تبليغاتX
> کیمیاگران

بسمه تعالی

 

1-     روزنامه شرق:

 

پنجشنبه ۲۹ تير ۱۳۸۵ - - ۲۰ جولاى ۲۰۰۶
 

در باره تركيبات ضد آفتاب:

 

- از پوستتان در تابستان محافظت كنيد...

 

ترجمه: پروين كريم زاده رغبتى

 

با فرا رسيدن تابستان در نيمكره شمالى، توجه همگان به سمت استفاده از ابزار حفاظتى در مقابل نور خورشيد جلب مى شود. اين بدان معنا است كه افراد فارغ از اين كه پوست روشن يا تيره و يا چشمان آبى يا قهوه اى داشته باشند، براى فرار از گرما به سايه پناه برده و تنها گاهى به منظور لذت بردن از نور خورشيد، حمام آفتاب مى گيرند.

بله درست است كه نور خورشيد موجب آرامش روح ، توليد و شكل گيرى ويتامين D در بدن و رشد گياهان مى شود اما هيچ كس از صدمات ناشى از اشعه هاى ماوراء بنفش آن (UVB و UVA) در امان نيست. استفاده از محصولاتى كه به برنزه شدن پوست كمك مى كنند باعث كاهش قدرت سد دفاعى پوست در مقابل آسيب هاى وارده از نور خورشيد مى شوند. به علت ناآگاهى مردم از عملكرد كرم هاى ضدآفتاب، ۸۰ درصد آسيب هاى اشعه ماوراء بنفش خورشيدى در كودكى و نوجوانى اتفاق مى افتد. به عنوان مثال سوزش هاى سطحى ناشى از تابش آفتاب و يا اثرات ناشى از روغن هاى مخصوص براى برنزه كردن پوست.

 

207939.jpg

 

ولى خوشبختانه هم اكنون مى توان در تمامى سنين با رعايت يكسرى از اصول بهداشتى از ميزان آثار منفى برجاى مانده از دهه هاى گذشته كاست و جلوى صدمات جديد را گرفت.

همه ما مى بايست درباره فوايد كرم هاى ضدآفتاب و پوشش هاى حفاظتى در مقابل نور خورشيد بيشتر بدانيم و بهترين استفاده ممكن را از اين امكانات حفاظتى به عمل آوريم. هر ساله در ايالات متحده آمريكا، بيش از يك ميليون مورد از سرطان سلول هاى پايه اى يا سلول هاى فلسى پوست تشخيص داده مى شود.

با اينكه اين نوع سرطان قابل درمان است، ولى به دليل اينكه معمولاً نواحى صورت، گردن، بازوها و دستان را گرفتار مى كند، بعد از درمان، زخم هاى مشخص و يا لكه هاى سفيد برجاى مانده در اين مناطق، آزاردهنده هستند.

نوع ديگرى از سرطان پوست به نام «ملانوما» كه معمولاً به علت صدمات ناشى از نور خورشيد ايجاد مى شود، خيلى قابل درمان نيست. در رابطه با نحوه استفاده از كرم هاى ضدآفتاب تصورهاى غلط زيادى رايج است و بيشتر مردم آن را به شكل نادرستى مصرف مى كنند.

هنوز هيچ مدركى دال بر افزايش سرطان پوست و يا ايجاد صدمات خارجى پوست به دليل استفاده منظم از اين كرم ها وجود ندارد، البته شكى نيست كه توانايى بدن در توليد ويتامين D را كاهش مى دهند.

 

207936.jpg

 

اگر يك فرد زير ۶۵ سال كه پوستش را حفاظت نكرده است به مدت يك ربع در زير نور آفتاب تابستان قرار گيرد، ويتامين D ساخته شده در بدنش برابر با كل ويتامين D ساخته شده در يك سال خواهد بود. اما تمامى افراد در تمامى سنين مى توانند مواد غذايى و اساسى مورد نياز بدنشان را از غذاها و ذخاير ويتامينى تامين كنند.

بيشتر كرم هاى ضدآفتاب پوست را در مقابل هر دو نوع اشعه ماوراء بنفشB كه باعث آفتاب سوختگى و اشعه ماوراءبنفش A كه در پير شدن موثرند،محافظت مى كنند. هر دو نوع اشعه در ايجاد سرطان پوست دخيلند.

اما شماره SPF (فاكتور حفاظت پوست در مقابل نور خورشيد) كرم هاى ضدآفتاب تنها ميزان حفاظت در برابر اشعه ماوراء بنفش UVBرا تعيين مى كند.

اگر شخصى كه بدون كرم ضدآفتاب روى پوست خود پس از ۲۰ دقيقه در معرض نور خورشيد قرار گرفتن دچار آفتاب سوختگى  شود، اگر همان فرد پوستش را به خوبى با كرم ضدآفتاب آغشته مى كرد و درست ۲۰ دقيقه در مقابل نور خورشيد قرار مى گرفت، دچار همان ميزان از آفتاب سوختگى نمى شد.

استفاده درست كرم روى پوست، به معناى مصرف يك ۳۰ گرم  از محصول بر روى بدن است كه البته بيشتر مردم از نصف اين مقدار هم كمتر استفاده مى كنند و اين خود باعث كاهش قابليت حفاظتى كرم مى شود. پزشكان متخصص پوست، استفاده منظم روزانه از كرم هاى ضدآفتاب با ۱۵=SPF و يا بيشتر به روى نواحى اى از بدن كه بيشتر در تماس با نور خورشيد است را توصيه مى كنند. متخصصان پوست حتى در روزهاى ابرى و براى افراد با پوست تيره، استفاده از كرم هاى ضدآفتاب را توصيه مى كنند، چرا كه اشعه ماوراء بنفش خورشيدى به آسانى از ميان ابرها هم مى گذرد.

افرادى كه پوست روشن داشته و يا در گذشته به سرطان پوست مبتلا شده اند، بايد از كرمى استفاده كنند كه SPF آن حداقل ۳۰ باشد. اين SPF قادر است جلوى بيش از ۹۷ درصد اشعه هاى خورشيدى را بگيرد. به بيان ديگر هر چه SPF كرم بالاتر باشد، درجه حفاظت كرم به ميزانى هرچند بسيار كم افزايش مى يابد.

 

موادموثر حفاظتى براى پوست

  به ياد داشته باشيد كه فاكتور حفاظت پوست در مقابل نور خورشيد در كرم هاى ضدآفتاب تنها بخشى از قضيه است. ممكن است محصولى با ۳۰= SPF ميزان حفاظتش در مقابل UVA تنها برابر ۲ باشد. كرم ضدآفتاب شما بايد طيف وسيعى از حفاظت را انجام دهد كه جلوگيرى از اشعه ماوراءبنفش A هم جزيى از آن است.

