری را به بار داد و پایه های روال هایی چون جداسازی و تصفیه، تقطیر و تخمیر را بنا نهاد.
به گفته دكتر پرینسیپ «شیمیدانان چه می كنند آنها دوست دارند موادی را به وجود آورند. بیشتر شیمیدانان آن مقدار كه به ساخت موادی با خواص ویژه توجه دارند، علاقه به تئوری ندارند. همین موضوع را می توانیم در كیمیاگران سده هفدهم نیز ببینیم.»
پاملا اسمیت استاد تاریخ در دانشگاه كلمبیا می گوید: «كیمیاگری» نظریه ماده در عصر خود بود، نظریه ای با لایه های بسیار در عمق و هم از این رو شیوه ای توانمند در نگاه به طبیعت.»
با این حال، تاریخ نگاران در مجموع بر این باورند كه كاربرد گسترده كیمیاگری خود مانعی بزرگ بر سر راه ظهور شیمی مدرن بود. در زمانی كه فیزیك و نجوم با گام های آهسته ولی استوار از گالیله به كپلر و نیوتون و انقلاب علمی به پیش می رفت، شیمی زیر نفوذ كیمیاگری كورمال كورمال راه خود را به آنچه كه تاریخ نگاران «انقلاب علمی با تاخیر» می خوانند، می گشود.
پژوهش های جدید و تعابیر و تفاسیر اصلاح شده پیرامون نقش كیمیاگری در تاریخ شیمی، داروشناسی و پزشكی موضوع كنفرانسی سه روزه در بنیاد هریتیج شیمی در فیلادلفیا بودند. بیش از ۸۰ دانشمند و تاریخ نگار در این كنفرانس شركت داشتند. دكتر پرینسیپ رئیس كنفرانس می گوید: «تنها ۱۵ الی ۲۰ سال است كه دریافته ایم كیمیاگری نقشی اساسی در ظهور دانش امروزی داشت.»
هیچ یك از كسانی كه در كنفرانس شركت كردند، درصدد تبدیل سرب به طلا نبودند. ولی ظاهرا برخی از آنها كه زیاد با جیوه سروكار داشتند، عقل شان داشت زایل می شد. با این همه، به نظر نمی رسد كه عقل كیمیاگر برجسته سده شانزدهم سوئیسی، پاراسلسوس با وجود این كه هیچ كس از اخلاقش خوشش نمی آمد زایل شده بود. دكتر پرینسیپ می گوید: «او به مقدار مساوی ریخته گر، داروساز، پزشك و خیالباف بود.» تاریخ نگاران دریافته اند كه پاراسلسوس به پیشرفت هایی در كشف بیماری ها به كمك تجزیه ادرار نائل شده بود و خود ادعای پی بردن به برخی درمان های معجزه آسا از طریق كیمیاگری داشت. در عالم شناسی شیمیایی وی جهان ظرف تقطیر بسیار بزرگی بود، كه تغییرات بر همان روال بودند كه در آزمایشگاه مشاهده می كرد. اما، او نیز همچون كیمیاگران دیگر، كه نظرات خویش را در قالب رمزها، نمادها و شمایل بیان می كردند تا نااهلان پی به آنها نبرند، اندیشه های مادی و روحانی خود را عمدا به كلامی نامفهوم تقریر می نمود. دین تور دانیل از دانشگاه رایت در دیتون، اوهایو، این طور نتیجه گیری می كند كه هدف ناآگاهانه پاراسلسوس یافتن جایگزینی در آیین مسیحیت برای فلسفه طبیعی كفار یا همان علم بود.
كیمیاگرانی هم بودند، كه با خیال راحت می توانیم آنها را شارلاتان یا احمق بخوانیم و در هنر و ادبیات آن عصر نیز بسیار مورد تمسخر قرار می گرفتند. اما، بیشتر كیمیاگران دچار انواع بیماری هایی بودند كه كار در محیط نیمه تاریك آزمایشگاه ها برای شان به ارمغان آورده بود و با فقر وفاقه روزگار می گذراندند. در عین حال، بسیاری از كیمیاگران وابسته به دربارها بودند، كه به امید كسب ثروت و قدرت فراوان به آنها روی خوش نشان می دادند. در آغاز سده هفدهم، هانری چهارم پادشاه فرانسه خود را در احاطه كیمیاگرانی یافت كه گیاهان را برخاسته از خاكستر می پنداشتند و برای افزودن بر طول عمر شاه از هیچ كوششی فروگذار نمی كردند. حتی دیپلمات ها، نیز، تلاش می كردند از شیوه های رازگونه كیمیاگران در كشورهای محل خدمت خویش استفاده كنند. كیمیاگری در دربار شاهزاده ای آلمانی، تصادفا به موفقیت های پرسودی دست یافت. به گفته یوهان فریدریش بوتگر، وی كه در جست وجوی ساختن فلزات گرانبها بود، به «خاك سفید» دست یافت كه عناصر تشكیل دهنده اش همان چینی وارداتی از كشور چین بودند. این كشف، سرآغاز صنعت چینی درسدن شد.