دو جزء از عوامل تشكيل دهنده ضدآفتاب هاى «كامل» كه به ميزان كم در كرم گنجانده مى شود و از لحاظ آرايشى هم قابل قبولند «دى اكسيد تيتانيوم» و «اكسيد روى» هستند.دو عامل ديگرى كه باعث افزايش ميزان حفاظت مى شوند. دو عامل ديگر كه حفاظت وسيع الطيفى ايجاد مى كنند،يعنى Mexoryl و Tinosorb حفاظت در برابر UVA را در تماس طولانى مدت با نور خورشيد تثبيت مى كنند. اين محصول هم اكنون در بازار كانادا و اروپا موجود است ولى هنوز در آمريكا به تاييد «سازمان غذا و دارو» نرسيده اند.

شركت Neutrogena  در بازار آمريكا محصولى جديد ارائه كرده است به نام Ultra Sheer كه داراى ۵۵ = SPF بوده و گفته مى شود عملكردى مشابه «مكسوريل» دارد. اين محصول همچنين ارزان تر بوده و به لحاظ آرايشى استفاده اش ساده تر است.

اين كمپانى از حق امتياز تكنولوژى Helioplexبراى تثبيت دو ماده ضدآفتاب آووبنزون و اكسى بنزون بهره گرفته است.

براى موثر واقع شدن، كرم هاى ضدآفتاب بايد با سطح پوست واكنش دهند. به همين منظور لازم است ۱۵ تا ۳۰ دقيقه قبل از ترك منزل به سطح پوست ماليده شوند. بيشتر كرم ها هم بايد هر دو ساعت يك بار تجديد مصرف شوند. (يك امتياز Ultra Sheer اين است كه تصور براين است كه براى شش ساعت يا بيشتر موثر است).

شناگران و افرادى كه فعاليت بدنى بالايى دارند بايد از ضدآفتاب هاى ضدآب استفاده كنند، ولى همه ضدآفتاب ها (چه غير ضدآب و چه ضدآب) بايد بعد از تعريق و يا شنا تجديد شوند.

 

 

 

تمامى افراد بالاتر از سن يك نوزاد ۶ ماهه مى بايست از اين كرم ها مصرف كنند. نوزادان كمتر از ۶ماه هم نبايد در معرض نور خورشيد قرار داده شوند و اگر بالاجبار اين اتفاق مى افتد، بايد كرم ضدآفتاب بر روى پوستشان استعمال شود.

لباس هاى مناسب در برابر آفتاب

درست همان طور كه در مورد كرم هاى ضدآفتاب عقايد اشتباهى رايج است.در مورد لباس هاى مناسب در برابر آفتاب نيز عقايد اشتباهى وجود دارد.

دكتر سوزان وينكل و هاريت لين هال در «ژورنال بنياد سرطان پوست» مى نويسند اغلب البسه تابستانى در برابر نور آفتاب محافظت ايجاد نمى كنند. يك عدد تى شرت خيس كه بر تن يك شناگر است ۳=SPF و تى شرت خشك ۷=SPF را تامين مى كند.

ايمن ترين لباس ها در برابر نور خورشيد آنهايى هستند كه از پارچه هاى با بافت متراكم دوخته شده و به رنگ تيره هستند. يك تى شرت نخى سبز مى تواند ۱۰=SPF داشته باشد در حالى كه يك پيراهن جين آستين بلند فاكتورى در حد ۱۷۰۰ دارد.

هم اكنون جهت استفاده افراد حساس به نور خورشيد، گزينه هاى بسيار خوبى در زمينه پوشاك توليد شده اند. شركت هاى مختلفى هستند كه پيراهن، شلوار، كلاه و ساير البسه را از پارچه هاى مقاوم در برابر نور خورشيد توليد مى كنند كه سبك بوده و به راحتى مى توان آنها را در هواى گرم پوشيد.

شركت «Sun Precaution » با خط توليد محصول «Solumbra »كه از نفوذ بيش از ۹۷ درصد از UVB و UVA جلوگيرى مى كند، مبدع اين حركت بود.

يك پيراهن «سولومبرا» مى تواند بهترين پوشش براى قايقرانان و يا كوهنوردان باشد. اين لباس ها حتى بعد از ۱۰۰ بار شست وشو خواص حفاظتى خود را حفظ مى كنند.

محصول ارزان قيمت تر ديگر، شوينده SunGuard است كه شركت Rit آن را ساخته كه به وسيله آن پارچه با محلول «تين سرب» آغشته مى شود و موجب دفع ۹۶ درصد اشعه UV (ماوراءبنفش) مى شود. پس از آن حتى بعد از ۲۰ بار شست وشوى معمولى لباس، خاصيت محافظتى در برابر نور خورشيد در آن باقى مى ماند.

علاوه بر پوست، چشم ها هم بايد در مقابل آسيب هاى وارده از اشعه ماوراءبنفش محافظت شوند. مجبور نيستيد كه يك عينك آفتابى گران قيمت و با درجه حفاظتى ۱۰۰ درصد خريدارى كنيد. علاوه بر بزرگسالان، كودكان هم به عينك آفتابى نياز دارند.

بهترين كارى كه مى توانيد انجام دهيد، اين است كه هنگام خروج از خانه تمامى سطح بدن را با لباس هاى مناسب، كلاه لبه دار و عينك آفتابى بپوشانيد. در كنار دريا هم بهتر است از چتر آفتابى و مقادير مناسب از كرم ضدآفتاب با SPF بالا استفاده كنيد.

New York Times ,June 6,2006

 
 
چهارشنبه ۲۸ تير ۱۳۸۵ - - ۱۹ جولاى ۲۰۰۶
 

پلاستيك هاى طبيعى

 

 

207633.jpg

 

محمدرضا جبلى: شركت AMD در نظر دارد يك واحد تجارى براى توليد پلاستيك هاى طبيعى ابداعى شركت Metabolix برپا سازد.

اين پلاستيك ها سازگار با طبيعت بوده و بر پايه منابع تجديدپذير و پايدار به دست مى آيند. اين واحد در ابتداى كار ظرفيت سالانه اى در حدود ۵۰ هزار تن در سال خواهد داشت و در سايت آمريكاى شمالى شركت AMD جاى خواهد گرفت.

اين كارخانه پلاستيك هاى طبيعى PHA توليد مى كند. پلاستيك PHA در ساخت محصولاتى به كار خواهد رفت كه در حال حاضر از پلاستيك هاى پتروشيميايى تهيه مى شوند و به طور مثال مى توان به فيلم ها و محصولات قالب گيرى شده اشاره كرد.

اين محصولات طى يك فرآيند تخميرى كاملاً بيولوژيك توليد مى شوند كه مواد اوليه كشاورزى نظير قند ذرت را به گستره متنوعى از پلاستيك هاى مقاوم ولى قابل تجزيه در خاك بدل مى كنند. براساس ادعاى شركت AMD پلاستيك هاى حاصل از اين فرآيند حتى در محيط هاى دريايى نيز قابل تجزيه زيستى هستند. به گفته رئيس و مدير اجرايى شركت AMD «پلاستيك هاى حاصل از پليمر PHA طبيعى، قابل تجزيه زيستى و تجديدپذير هستند. همچنان كه تقاضاى جهان براى نفت رو به افزايش است، AMD اعتقاد دارد اين واحد توليدى، يك قدم مثبت به سوى توليد پلاستيك هاى تجديدپذير بوده و جايگزينى براى پلاستيك هاى سنتى مشتق از نفت را به بازارهاى جهانى عرضه مى كند.»

پلاستيك هاى طبيعى PHA شركت Metabolix، خانواده اى از پليمرها هستند كه گستره وسيعى از خواص سخت تا نرم را دربرگرفته و قابليت تبديل به محصولات قالب گيرى شده، اكسترود شده، الياف، چسب ها و... را دارا هستند.

شركت Metabolix مدعى است پلاستيك هاى توليدى از ماندگارى بسيار عالى برخوردار بوده، در مقابل عواملى همچون مايعات داغ، گريس ها و روغن ها مقاومت داشته و در عين حال در شرايط مختلفى چون محيط هاى مرطوب، دريا، خاك و شرايط بى هوازى همچون سيستم هاى سپتيك و تصفيه پساب هاى شهرى همچنان زيست تجزيه پذيرند.

اين محصولات براساس فرآيندهاى تخصصى ابداعى شركت Metabolix از مواد اوليه قابل بازيافت و تجديدپذير كشاورزى توليد مى شوند.

www.genengnews.com

 

 

سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۵ - - ۱۸ جولاى ۲۰۰۶
 

پروتكل كيوتو

 

روز سوگوارى براى آب  و هوا:

ترجمه: دكتر فيروز روشن

 

 

207396.jpg
 
 

 خلاصه گفت و گو

1- قرارداد كيوتو آهنگ افزايش دماى كره زمين را به ميزان ۱/۰ درجه سانتى گراد كندتر خواهد ساخت. يعنى افزايش دماى هوا به جاى ۴ درجه سانتى گراد ۹/۳ درجه سانتى گراد خواهد بود.

۲- اين پروتكل به گونه اى تنظيم و سازمان  يافته است كه پيوستن ايالات متحده آمريكا به اين قرارداد را غيرممكن مى سازد. بدين ترتيب اين پروتكل مانع از اين مى شود كه ما به يك توافقنامه بين المللى و بهتر در اين زمينه دست يابيم.

۳- هر كشورى مى تواند بسيار ساده با تغيير در متد و روشى كه كاهش گاز ها را محاسبه مى كنند، به راحتى به اهداف قيد شده در پروتكل دست يابد؛ البته تنها در روى صفحه كاغذ. درج چنين تعهد هايى در پروتكل از نظر تبليغى بسيار مفيدند زيرا با آنها تيتر روزنامه ها زينت خواهند يافت.

 

هفته نامه اشپيگل در مورد برندگان و بازندگان پديده گازهاى گلخانه اى، هزينه كلان «ايدئولوژى كفاره» حزب سبز ها در آلمان و به بيراهه رفتن پيمان كيوتو گفت وگويى را با ريچارد تول۱ اقتصاددان زيست محيطى انجام داده است كه در زير مى آيد.

•••

همان طور كه مى دانيد در ۱۶ فوريه سال ۱۹۹۷ قرارداد كيوتو به تصويب رسيد. به نظر شما آيا اين پروتكل مى تواند براى نجات آب و هواى كره خاكى گام موثرى بردارد؟

نه، مطمئناً نه. چرا كه طى اين  سال ها كاهش توليد گاز هاى گلخانه اى بسيار اندك بوده است. با پيش بينى هاى بسيار خوش بينانه مى توان گفت قرارداد كيوتو آهنگ افزايش دماى كره زمين را به ميزان ۱/۰ درجه سانتى گراد كندتر خواهد ساخت. يعنى افزايش دماى هوا به جاى ۴ درجه سانتى گراد ۹/۳ درجه سانتى گراد خواهد بود.

چه چيزى باعث نگرانى شما در مورد اين پروتكل مى شود؟

اين پروتكل به گونه اى تنظيم و سازمان  يافته است كه پيوستن ايالات متحده آمريكا به اين قرارداد را غيرممكن مى سازد. بدين ترتيب اين پروتكل مانع از اين مى شود كه ما به يك توافقنامه بين المللى و بهتر در اين زمينه دست يابيم.

چه امرى مانع مى شود تا ايالات متحده به اين پيمان بپيوندد؟

سيستم هاى حقوقى در آمريكا و اروپا با يكديگر تفاوت دارند. دولت هاى اروپايى مى توانند در صورت تمايل به اين پيمان عمل كنند. اين دولت ها همچنين مى توانند از اجراى مفاد اين عهدنامه صرف نظر كنند و اين درحالى است كه هيچ شهروند اروپايى نمى تواند از طريق قانونى دولت خود را مجبور كند تعهداتى در چارچوب حقوق ملل را كه مفاد قرارداد است به حقوق و قوانين ملى تعميم داده و آن را لازم الاجرا سازد.

اين راه گريز در سيستم  حقوقى آمريكا و استراليا وجود ندارد. طبق سيستم حقوقى اين دولت ها هر شهروند در اين كشورها مى تواند عدم اجراى اهداف مندرج در اين پيمان را از طريق حقوقى به طور قطع  لازم الاجرا كند و از دولت تقاضاى زيان كند. بنابراين امضاى چنين قراردادى براى دولت آمريكا مقرون به صرفه نخواهد بود. اين درحالى است كه اجراى مفاد اين توافقنامه در كشور هاى ديگر ضمانت اجرايى ندارد.

چرا آمريكا اصولاً نيازى نمى بيند كه در اين زمينه اقدام كند؟

اين امر مى تواند درست باشد و درست به همين خاطر است كه دولت آمريكا با اعتراض حاميان حفاظت محيط زيست اروپا روبه رو است. اما آنچه كه بسيارى از آن بى اطلاع هستند اين واقعيت است كه آمريكا بين سال هاى ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ نسبت به آلمان گاز دى اكسيدكربن كمترى توليد كرده است. چنانچه ما رشد اقتصادى به مراتب بيشتر آمريكا را در مقايسه با آلمان در اين سال ها در نظر بگيريم، كاهش توليد گاز هاى گلخانه اى در ايالات متحده آمريكا ۱۹ درصد اما در آلمان ۱۶ درصد است. دستيابى به اهداف مسائل محيط زيست در آلمان را مى بايست در رابطه با علل زير ديد:

۱- فروپاشى صنايع فرسوده در بخش شرقى اين كشور در اين سال ها.