حتی نوابغ دست اولی چون ایزاك نیوتن، نیز نتوانستند در برابر وسوسه كیمیاگری مقاومت كنند. او بود كه، در سحرگاه تاریخ نوین جهان، به روش جست وجوی دانش یا تصدیق حقایق فهمیده شده دست یافت. نیوتن كه قوانین جاذبه و نورش آغازگر فیزیك نوین بودند، با انرژی بی پایانش سر در راه كیمیاگری نهاد. یادداشت های این دانشمند برجسته شامل هزاران صفحه از بیان اندیشه ها و تجربیات كیمیاگری در طی ۳۰ سال بودند. ویلیام نیومن استاد تاریخ و فلسفه علم در دانشگاه ایندیانا می گوید: توجه و دقت لازم به بسیاری از دست نوشته های نیوتن كه خود نام جواهرات غفلت شده بر آنها نهاده نشده است. نیوتن در مداخل این یادداشت ها، صحبت از اندیشه های كیمیاگران آلمانی درباره تقلید از فرآیندهای طبیعت در ایجاد فلزات در اعماق خاك می كند. این همان نظریه كیمیاگری آشنای ایجاد فلزات از طریق انجام واكنش ها با گوگرد و جیوه است.
نیوتن كیمیاگری عادی و شیفته ساختن طلا نبود. ظاهرا آنچه كه برای وی الهام بخش بود، نظریه كیمیاگری در معنایی به مراتب جامع تر از حتی قوانین جاذبه اش بود. ولی، اگر بخواهیم به كلام متواضعانه و مشهور نیوتن سخن گفته باشیم، باید بگوییم غول هایی كه او بر شانه های شان ایستاده بود، به پای پیشرفت ها در فیزیك و ستاره شناسی نمی رسیدند. دكتر اسمیت از دانشگاه كلمبیا می گوید، تمایل نیوتن به كیمیاگری از سر هوس نبود: «جاذبه از نظر وی نیرویی پنهانی بود و او در كیمیاگری در جست وجوی توضیحی برای چگونگی تغییر و تحول اشیا بود.»
رابرت بویل شیمیدان انگلیسی و هم عصر نیوتن، نیز، پا در دو سوی كیمیاگری و دانش نوین داشت. او سال ها در اشتیاق رویاهای كیمیاگری و جست وجوی سنگ فلسفه این عامل تبدیل سرب به طلا و گشودن رازهای مادی و روحانی، كه روزگار بسیار درازی همه را در پی خویش دوانده بود. این سنگ، در واقع، تبلور نظری همه دانش های عصر بود. بویل در سال ۱۶۸۰ آرزومندانه نوشت گروهی از شیمیدانان در جهان هستند، كه «پنهان از چشم همگان زندگی می كنند و از قدرت والای تبدیل فلزات پست به فلزات كامل برخوردارند.»
بویل در عین حال سخت به كیمیاگران، به ویژه تولیدكنندگان خاك چینی و زبان و مفاهیم تیره و مبهم شان می تاخت. منظورش، به گفته خودش، بیرون كشیدن «آموزه های شیمیدانان از آزمایشگاه های تاریك و پردود و پرتو روشنی افكندن به آنها» و تعهد به «تجربه و تعقل بهتر» بود. استفن كلوكاس تاریخ نگار از دانشگاه لندن با ذكر «انتقاد خجولانه» بویل و حتی حملات پیش از وی به اعمال كیمیاگران، این پرسش ها را مطرح می كند كه: چرا «انقلاب علمی» در شیمی تجربی زودتر از سده هفدهم رخ نداد چرا جدایی روشن و بدون خدشه بین كیمیاگری و شیمی دقیق تا اواخر سده هجدهم به تعویق افتاد پاسخ به این پرسش ها، نیازمند بررسی های ژرف تری در تاریخ است.
بروس مورگان تاریخ نگار در دانشگاه نوادا و دانشگاه كالج لندن می گوید: جذابیت كیمیاگری در آن زمان، چندان هم دور از ذهن نیست «در هر صورت، به دلایل عملی و ذهنی بسیار، انتظار بروز و رشد اندیشه تبدیل چیزی به چیزی دیگر را می توان داشت.» در زندگی روزمره انگور به غوره و گندم به نان تبدیل می شود. سیب ترش سبز رنگ، بدل به سیبی شیرین به رنگ قرمز می شود. این در طبیعت اشیا حتی فلزات است كه تغییر كنند. معدنچیان و تصفیه كنندگان فلزات می دانند كه سرب تقریبا همیشه با مقداری نقره همراه است و سنگ معدنی نقره نیز اغلب اندكی طلا با خود دارد. این ممكن است پیشینیان مان را به این فكر انداخته باشد، كه نكند فلزات به مرور به یكدیگر تبدیل می شوند.
دكتر پرینسیپ یادآور می شود كه شیمیدان ها در سال ۱۶۰۰ تنها با هفت فلز طلا، نقره، آهن، مس، قلع، سرب و جیوه آشنا بودند. از آن زمان تاكنون، ۶۰ تای دیگر نیز كشف شده اند. این هفت فلز دارای خواص مشتركی بودند: آنها درخشان و به استثنای جیوه، چكش خور و قابل شكل گیری و قالب گیری بودند. «این خواص مشترك از نظر اندیشمندان گذشته، به معنای وجود تركیبی مشترك بودند. همین بود كه به این فكر افتادند كه تمام فلزات از اجزای سازنده واحد و در نسبت ها و درجات خلوص گوناگون ساخته شده اند.»