۲- عدم رشد اقتصادى قابل توجه در اين دوره (%۱ +).

بنابراين اين امر موفقيت ظاهرى و كاذب است.

در مقابل اين وضع اقتصاد آمريكا در زمينه توليدى به گونه اى بهينه از انرژى استفاده كرده است.

آيا با اين وجود قرارداد كيوتو نمى تواند گامى در مسير درست باشد، زيرا طبق اين پروتكل مى بايست توليد گاز هاى گلخانه اى به ميزان ۲/۵ درصد كاهش يابند.

پاسخ منفى است چرا كه قيد مقدار مشخصى از كاهش اين گاز ها و حتى قيد حداقل ميزان كاهش در توافقنامه دقيقاً اشتباه اصلى و تعيين كننده در اين پروتكل است. زيرا اين امر تنها در حالتى معنى داشت كه مشخص مى شد چگونه اجراى اين اهداف به گونه اى مفيد كنترل خواهند شد. اين توافق بدين گونه بود: اهدافى كه در پروتكل امضا كنندگان را متعهد مى كند، اما بدون سيستم كنترلى كه ضمانت اجرايى داشته باشد.

بنابراين هر كشورى مى تواند بسيار ساده با تغيير در متد و روشى كه كاهش گاز ها را محاسبه مى كنند، به راحتى به اهداف قيد شده در پروتكل دست يابد؛ البته تنها در روى صفحه كاغذ. درج چنين تعهد هايى در پروتكل از نظر تبليغى بسيار مفيدند زيرا با آنها تيتر روزنامه ها زينت خواهند يافت.

بنابراين با وجود قرارداد  «كيوتو» دماى كره زمين افزايش خواهد يافت. پيامد هاى اقتصادى اين امر چگونه خواهند بود؟

افزايش دما بين ۴-۲ درجه سانتى گراد همراه با زيان هايى براى گروهى و همچنين منافعى براى گروهى ديگر خواهد بود. در اروپا ساكنين شمالى مدار فرضى بين پاريس و مونيخ برنده اين تغيير دما خواهند بود. هرچه بيشتر به سوى جنوب اين مدار حركت كنيم بيشتر در اين بازى بازنده خواهيم بود.

جزئيات امتيازات كشور هايى كه در شمال اين مدار خواهند بود چگونه است؟

به طور مثال آنها مى بايست براى گرمايش و انرژى كمتر هزينه كنند. به طور مثال هر شهروند در اين رابطه ۵/۰ درصد از درآمدش را پس انداز مى كند.

افزايش دماى هوا همچنين سبب خواهد شد كه در سال ۲۰۵۰ حدوداً ۴۰ هزار نفر كمتر در آلمان در اثر بيمارى هاى ناشى از سرما مثل گريپ و غيره بميرند. در مقابل مرگ و مير ناشى از گرما تنها در حدود ۵۵۰۰ نفر افزايش خواهد يافت. در مجموع حاصل اين تغييرات كسب زمانى بيشتر براى زندگى است.

در اين مناطق افزايش دمايى به ميزان ۳ درجه سانتى گراد مى تواند پيامد هاى منفى چشمگيرى را به همراه داشته باشد. به طور مثال درآمد مردم كشور هاى آفريقايى مى تواند تا ۱۰ درصد كاهش يابد و اين امر براى آنها يك فاجعه است.

چگونه مى توان چنين عدم توازنى را توضيح داد؟

فاكتور تعيين كننده در اينجا فقر است. هرچه اقتصاد يك كشور عقب مانده تر باشد، به همان اندازه اهميت زمين و آبيارى در اقتصاد بيشتر خواهد بود.

در كشور هاى صنعتى اين بخش تنها ۲-۱ درصد درآمد سرانه ناخالص ملى را تشكيل مى دهد. درحالى كه در كشورى مثل سودان اين سهم ۴۰-۳۰ درصد خواهد بود. سه چهارم مردم سودان از راه كشاورزى امرار معاش مى كنند. بنابراين ما در درجه اول با مشكل آب و هوا روبه رو نيستيم، بلكه با چالشى جدى به اسم فقر روبه رو هستيم.

بنابراين مسببان اصلى اين تغيير آب و هوا ما هستيم، درحالى كه كشورهاى فقير بزرگترين بازندگان در اين تغييرات جوى خواهند بود.

آرى، متاسفانه اين امر حقيقت دارد و يك چالش در عدم تعادل در تقسيم نعم مادى است. دقيقاً مثل سياست كشاورزى اتحاديه اروپا كه با پرداخت يارانه به كشاورزان در اروپا محصولات كشاورزى كشور هاى فقير را از بازار اروپا دور نگه مى دارد.

هم اكنون مناطق جنوبى نيز از نظر اقليمى در منطقه قرمز به سر مى برند و وضع اين كشور ها هر روز بدتر مى شود.

چه پيامد هايى در رابطه با افزايش دماى كره زمين زندگى ما را از همه بيشتر تهديد مى كند؟

احتمال ذوب شدن سپر يخى در غرب قاره قطب جنوب. در اين حالت سطح آب دريا در سه سال آينده تا پنج متر مى تواند بالا بيايد. ما هم اكنون چنين سناريويى را براى هلند، لندن و بندر مارسى با مدل هاى رايانه اى روى صحنه آورده ايم. از نظر فنى و تكنيكى اين امر دشوار نخواهد بود كه ارتفاع سد ها را به ميزان پنج متر بالا برد. اما همزمان با اين تدبير مى بايست عرض آنها نيز به ميزان ۴۰ متر افزايش يابد. اجراى اين طرح از نظر سياسى مشكل خواهد بود زيرا بناهاى بسيارى مى بايست تغيير مكان دهند. در اين حالت مى بايست از اراضى قابل توجهى صرف نظر كنيم. حدوداً از وست مينستر تا بيگ بنگ، بخش هاى وسيعى از هلند و ساكن سفلى و بندر برمن. بندر هامبورگ كه هم اكنون شش متر بالاتر از سطح آب دريا قرار دارد، موقعيت خوبى پيدا خواهد كرد. اين شهر در آن هنگام مستقيماً در كنار دريا قرار خواهد گرفت و تنها بندر بزرگ اروپا خواهد بود.

جمعيتى كه مى بايست در مقابل اين پيشروى دريا عقب نشينى كند در چه حدود خواهد بود؟

در اروپا مى بايست ۴۰-۲۰ ميليون نفر تغيير اسكان داده شوند. اين امر با چالش هايى همراه خواهد بود. اما به طور مثال در بنگلادش اين آمار ۱۰۰ ميليون نفر خواهد بود.

بايد توجه داشت كه هم اكنون نيز برخورد هاى مسلحانه بين بنگال ها كه در اراضى پست سواحل رودخانه زندگى مى كنند و قبايلى كه در مناطق مرتفع ساكن اند در دستور كار است.