به گفته دكتر موران، «اگر حتی در سایه شیمی چنین تصور كنیم كه تمام آنچه كه كیمیاگران می گفتند مهمل و صرفا خیال پروری بود، ولی از نظر بسیاری پدر شیمی امروز بود.»
New York Times, 1 Aug.2006
۲- روش های مقابله بامعضل زباله های هسته ای
انبار در دل یخسار
- دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۵ - ۱۲ رجب ۱۴۲۷ - ۷ اوت ۲۰۰۶
ترجمه:علیرضا سزاوار

انرژی هسته ای با وجود اینكه در حل بحران انرژی تاثیراتی دارد ولی در مقابل علاوه بر غیراقتصادی بودن، معضلات جدیدی را پیش روی بشر قرار داده است. اوایل هنگام استفاده از انرژی هسته ای، كه آن را درمان همه مشكلات تولید برق در جهان می پنداشتند به رغم اینكه نسبت به سایر انرژی ها مثل انرژی باد، تولید برق اندكی دارد، توجه زیادی به نیاز آینده بشر برای دفع زباله های آن نمی شد. اكثر تصمیم گیران انتظار داشتند كه علم بشری در آینده، پاسخ این سئوال را بیابد. ولی اكنون پس از گذشت نیم قرن ذخیره سازی نامناسب زباله ها همچنان ادامه دارد و هنوز راه حل جدیدی برای مشكلات آن ارائه نشده است. اینها پرسش هایی است كه افكار دانشمندان و دولتمردان را به یك اندازه به خود مشغول كرده است و تاكنون فراتر از مراحل اولیه بازرسی معمول، هیچ تصمیم مشخص و قابل اعتمادی در این مورد اتخاذ نشده است.زباله های پرتوزا كه ازجمله زباله های هسته ای اند به عنوان فرآورده جانبی فرآیندهای صنعتی همچون تولید میله های سوخت اورانیوم برای نیروگاه های هسته ای یا در نتیجه كاربردهای پزشكی و نظامی مواد پرتوزا تولید می شوند. این زباله ها به دو گروه تقسیم بندی می شوند كه عبارتست از زباله های پرعیارHigh level Waste و زباله های كم عیار Low Level waste.زباله های پرعیار در اصل از عملكرد رآكتورهای هسته ای به دست می آید و ویژگی بارز آن داشتن درصد بسیار زیادی هسته پرتوزا است كه پرتوهای بتا، گاما و آلفا منتشر می كنند. این در حالی است كه رآكتورهای هسته ای براساس شكافت ایزوتوپ ۲۳۵ كه تحت بمباران نوترونی قرار می گیرند، كار می كنند. رایج ترین سوختی كه در رآكتورهای هسته ای استفاده می شود، اورانیوم دی اكسید است. در عوض زباله های كم عیار به تمام زباله های هسته ای می گویند به استثنای زباله هایی كه در رآكتورها تولید می شوند. اكثر زباله های كم عیار دارای پرتوزایی اندكی هستند.از نمونه های این زباله های كم عیار می توان از زباله های حاصل از منابع پزشكی، بازمانده های آزمایشگاهی و میله های فلزی میله های سوخت نام برد كه سوخت درون آنها حل شده است. دفع زباله های پرتوزا معضلی است كه حل آن بسیار دشوار است. البته زباله های كم عیار را با این استدلال كه قرارگرفتن در معرض تابش آنها فقط برای افرادی زیان آور است كه برای مدت های طولانی به طور مداوم در معرض تابش آن قرار گرفته باشند، معمولا با زباله های خانگی و شهری مخلوط كرده و از بین می برند.برای از بین بردن زباله های هسته ای پرعیار راه های مختلفی در حال بررسی و تحقیق است كه بسیاری از این روش ها فاقد ارزش و كیفیت لازم هستند ولی به طور كلی روش های زیر در جهان در حال انجام هستند كه به طور مختصر به بررسی آنها می پردازیم.