بنابراين چه بسا آنها نيز خواهان اتخاذ تدابيرى براى حفظ شرايط اقليمى حاضر هستند تا اينكه در آ ينده با ريسك كلان ترى پيرامون اين شرايط روبه رو نشوند؟

قطعاً! با اين وجود ما مى بايست امكانات اقتصادى را براى اين امر به گونه اى موثر به كار گيريم. يكى از اين ابزار اتخاذ سياست هاى بهتر توسعه و تكامل است، تا اينكه كشور هاى كم بضاعت خود را براى چنين شرايطى از هم اكنون آماده سازند.

تلاش ها براى كاهش توليد گازهاى گلخانه اى نيز مى بايست به گونه اى موثر باشند. در اينجا است كه مى بايست در درستى راه كشور هاى امضا كننده عهدنامه كيوتو شك كرد.

اين شك بر مبناى چه دلايلى است؟

از آنجا كه استخراج زغال سنگ و استفاده از آنكه به وسيله يارانه دولت حمايت مى شود و از اين نظر مقدار زيادى دى اكسيدكربن توليد مى شود، در موقعيتى غيرمنطقى قرار داريم. از سوى ديگر سعى بر اين است با تلاش و هزينه هاى هنگفت توليد دى اكسيدكربن را به مقدار اندك كاهش داد. به طور مثال براى صرفه جويى در توليد حدوداً يك تن كربن از طريق ايجاد نيروگاه هاى بادى مى بايست مبلغ زيادى هزينه شود. اين درحالى است كه با هزينه اى به مراتب پايين تر مى توان نيروگاه هاى زغال سنگى را مدرنيزه كرد، از طريق جايگزينى سوخت گاز به جاى زغال سنگ.

چرا سياستمداران در آلمان چنين راه پرهزينه اى را برگزيده اند؟

تا حدود زيادى علت در ساختار اقتصادى كهنه نهفته است. افزون بر اين حزب سبز ها نيز روى دوران ايدئولوژيك پيشين پافشارى مى كنند. براى آنها ضايعات محيط  زيست گناه محسوب مى شود، گناهى كه براى آن مى بايست كفاره پرداخت، بنابراين چنين كفاره اى مى بايست حتى الامكان گران باشد.

اين تفكر زيست محيطى پروتستانتيستى است كه تنها در شمال اروپا با آن روبه رو هستيم.

بنابراين شما چه تدبيرى را براى كاهش توليد گاز هاى گلخانه اى توصيه مى كنيد؟

تدبير من از طريق گزينش ابزار دادو ستد با انتشار و توليد گازهاى گلخانه اى است. بدين گونه كه دولت به كارخانجات و نهاد هاى توليدى گاز هاى گلخانه اى مجوز توليد اين گاز ها را به صورت كوپن هاى تائيد شده «Certificate» حدوداً معادل مقدارى كه نهاد توليدى مربوطه در حال حاضر گاز توليد مى كند، اعطا مى نمايد. اين امر بدين معنى است كه تا اين مرحله براى نهاد توليدى هيچ گونه هزينه اضافى پديد نيامده است.

از اين به بعد چنانچه نهاد توليدى مزبور درصدد افزايش توليد است و از اين جهت بر توليد گاز هاى گلخانه اى آن نيز افزوده مى شود، مى بايست يا از طريق بهينه كردن سيستم استفاده از انرژى مقدار توليد گاز هاى گلخانه اى خود را ثابت نگاه داشته و يا اينكه كوپن هاى لازم براى مجوز مقدار اضافى گاز هاى توليدى جديد خود را از موسسات توليدى ديگر كه به طور مثال توليد دى اكسيدكربن خود را تقليل داده اند، در يك سيستم بورسى خريدارى نمايد.

بدين ترتيب است كه سيستم اقتصادى كه عملكرد آن بر مبناى رقابت آزاد است، به گونه اى معقول در خدمت حفظ و سلامت محيط زيست خواهد بود.

اما امسال دقيقاً چنين سيستم كنترلى در آلمان و اروپا از نظر قانونى ضمانت اجرايى يافته است. عملكرد اين سيستم تنها در صورتى موثر و خوب خواهد بود كه بهاى كوپن ها براى يك تن دى اكسيدكربن از ارزش قابل توجهى در سيستم داد و ستد با توليد و انتشار گاز برخوردار شود.

تنها در اين حالت صرفه جويى در انرژى براى يك نهاد توليدى مقرون به صرفه خواهد بود كه مقدار توليد گاز هاى گلخانه اى خود را كاهش داده تا بتواند كوپن هاى خود را با قيمت خوبى در بورس بفروشد.

در سيستم فعلى درست برعكس با دادن امتياز هاى متعدد بهاى چنين كوپن هايى در بورس تقريباً نزديك به صفر و بى ارزش است. افزو ن بر اين در آلمان و اروپا بخش هاى مهم زيادى شامل اين سيستم نمى شوند - قبل از هر چيز بخش كشاورزى، ترافيك هوايى، راه آهن و همچنين تك تك مالكين اتومبيل هاى سوارى.

چگونه مى توان مالك يك خودرو را در چنين سيستم داد و ستدى وارد و ادغام كرد؟

بدين گونه كه او از دولت معادل حجم و توان موتور خودرو خود و مقدار كيلومتر مسافت در سال تعداد معينى كوپن دريافت مى كند. در صورتى كه او در سال آينده رفتار ترافيكى خود را تغيير داده و در نتيجه در توليد انرژى صرفه جويى كرده و يا خودرو خود را با اتومبيلى كه مصرف انرژى آن كاهش يافته است تعويض كند، مى تواند كوپن هاى اضافى خود را در بورس تبديل به پول كند. اين انگيزه اى مادى خواهد بود و در انتخاب رفتارى اجتماعى براى بهبود و سلامت و حفظ محيط زيست موثر است.

اما صنايع اتومبيل سازى نسبت به اين طرح خوشبين نخواهند بود كه يك باره شاهد هجوم مصرف كنندگان به سوى اتومبيل هاى كوچك باشند.

قطعاً، از نظر سياسى اجراى چنين طرحى ساده نخواهد بود. اما آنچه كه در سيستم فعلى مى گذرد بدين گونه است كه داد و ستد  با توليد و انتشار گاز ها با بخشى از صنايع منجر به كاهش توليد و انتشار گاز هاى گلخانه اى نخواهد بود. ترافيك نيز شامل اين داد و ستد نخواهد بود. ساير تدابير جهت هدايت ترافيك به سوى صرفه جويى و كاهش در توليد گازها از نظر سياسى قابل اجرا نيستند. درست به اين جهت دولت با ميلياردها يورو يارانه گسترش اتومبيل هاى كم  مصرف را حمايت مى كند.

پيشنهاد شما بر اين است كه با توسعه داد و ستد توليد و انتشار گاز و از طريق توزيع كوپن هاى اعتبارى تا سرحد امكان در اين مورد محدوديت ايجاد كرد؟

دقيقاً! از اين راه انگيزه صرفه جويى در توليدكننده بزرگ تر خواهد شد، زيرا چشم انداز درآمد بيشتر از طريق فروش كوپن هاى اعتبارى صرفه جويى به او انگيزه خواهد داد. از اين گذشته اين امكان نيز وجود دارد كه توليدكننده با گزينش مناسب ترين راهكارها بهتر به اهداف صرفه جويى برسد. از اين طريق قادر خواهيم بود با اقداماتى اندك به نتايج بهترى براى حفظ سلامت آب و هوا دست يابيم. اين تدبير طبيعتاً شامل دادوستدهاى بين المللى خواهد شد چرا كه صرفه جويى در توليد يك تن دى اكسيدكربن در روسيه و چين و يا برزيل ارزان تر خواهد بود. اينكه در كجا چنين كارى صورت مى پذيرد، براى محيط زيست فرق نمى كند و بى تفاوت است.

اما چنين داد و ستدى در قرارداد كيوتو صريحاً پيش بينى شده است.

درست است، ولى در حال حاضر مكانيسم كنترل و مرجعى حقوقى براى كنترل و نظارت بر اين امر وجود ندارد. چه كسى مى تواند ادعا كند كه در ايتاليا يا روسيه يك تن دى اكسيدكربن خريدارى شده است. آيا در آنجا حقيقتاً صرفه جويى شده است؟

يكى ديگر از اركان قرارداد كيوتو تدابيرى است كه بدان وسيله دى اكسيد كربن از اتمسفر جذب مى شود، مثل توسعه جنگل ها. آيا اين تدبير به ويژه براى كشورهاى در حال توسعه راه مفيدى نيست؟

در تئورى بلى راهكار خوبى است: يك كشور درختى مى كارد و در ازاى هر تن دى اكسيد كربن كه از اتمسفر جذب درخت مى شود يك كوپن اعتبارى دريافت مى دارد.

اين كشور مى تواند اين كوپن هاى اعتبارى را به توليدكنندگان و يا دولت هايى كه گازهاى گلخانه  اى توليد مى كنند بفروشد. اما اگر متن پروتكل كيوتو وجود نداشت: طبق اين پروتكل چنين كشورهايى تنها هزينه اى را دريافت مى كنند كه صرف كاشتن درخت در فرآيند توسعه جنگل هزينه كرده اند و نه بهايى به مراتب بالاتر براى كوپن خود كه معادل بهاى يك تن دى اكسيدكربن و در داد و ستد توليد و انتشار گاز پرداخت مى شود. اين غير از كلنياليسم چيز ديگرى نيست!

چگونه يك چنين سيستم غيرعادلانه اى توانست به تصويب برسد؟

بسيار ساده. كشورهاى در حال رشد نمى دانستند كه چه پروتكلى را امضا مى كنند. در حالى كه هيات هاى غربى شركـت كننده در همايش كيوتو از ۴۰-۳۰ كارشناس آب و هوا تشكيل مى شدند، كشورهايى مثل مالى و غيره با يك نماينده ديپلماتيك در آنجا حاضر بودند كه نه تنها موضوع آب و هوا را رتق و فتق مى كردند، بلكه همچنين به موضوع سلامتى و داد و ستد و غيره رسيدگى مى كردند.

Spiegel,Feb.2005

پى نوشت:

1- ريچاد تول (Richard Tol) ۳۵ سال دارد و استاد كرسى «تحول و رويدادهاى زيست محيطى و پيامدهاى آن» در دانشگاه هامبورگ است. اين پژوهشگر از جمله نويسندگان گزارش IPCC (شوراى دانشمندان سازمان ملل براى بررسى تغييرات آب و هوا) است. اين پژوهشگر يكى از اولين دانشمندانى بود كه اولين مدل هاى رايانه اى را براى پيش بينى و واكاوى پيامدهاى اقتصادى گرمايش كره زمين مهندسى كرد.

 

 افزايش آب رودخانه ها در نتيجه افزايش CO2

عجايب آب

 

ترجمه: عبدالله مصطفايى

 

207399.jpg

  

افزايش CO2 اتمسفر منجر به افزايش آب رودخانه ها مى شود.

تحقيقات اخير گوياى آن است كه گياهان موجود در جهان به دليل افزايش مقدار دى اكسيد كربن به آب كمترى براى رشد نياز دارند. نتايج اين تحقيق جديد بيانگر آن است كه مقدار آب رودخانه ها شديداً افزايش خواهد يافت و ريسك جارى شدن سيل بيشتر خواهد شد. نيكولا جدنى از مركز پيشگويى و تحقيق آب و هواى هادلى در انگلستان مسئول اين تحقيق بوده است و در اين باره اظهار مى دارد كه «ما فكر مى كنيم كه اين موضوع باعث مى شود سالانه ۲۰۰۰ كيلو متر مكعب به روان آب هاى جهان اضافه شود كه اين عدد نسبتاً زيادى است.»

مقدار اضافى دى اكسيدكربن موجود در جو حاصل سوزاندن سوخت هاى فسيلى است. عقيده بر آن است كه افزايش غلظت اين گاز باعث گرم شدن اتمسفر مى شود. البته اين موضوع باعث مى شود كه گياهان راحت تر اين گاز را جذب كرده و از طريق فتوسنتز به بافت هاى گياهى تبديل كنند و براى اين فرآيند از رطوبت كمترى بهره جويند.

در مقياس هاى كم اين بدان معنى است كه گياهان رطوبت كمترى را از طريق منافذ موجود بر روى برگ هاى خود وارد هوا كنند. اين موضوع در سطح يك سرزمين بدان معنى خواهد بود كه رطوبت بيشترى در خاك باقى بماند و احتمالاً وارد روان آب ها شود.

عجايب آب

سالانه در رودخانه هاى جهان حدود ۴۰ هزاركيلومتر مكعب آب جريان مى يابد و اين رقمى است كه طى قرن بيستم حدود ۳ در صد افزايش داشته است. تاكنون اكثر محققين اين تقصير را بر گردن تغييرات آب و هوا انداخته اند.

اما جدنى مى گويد كه اگر به كل سطح سياره زمين نظر افكنيم متوجه مى شويم كه تغييرات آب و هوا احتمالاً باعث كاهش بارندگى نيز شده باشد كه اين با تئورى بالا همخوانى ندارد.

ايشان براى آنكه به يك چنين نتيجه اى دست يابند، چهار تئورى را براى توجيه افزايش جريان رودخانه ها مد نظر قرار دادند. براى هر يك از اين تئورى ها، جدنى پيشگويى هاى هر تئورى را به كمك مدل هاى ارائه شده در مركز  هادلى با روند تغييرات واقعى مقايسه كرده اند.