یكی از این روش ها، دفع زباله در چاه های عمیق است كه در این روش، چاه عمیقی حفر می كنند تا در نتیجه ادغام گرمای حاصل از فرآیندهای زمین گرمایی و نیز پرتوزایی سنگ های اطراف، زباله ها ذوب شده و از بین بروند. با توجه به متغیرهای فراوان و مسائل ناشناخته دیگر، این روش بسیار نظری جلوه می كند و قابل اعتماد نیست.یكی دیگر از روش ها این است كه می توان زباله های پرتوزا را در ورقه های یخی دفن كرد.چنانچه زباله در مركز ورقه های یخی در قطب قرار داده شود، تجمع و حركت یخسار، به اندازه كافی كند هست و تا پیش از رسیدن زباله به حاشیه یخ، هزاران سال طول می كشد. طی این زمان بلندمدت، زباله های پرتوزا بی زیان خواهند شد. این راه حل چندین مشكل دارد. به طور مثال امكان حركت ناپایدار یخ كه ظرفیت پذیرش زباله را تعیین می كند و همچنین افزایش گرمای زمین را نباید دست كم گرفت. از طرف دیگر، در صورتی كه سلول های نگهداری زباله آسیب ببینند امكان دارد زباله ها در سطح گسترده ای پراكنده شود كه نكته بسیار مهمی است. هر چند كه این پیشنهاد برای بسیاری از سیاستمداران خوشایند است ولی ممكن است آسیب های شدیدی به بشر وارد آورد.در روش دیگری زباله ها را در یك مخزن زیرزمینی كه در یك توده سنگ مناسب حفر شده است، قرار می دهند این توده سنگ باید یك سد نهایی در برابر مهاجرت زباله هسته ای از مخزن باشد، به نحوی كه بتوان امكان ایجاد هرگونه شكاف در سیستم های نگهداری زباله را كاهش داد. بسیار بعید است كه برای ذخیره كردن زباله هایی از این نوع از فلزهای خنثی كه در برابر خوردگی مقاومت بالایی دارند مانند پلاتین و طلا استفاده شود، در نتیجه باید برای اطمینان به فلزات محافظ دیگر كه دچار خوردگی می شوند، برنامه ریزی های لازم صورت گیرد. هم اكنون این روش در برخی از كشورهای اروپایی به ویژه آلمان مورد استفاده قرار می گیرد.ریختن زباله های هسته ای در بستر اقیانوس نیز مدنظر قرار گرفته است. زیرا تصور می شود كه زباله در نهایت طی فرآیندهای فرورانش Sub duction می تواند به درون گوشته زمین انتقال یابد. از لحاظ نظری با ریختن این زباله ها در اقیانوس می توان این معضل را حل كرد ولی شناخت كافی در مورد وضعیت كلی رسوبات این ژرفناها وجود ندارد تا بتوان اطمینان داشت كه این زباله ها به مرور زمان بیرون رانده نمی شوند، هرچند كه پاكستانی ها از این روش استفاده كردند. روش دیگری كه بررسی می شود دفع زباله های اتمی در فضا است به طوری كه مواد پرتوزا در یك راكت قرار گرفته و به فضا فرستاده شود، تا بدین ترتیب این مشكل از زمین دور شود. این در حالی است كه این روش بسیار پرهزینه و خطرناك است به طوری كه اگر راكت در هنگام برخاستن از زمین منفجر شود فاجعه بزرگی رخ می دهد.هم اكنون بهترین گزینه ای كه توسط برخی از كشورها همچون آمریكا و بریتانیا و فرانسه مورد استفاده قرار می گیرد، دفع زباله در یك مخزن سنگی است. در این روش زباله را در یك مخزن در نزدیكی سطح زمین نگهداری می كنند تا امكان مراقبت بیشتری فراهم باشد. هرچند این روش به محافظت بیشتری نیاز دارد ولی با ایجاد تونل های كم عمق در كوه ها و بررسی های انجام شده، بسیار قابل اطمینان تر از دیگر روش ها است.براساس مقررات آژانس حفاظت از محیط زیست EPA مناطق دفع زباله های هسته ای باید توانایی قرنطینه و دور نگهداری زائدات هسته ای از محیط زیست را به مدت ۱۰ هزار سال داشته باشد، زیرا این مدت حداقل زمانی است كه مواد هسته ای به صورت خطرناك باقی می مانند. در حدود ۲۰ سال قبل كنگره آمریكا، كوهستان یوكا واقع در ایالت «نوادا» را به عنوان مناسب ترین منطقه برای نگهداری زباله های هسته ای پرعیار تعیین كرد، هر چند كه دو منطقه دیگر واقع در ایالت های تگزاس و واشینگتن نیز محل دفع زباله های اتمی آمریكا است. كوهستان یوكا دارای ظرفیت ۷۷هزار تنی برای نگهداری زباله های اتمی است و تا سال ۲۰۳۰ میلادی به طور كامل پر نخواهد شد. قرار است برای جلوگیری از نشت آن و نگهداری مناسب به عنوان یك پروژه برای نگهداری زباله ها به مدت چند صدسال دیگر گسترش و تكامل یابد. از طرفی مقدار بارش در این منطقه در حدود ۱۵سانتی متر است و مقدار ناچیزی از این بارش به زمین نفوذ می كند و آبی هم كه در سطح زمین قرار دارد قبل از نفوذ كردن بخار می شود. در نتیجه سنگ هایی كه در اعماق مخزن این كوهستان قرار گرفته اند، خشك و بدون رطوبت هستند كه این مسئله باعث افزایش طول عمر این مخزن می شود. در هر حال بسیاری از مناطق جهان كه خصوصیات نگهداری زباله های اتمی را دارند، هنوز به طور كامل قابل اطمینان نیستند و لازم است كه از محل های مطمئن تر و روش های پیشرفته تری برای این منظور استفاده شود.
www.radwaste.org
۳- از مصرف چربی اشباع بکاهید.
روزنامه جام جم - چهارشنبه 18 مرداد ماه 1385 15:12

جام جم آنلاین: اگر تا کنون قانع نشده اید که چربی اشباع برای قلبتان خوب نیست این خبر را بخوانید.
به گزارش هلث دی ، محققان استرالیایی دریافته اند خورد ن فقط یک برش از کیک هویج با محتوای چربی اشباع بالا و نوشیدن یک شیر بستنی می تواند از توانایی بدن برای حفاظت در برابر بیماری قلبی بکاهد.
چربی اشباع موجود در کیک و شیر بستنی عملکرد کلسترول خوب خون (اچ.دی.ال) را مختل می کند. وظیفه اچ.دی.ال حفاظت دیواره داخلی عروق از اثر عوامل التهابی است که تشکیل پلاک مسدود کننده رگ ها را موجب می شوند و کیک هویج و شیر بستنی هم توانایی انبساط عروق و انتقال خون کافی به اندام ها و بافت ها را کاهش می دهند.
در این مطالعه اثر دو ماده خوراکی کیک هویج و شیر بستنی بعنوان منابعی از چربی اشباع مورد بررسی قرار گرفت ، اما بسیاری از غذاها حاوی این نوع چربی هستند.
بطور کلی به دلیل وجود دو منبع براي كلسترول ، سطح كلسترول در خون بسياري از افراد بالاست.
1- كلسترول موجود در مواد غذايي: همه غذاهاي با منشا حيواني شامل تخممرغ، گوشت قرمز و ميگو كلسترول دارند. به طور كلي مصرف غذاهايي كه ميزان چربيهاي اشباع يا چربي ترنس در آنها بالاست بايد محدود شود. اين غذاها شامل ساندويج پنير، مارگارين، كره و سيبزميني و... ميشود. البته در برخي روغن هاي گياهي مانند روغن نارگيل ، روغن خرما ، و روغن هسته خرما نيز وجود دارد. لازم به ذکر است که اکثر ديگر انواع روغن هاي گياهي حاوي چربي اشباع نشده و سالم هستند.
در واقع چربی اشباع عامل اصلی افزایش کلسترول بد خون است. مصرف غذاهاي حاوي چربي اشباع شده باعث افزايش کلسترول مي شود که نهايتا منجر به تنگ شدن ديواره عروق و انسداد آنها مي گردد.
نتيجه افزايش فشار خون و فشار وارده بر قلب براي حفظ جريان خون کافي در سراسر بدن است.
رژيم غذائي پرچرب بدليل ميزان کالري زياد احتمال چاقي را افزايش مي دهد که اين خود ديگر فاکتور موثر در بيماري هاي قلبي است.
با خوردن غذا كلسترول موجود در آن به وسيله دستگاه گوارش بدن جذب ميشود. سپس به كبد راه پيدا ميكند و ميتواند وارد جريان خون شود. اين يك منبع است اما منبع ديگري هم براي كلسترول وجود دارد و آن بدن است.
2- كلسترول توليد شده توسط بدن : بدن به طور طبيعي كلسترول توليد ميكند. كبد شما كلسترول ميسازد همانطور كه ساير سلولهاي بدن اين كار را ميكنند. اين ماده به محض تولید ، راه خود را به جريان خون پيدا ميكند.
حال كلسترولي را كه بدنتان توليد ميكند به كلسترولي كه از مواد غذايي ميگيريد بيفزاييد. اكنون متوجه ميشويد كه ميزان كلسترول خون به اين ترتيب افزايش مييابد.
پیام مطالعه فوق این است که "غذاهای دارای چربی اشباع افراد را مستعد التهاب و تشکیل پلاک در عروق می سازند لذا حتی الامکان از مصرف آنها خودداری کنید".
نکته مهم تعادل چربیهای غیر اشباع مونو و پلی است که وضعیت کلسترول را بهبود می بخشد بنابراین محققان توصیه می کنند به هنگام خرید مواد غذائی به تعادل این دو نوع اسید چرب توجه داشته شود.
از میان غذاهای کم چرب ، انواعی که دارای سبزیجات هستند و در واقع منشا گیاهی دارند به میزان قابل ملاحظه ای در کاهش کلسترول خون موثرند.
۴- ساخت حافظه هایی با رشته اتمی:
پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۵

گروه علمي فرهنگي- گروهي از محققان دانشگاه بن آلمان با استفاده از دو مجموعه از پرتوهاي ليزري، رشته اي از اتم هاي مجزاي سزيم ايجاد كرده اند. از اين ساختارها مي توان به عنوان حافظه در ابزارهاي اطلاعاتي كوانتومي استفاده نمود.
براي ساخت اين رشته ها محققان، ابتدا اتم هاي سزيم را به دام انداخته و آنها را تا دماي زير ميلي كلوين درون يك محفظه خلأ، خنك نمودند. در مرحله بعد آنها اين اتم ها را به داخل يك دام دوقطبي نوري يك موج ايستاده افقي كه توسط دو پرتو ليزري در جهت مخالف هم تشكيل مي شود، منتقل نمودند. اين اتم ها به سمت پادگره هاي اين تركيب كه به فاصله ۵/۰ميكرومتر از هم قرار داشت، حركت نمودند. در نتيجه رشته اي از اتم ها در امتداد هم تشكيل شد كه البته لزوماً همه پادگره ها را شامل نمي شد.