او اين مقايسه را در دو سطح جهانى و منطقه اى انجام داده است.

چهار تئورى افزايش آب رودخانه ها به قرار زير است:

۱- تغييرات اخير در ميزان بارندگى علت اين موضوع است.

۲- تغيير در كاربرى زمين باعث اين بحث شده است.

۳- ذرات گرد و غبار ناشى از فعاليت هاى انسان ها باعث كاهش قدرت نور خورشيد شده و از ميزان تبخير مى كاهد.

۴- بهتر انجام شدن فتوسنتز ناشى از افزايش دى اكسيد كربن در هوا علت موضوع بوده است.

تاثير دوگانه

جدنى در مصاحبه خود اظهار داشته است كه «تغييرات آب و هوا به خودى خود باعث كاهش مقدارى از روان آب ها خواهد شد ولى تاثير دى اكسيدكربن روى گياهان باعث افزايش حدود ۵ درصدى روان آب ها مى شود.» حال اگر اين دو موضوع را با يكديگر تركيب كنيم مى توان افزايش حدود ۳ درصدى را مشاهده كرد كه اين با الگوهاى منطقه اى همخوانى دارد. پيتر كاكس از مركز اكولوژى و هيدرولوژى وينفريت انگلستان مى گويد كه « اين براى اولين بار است كه اثر دى اكسيدكربن بر روى گياهان در مقياس هاى بزرگ مورد بررسى قرار مى گيرد.»

دامون ماتيوز از دانشگاه كلگرى كانادا نيز اشاره داشته است كه ممكن است عوامل ديگرى نيز در تغيير دبى رودخانه ها موثر بوده باشند. اما او نيز موافق است كه از بين تئورى هاى مهم تاكنون به نظر مى رسد كه تغيير در فتوسنتز با واقعيت همخوانى بيشترى داشته است.

New scientist,15Feb.2006

 

دوشنبه ۲۶ تير ۱۳۸۵ - - ۱۷ جولاى ۲۰۰۶
 

ارمغان بيوتكنولوژى براى محيط زيست :

 

پلاستيك هاى زيستى

كسرى اصفهانى

 

  207138.jpg

 

اطرافمان انباشته از پلاستيك شده است. هر كارى كه انجام مى دهيم و هر محصولى را كه مصرف مى كنيم، از غذايى كه مى خوريم تا لوازم برقى به نحوى با پلاستيك سروكار داشته و حداقل در بسته بندى آن از اين مواد استفاده شده است. در كشورى مثل استراليا سالانه حدود يك ميليون تن پلاستيك توليد مى شود كه ۴۰ درصد آن صرف مصارف داخلى مى شود. در همين كشور هرساله حدود ۶ ميليون بسته يا كيسه پلاستيكى مصرف مى شود. گرچه بسته بندى پلاستيكى با قيمتى نازل امكان حفاظت عالى از محصولات مختلف خصوصاً مواد غذايى را فراهم مى كند ولى متاسفانه معضل بزرگ زيست محيطى حاصل از آن گريبان گير بشريت شده است. اكثر پلاستيك هاى معمول در بازار از فرآورده هاى نفتى و ذغال سنگ توليد شده و غيرقابل بازگشت به محيط هستند و تجزيه آنها و برگشت به محيط چند هزار سال طول مى كشد. به منظور رفع اين مشكل، محققان علوم زيستى در پى توليد پلاستيك هاى زيست تخريب پذير از منابع تجديدشونده مثل ريزسازواره ها و گياهان هستند.

واژه زيست تخريب پذير يا Biodegradable به معنى موادى است كه به سادگى توسط فعاليت موجودات زنده به زيرواحدهاى سازنده خود تجزيه شده و بنابراين در محيط باقى نمى مانند. استانداردهاى متعددى براى تعيين زيست تخريب پذيرى يك محصول وجود دارد كه عمدتاً به تجزيه ۶۰ تا ۹۰ درصد از محصول در مدت دو تا شش ماه محدود مى شود. اين استاندارد در كشورهاى مختلف متفاوت است. اما دليل اصلى زيست تخريب پذير نبودن پلاستيك هاى معمولى، طويل بودن طول مولكول پليمر و پيوند قوى بين مونومرهاى آن بوده كه تجزيه آن را توسط موجودات تجزيه كننده با مشكل مواجه مى كند.

با اين حال توليد پلاستيك ها با استفاده از منابع طبيعى مختلف، باعث سهولت تجزيه آنها توسط تجزيه كنندگان طبيعى مى شود.

براى اين منظور و با هدف داشتن صنعتى در خدمت توسعه پايدار و حفظ زيست بوم هاى طبيعى، توليد نسل جديدى از مواد اوليه مورد نياز صنعت بر اساس فرآيندهاى طبيعى در دستور كار بسيارى از كشورهاى پيشرفته قرار گرفته است. به طور مثال دولت آمريكا طى برنامه اى بنا دارد تا سال ،۲۰۱۰ توليد مواد زيستى را با استفاده از كشاورزى و با بهره بردارى از انرژى خورشيد با درآمد تقريبى ۱۵ تا ۲۰ ميليارد دلار انجام دهد. در اين بين توليد پليمرهاى زيستى جايگاه خاصى دارند. توليد اينگونه پليمرها توسط طيف وسيعى از موجودات زنده مثل گياهان، جانوران و باكترى ها صورت مى گيرد. چون اين مواد اساس طبيعى دارند، بنابراين توسط ساير موجودات نيز مورد مصرف قرار مى گيرند و تجزيه كنندگان از جمله مهم ترين اين موجودات زنده در موضوع مورد بحث ما هستند. براى بهره بردارى از اين پليمرها در صنعت دو موضوع بايد مورد توجه قرار گيرد:

الف - ديد محيط زيستى: اين مواد بايد سريعاً در محيط مورد تجزيه قرار گيرند، بافت خاك را بر هم نزنند و به راحتى با برنامه هاى مديريت زباله و بازيافت مواد از محيط خارج شوند.

ب - ديد صنعتى: اين مواد بايد خصوصيات مورد انتظار صنعت را از جمله دوام و كارايى داشته باشند و از همه مهم تر، پس از برابرى يا بهبود كيفيت نسبت به مواد معمول، قيمت تمام شده مناسبى داشته باشند.

در هر دو بخش، مخصوصاً بخش دوم، استفاده از مهندسى توليد مواد براى دستيابى به اهداف مورد انتظار ضرورى است.