به گزارش ستاد ويژه توسعه فناوري نانو، محققان براي اينكه توزيع يكنواخت تري از اين اتم ها ايجاد نمايند، از انبرك هاي نوري به شكل يك دام دوقطبي موج ايستاده عمودي كه ناشي از رفت و برگشت انعكاسي يك پرتو ليزري متمركز بود، استفاده نمودند. محققان از اين انبرك براي حذف يك اتم از درون دام افقي استفاده نمودند و ضمن آن ديگر اتم هاي به دام افتاده را با تغيير فاز نسبي پرتوهاي به دام اندازنده، از چپ به راست حركت داده تا به محل پادگره مناسب واقع در مسير دام عمودي برسند و در مرحله بعد با تغيير الگوي موج ايستاده اين انبرك، اتم اوليه را در محل دلخواه قرار دادند.
به گفته اين دانشمندان مي توان با حركت موج نوري انبرك ها، اتم هايي كه در جاي نادرستي از مسير حركت در دام افقي قرار گرفته اند را جابه جا نمود و سپس اين مسير را به محل مورد نظر حركت داد و به سادگي اتم ها را در اين مسير تنظيم كرد.
براي انجام محاسبات كوانتومي لازم است تمام اتم هاي روي اين مسير، فاصله يكساني از هم داشته باشند. محققان اميدوارند بتوانند با اين روش يك گيت كوانتومي، جهت درج اطلاعات كوانتومي روي دو اتم سزيم بسازند و آنها را بين دو صفحه انعكاسي قرار دهند. به اين ترتيب اتم ها مي توانند با جذب و گسيل نور فلورسنت، اطلاعات خود را مبادله كنند.
۵- خنك كردن تراشه هاي رايانه اي با ميكروپمپ
يكشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۵
گروه علمي فرهنگي- مهندسان دانشگاه پردو در آمريكا، نوعي ميكروپمپ خنك كننده كوچك ساخته اند كه مي توان آن را روي يك تراشه رايانه اي قرار داد. اين ميكروپمپ، ماده خنك كننده را در كانال هاي حك شده روي اين تراشه به گردش در مي آورد. محققان اين ابزار را روي تراشه اي به ابعاد حدود يك سانتي متر مربع قرار داده اند.
به گفته سورش استاد مهندسي مكانيك، با توجه به آنكه تراشه هاي رايانه اي آينده، گرماي بيشتري نسبت به فناوري هاي كنوني توليد مي كنند و اين گرماي اضافي باعث آسيب رساندن به ابزارهاي الكترونيكي و يا اختلال در عملكرد آنها مي شود، ابداع اين قبيل سيستم هاي خنك كننده ضروري است.در حال حاضر خنك كنندگي تراشه هاي رايانه اي با استفاده از مجموعه اي شامل فن هاي معمولي و سينك هاي گرمايي يا همان صفحات فلزي باله دار براي پراكنده كردن گرما صورت مي گيرد، اما به دليل آنكه طي دهه آينده تعداد ترانزيستورهايي روي تراشه ها قرار مي گيرند به حدود صد برابر مقدار فعلي مي رسد، در نتيجه گرماي به مراتب بيشتري هم نسبت به مقدار كنوني توليد خواهند كرد.
در حال حاضر نمونه اوليه چنين تراشه هاي جديدي تعداد زيادي ميكروكانال و شيارهايي به پهناي حدود 100 ميكرون دارد كه از آب پر مي شود. اين كانال ها با مجموعه اي از الكترودها پوشيده مي شود. در مرحله بعد به كمك الكتروهيدروديناميك و استفاده از برهم كنش بين يون ها و ميدان الكتريكي و در نتيجه به جريان افتادن سيال، عمل پمپ كردن انجام مي شود.
۶- يك مدرس و دبير شيمي:
پژوهشهاي دانشآموزي در نهادينه كردن پژوهش در دانشگاهها تاثير بسزايي دارد.
خبرگزاری ایسنا - سرويس: علمي
1385/05/18 08-09-2006 15:42:16
فرمول نويسي اصلي ترين بحث در يادگيري علم شيمي است كه در تغييرات كتب هر ساله كم رنگتر ميشود.
سيد محسن موسوي، دبير شيمي اداره آموزش و پرورش در گفتوگو با خبرنگار «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين مطلب افزود: به علت نبود يا كمبود امكانات آزمايشگاهي در ايران دانشآموزان در فعاليتهاي علمي آزمايشگاهي به خصوص علم شيمي ضعيف هستند.
اين كارشناس ارشد شيمي معدني در ادامه افزود: كاهش تعداد كتب و تخصصي شدن آنها گامي مؤثر در جهت آمادهسازي دانشآموزان براي ورود به دانشگاه و تحصيل در رشته مورد علاقه آنهاست، اما كم كردن حجم كتب شيمي به خصوص حذف شيمي آلي در دبيرستان براي آن دسته از دانشآموزاني كه علاقمند به تحصيل در شيمي هستند مشكل آفرين خواهد شد.
موسوي خاطر نشان كرد: پژوهشهاي دانشآموزي در نهادينه كردن پژوهش در دانشگاهها تاثير بسزايي دارد و ايجاد زيربناي مناسب پژوهش و تحقيق در گرو برنامهريزي مناسب و تخصيص كافي اعتبار به بخش پژوهشهاي دانشآموزي است.
مدرس شيمي دانشگاه پيام نور گفت: با توجه به اين كه توسعه علمي - آموزشي زير بناي توسعه اجتماعي، اقتصادي، سياسي فني تكنولوژي و بطور كلي توسعه ملي و پايدار است، اگر آموزش و پرورش جايگاه واقعي خود را در جامعه پيدا كند ساير مشكلات جامعه نيز حل خواهند شد. با اين كه برنامهريزي در آموزش و پرورش طولاني مدت است اما پس از 12 سال پايهريزي اساسي، نيروهاي مستعد و توانمندي به بار مينشينند كه سازندگان اصلي كشور هستند.
دبير آموزش و پرورش همدان در ادامه تصريح كرد: سطح آموزشي در ايران در برخي رشتهها از جمله رشتههاي علوم پايه قوي و در حد استاندارد است؛ اما در برخي از رشتهها از جمله زبان انگليسي و عربي روش تدريس مناسب نيست كه براي رفع اين مشكل ميتوان از كشورهايي كه روش تدريس درستي دارند الگوبرداري كرد.
۷- دانشمندان نانودماسنجهايي سادهتر و دقيقتر ساختند.
خبرگزاری ایسنا - سرويس: فناوري استراتژيك
1385/05/18 ۰۸-09-2006 10:55:24
دانشمندان با استفاده از نانولولههاي كربني حاوي گاليم، دماسنجهاي جديدي براي اندازهگيري دما در مقياس نانومتر اختراع كردهاند كه به سادگي توسط گرم و سرد كردن نانولولهها كار ميكنند.
به گزارش سرويس «فنآوري» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با كوچك شدن فنآوري به نانومقياس، ملزومات و تجهيزات جانبي فنآوري نانو نيز متناسب با آن كوچك ميشوند.
از جمله اين ملزومات راهي براي اندازهگيري دماي فضاي اطراف وسايل و تجهيزات نانومقياس ميباشد.
دماسنجهاي معمولي ميتوانند دما را در فضاهايي با حداقل ابعاد ميكرومتري اندازه بگيرند و اندازهگيري دما در مقياسهاي كمتر، به ابزار كاملاً متفاوتي نياز دارد.
اخيراً گروهي از دانشمندان استراليايي و ژاپني به سرپرستي Zongwen Liu توانستند با استفاده از نانودماسنجهاي حاوي نانولولههاي كربني كه با گاليم مايع پر شدهاند، روشي براي تعيين يك مرحلهاي دما در مقياس نانومتر ارائه دهند.
اين نانولولهها قطري در حدود 20 نانومتر دارند و ميتواند دما را به طور مؤثر و دقيق در محدوده 175 تا660 درجه فارنهايت اندازهگيري كنند.
با توجه به روند كوچكسازي فناوريهاي موجود، اندازهگيري دماي ميكروالكترونيكهاي حاضر و تجهيزات نانو و اپتوالكترونيكي آينده، از اهميت بسزايي برخوردار است.
به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فنآوري نانو، هر كدام از اين تجهيزات، محدوده دماي بهينه كاري مخصوص به خود را دارند كه در دماي كمتر از آن به طور مؤثر و مفيد كار ميكنند و در دماي بالاتر از حد مجاز، كارآيي و عملكرد مناسب آنها مخدوش ميشود، در واقع حدود يك چهارم نقايص الكترونيكي ناشي از افزايش بيش از حد دما است.
۸- تحقق ضريب برداشت ٣٠درصدي از مخازن نفتي
عضو هيات علميدانشگاه شريف:
توان علمي وفني اين كار دركشور وجود دارد
برداشت بهينه فقط در نتيجه پژوهش به دست ميآيد.
خبرگزاری ایسنا - سرويس: انرژي
1385/05/18 08-09- 2006 10:43:32
ازدياد برداشت از مخازن با تزريق آب، گاز و يا تناوب آب و گاز انجام ميشود كه در تمام روشها، پژوهش انجام ميشود و برحسب پشتيباني شركت نفت علاقمنديم در تمام پروژههاي كارشناسي ارشد و دكترا روي پروژههاي موردنياز كشور كار كنيم.
دكتر ايرج گودرزنيا ـ مسوول بخش مهندسي نفت دانشگاه صنعتي شريف ـ در گفتوگو با خبرنگار انرژي ايسنا، درباره چگونگي تحقق برنامه دولت براي افزايش ضريب برداشت از مخازن نفتي تا مرز 30 درصد تا پايان برنامه چهارم توسعه تاكيد كرد: ما توان علمي اين كار را داريم و راه تحقق افزايش ضريب برداشت از مخازن و استفاده از دانش فني موجود اين است كه شركت نفت، پروژهها را تعريف كند و در اختيار دانشجويان قرار دهد و پس از اتمام تحقيقات علمي، آنها را به اجرا درآورد.
وي با بيان اين كه ضريب برداشت از هر مخزن نفتي عدد مخصوصي است و به نوع آن مخزن بستگي دارد، اظهار كرد: مخازن نفتي در كشورهاي مختلف با يكديگر تفاوت دارند و چون بيشتر مخازن نفتي ايران با شكست همراه هستند، بنابراين پژوهش براي برداشت از مخازن نفتي ايران منحصر به فرد هستند و بايد توسط متخصصان ايراني انجام شود.
او با بيان اين كه لابهلاي خلل و فرج بافت يك مخزن نفت وجود دارد، افزود: گاهي لايههاي مختلف كف دريا كه بر اثر فشار ايجاد شدهاند، در اثر حركات زمين، زلزله يا آتشفشان ميشكنند كه در اين صورت مخزن از لايههاي گسسته تشكيل ميشود و برداشت بهينه از مخزن شكست دار، متفاوت است.
مسوول بخش مهندسي نفت دانشگاه صنعتي شريف در مورد ميزان برداشت اوليه از مخازن نفتي توضيح داد: اگر مخزن از مواد سنگين تشكيل شده باشد و به طور علمي برداشت انجام نشود، ممكن است تا 90 درصد از ذخيره نفتي در آن باقي بماند؛ در حالي كه اگر نفت سبكتر باشد و از روش ازدياد برداشت مناسب استفاده شود، مقدار برداشت بيشتر خواهد بود.
به گفته او با برداشت بي رويه و بدون توجه به ملاحظات فني و علمي نفت، پيوستگي آن در خلل و فرج مخزن از بين ميرود و نفت در بخشهايي كه گسست ايجاد شده باقي مانده و ميزان برداشت را كاهش ميدهد؛ بنابراين برداشت بهينه از مخازن نفتي فقط در نتيجه پژوهش به دست ميآيد.
گودرزنيا خاطرنشان كرد: در زمانهاي ابتداي برداشت از چاههاي نفتي، خارجيها به فكر ما نبودند و چندان به موضوعات علمي و فني توجه نميكردند؛ به طوري كه گاهي گاز خارج شده از چاه را آتش ميزدند و فقط از نفت آن استفاده ميكردند؛ در صورتي كه لازم است روشهايي پيدا كنيم كه از گاز نيز استفاده كنيم و حداقل اگر سوزاندن آن اجباري است، از انرژي حرارتي آن بهرهبرداري كنيم.
وي با اشاره به اين كه در چاههاي ايران، نفت بالا ميآيد و فوران ميكند، يادآوري كرد: در همه كشورها تا زماني كه نفت با فشار خودش بالا ميآيد به طور طبيعي آن را برداشت ميكنند و پس از آن روشهاي ثانويه و ثالثيه را به كار ميبرند.
وي افزود: ازدياد برداشت با تزريق آب (معمولا آب دريا)، گاز و يا تناوب آب و گاز انجام ميشود. براي نمونه اگر گرانروي مخزني بالا باشد، با تزريق بخار آب با درجه حرارت بالا به مخزن، گرانروي نفت را كاهش داده و برداشت آن را راحتتر ميكنند.
اين استاد دانشگاه در مورد نوع بافت مخزن و تاثير آن در نوع ماده تزريقي در برداشت ثانويه تشريح كرد: بعضي بافتهاي سنگين آب دوست و برخي نفت دوست هستند كه هر دو نوع مخزن در ايران وجود دارد و در نتيجه كار پژوهشي مشخص ميكند كه هر مخزن چه نوع بافتي دارد و بهتر است چه سيالي به آن تزريق شود؛ ولي از آنجا كه منطقه ما زلزلهخيز است، بافت كربنات گسسته بيشتر ديده ميشود.
او در ادامه گفت: لازم است سيال آب يا گاز در موقعيت موردنياز خود به كار رود؛ به طوري كه اگر مخزني نياز به تزريق گاز دارد؛ ولي گاز كافي در اختيار نيست، بهتر است اصلا از مخزن برداشت نكنيم تا شرايط مناسب مهيا شود و راندمان برداشت بالايي داشته باشيم.
وي افزود: اخيرا خبرهايي از وزارت نفت رسيده كه براساس آن كارهاي پژوهشي اين وزارتخانه به پژوهشگاه و دانشگاه صنعت نفت داده ميشود و در صورتي كه آنها نتوانند طرح را انجام دهند، به ساير دانشگاهها مراجعه ميشود كه اين مانع بزرگي در استفاده از پتانسيل فكري موجود در كشور و تحقق اهداف اين حوزه است.
وي، درباره طرح برداشت صيانتي از مخازن و اجراي آن در شرايط كنوني تصريح كرد: شركت نفت از نظر اطلاعاتي بسته است و ما آگاه نيستيم كه آيا از مخازن به نحو بهينه استفاده ميشود يا خير و يا اين كه برداشت چقدر و چگونه بوده است. ظاهرا شركت نفت علاقه ندارد كسي اين اطلاعات را بداند؛ در صورتي كه هدف ما از دانستن نقد آنها نيست، بلكه لازم است بدانيم تا كارهاي پژوهشي بيشتري در اين راستا انجام دهيم.
دوستاني كه تمايل دارند از هفته آينده اخبار شيمي، نفت و مهندسي شيمي را در email خود دريافت كنند. مي توانند آدرس ايميلشان را در قسمت نظرات وارد كنند تا در از هفته آينده اين خبرنامه را دريافت نمايند.
دوستاني كه تمايل به همكاري در تنظيم خبرنامه شيمي دارند. مي توانند اخبار مورد نظر را براي ماemail نمايند.
+ نوشته شده توسط یعثوب شاهماری در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت
12:6 |