همانطور كه ذكر شد، توليد پليمرهاى تجديدشونده با بهره بردارى از كشاورزى، يكى از روش هاى توليد صنعتى پايدار است. براى اين منظور دو روش اصلى وجود دارد: نخست استخراج مستقيم پليمرها از توده زيستى گياه است. پليمرهايى كه از اين روش توليد مى شوند عمدتاً شامل سلولز، نشاسته، انواع پروتئين ها، فيبرها و چربى هاى گياهى هستند كه به عنوان شالوده مواد پليمرى و محصولات طبيعى كاربرد دارند. دسته ديگر موادى هستند كه پس از انجام فرآيندهايى مانند تخمير و هيدروليز مى توانند به عنوان مونومر پليمرهاى مورد نياز صنعت استفاده شوند.

مونومرهاى زيستى همچنين مى توانند توسط موجودات زنده نيز به پليمر تبديل شوند كه مثال بارز آن پلى هيدروكسى آلكانوات ها هستند.

باكترى ها از جمله موجوداتى هستند كه اين دسته از مواد را به صورت گرانول هايى در پيكره سلولى خود توليد مى كنند. اين باكترى به سهولت در محيط كشت رشد داده شده و محصول آن برداشت مى شود.

رهيافت ديگر جداسازى ژن هاى درگير در اين فرآيند و انتقال آن به گياهان است كه پروژه هايى در اين زمينه از جمله انتقال ژن هاى باكتريايى توليد PHA به ذرت انجام شده است. نكته اى كه نبايد از نظر دور داشت اين است كه به رغم قيمت بالاتر توليد پلاستيك هاى زيست تخريب پذير، چه بسا قيمت واقعى آنها بسيار كمتر از پلاستيك هاى سنتى باشد؛ چرا كه بهاى تخريب محيط زيست و هزينه بازيافت پس از توليد هيچ گاه مورد محاسبه قرار نمى گيرد. در ادامه مبحث، توليد پلاستيك هاى زيست تخريب پذير PHA به طور اختصاصى مورد بررسى قرار مى گيرد. تقريباً تمامى پلاستيك هاى معمول در بازار از محصولات پتروشيمى كه غيرقابل  برگشت به محيط هستند، به دست مى آيند. راه حل جايگزين براى اين منظور، بهره بردارى از باكترى هاى خاكزى مانند Ralstonia eutrophus است كه تا ۸۰ درصد از توده زيستى خود قادر به انباشتن پليمرهاى غيرسمى و تجزيه پذير پلى هيدروكسى  آلكانوات (PHA) هستند. PHAها عموماً از زيرواحد بتاهيدروكسى آلكانوات و به واسطه مسيرى ساده با سه آنزيم از استيل-كوآنزيم A ساخته شده و معروف ترين آنها پلى هيدروكسى بوتيرات (PHB) است. در خلال دهه ۸۰ ميلادى شركت انگليسى ICI فرآيند تخميرى را طراحى و اجرا كرد كه از آن طريق PHB و ساير PHAها را با استفاده از كشت E.coli اصلاح ژنتيكى شده كه ژن هاى توليد PHA را از باكترى هاى توليدكننده اين پليمرها دريافت كرده بود، توليد مى كرد.

متاسفانه هزينه توليد اين پلاستيك هاى زيست تخريب پذير، تقريباً ۱۰ برابر هزينه توليد پلاستيك هاى معمولى بود. با وجود مزاياى بى شمار زيست محيطى اين پلاستيك ها مثل تجزيه كامل آنها در خاك طى چند ماه، هزينه بالاى توليد آنها باعث اقتصادى نبودن توليد تجارتى در مقياس صنعتى بود. با اين وجود بازار كوچك و پرسودى براى اين محصولات ايجاد شد و از پلاستيك هاى زيست تخريب پذير براى ساخت بافت هاى مصنوعى بهره بردارى شد. با وارد كردن اين پلاستيك ها در بدن، آنها به تدريج تجزيه شده و بدن بافت طبيعى را در قالب پلاستيك وارد شده دوباره سازى مى كند. در اين كاربرد تخصصى پزشكى، قيمت اينگونه محصولات زيستى قابل مقايسه با كاربردهاى كم ارزش اقتصادى پلاستيك در صنايع اسباب بازى، توليد خودكار و كيف نيست.

هزينه توليد PHAها با توليد آنها در گياهان اصلاح ژنتيكى شده و كشت وسيع در زمين هاى كشاورزى، به نحو قابل ملاحظه اى كاهش خواهد يافت. اين موضوع باعث شد كه شركت مونسانتو در اواسط دهه ۹۰ ميلادى امتياز توليد PHA را از شركت ICI كسب كند و به انتقال ژن هاى باكترى به گياه منداب بپردازد. مهيا كردن شرايط براى تجمع PHAها در پلاستيد به جاى سيتوسل، امكان برداشت محصول پليمرى را از برگ و دانه ايجاد كرد. مهم ترين مشكل لاينحل باقى مانده در بخش فنى اين پروژه، نحوه استخراج اين پليمر از بافت هاى گياهى با روشى كم هزينه و كارآمد است.

مشكل ديگر در زمينه PHB است كه در حقيقت مهم ترين گروه از PHAها بوده ولى متاسفانه شكننده بوده و در نتيجه براى بسيارى از كاربردها مناسب نيست. بهترين پلاستيك هاى زيست تخريب پذير، كوپليمرهاى پلى هيدروكسى بوتيرات با ساير PHAها مثل پلى هيدروكسى والرات هستند. توليد اينگونه كوپليمرها در گياهان اصلاح ژنتيكى شده بسيار سخت تر از توليد پليمرهاى تك مونومر است. در سال ۲۰۰۱ اين مشكلات به همراه مسائل مالى شركت مونسانتو باعث شد تا اين شركت امتياز توليد PHA اصلاح ژنتيكى شده را به شركت Metabolix واگذار كند. شركت Metabolix در قالب يك پروژه مشاركتى با وزارت انرژى آمريكا به ارزش تقريبى ۸/۱۴ ميليون دلار، براى توليد PHA در گياهان اصلاح ژنتيكى شده تا پايان دهه ۲۰۱۰ ميلادى تلاش مى كند. گروه هاى ديگرى نيز براى توليد PHA در گياهانى مثل نخل روغنى تلاش مى كنند. بايد منتظر بود تا سرانجام شاهد توليد اقتصادى اين محصولات دوستدار محيط زيست در آينده اى نزديك بود.

Hand book of Plant Biotechnology(2004) Paul Christou and Haraly Klee, WILEY.

PHA production, from bacteria to plants(1999) Valentine et al, Int J Biol Macromol 25: 303-6.

Bacteria and other biological systems for Steinbuchel polyester production(1998) and Fuchtenbusch, Trends Biotechnol 16: 419-27.

 

 

يكشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۵ - - ۱۶ جولاى ۲۰۰۶

 

ايجاد تصاوير سه بعدى از نانوبلورها:

 

ستاد ويژه توسعه فناورى نانو: يك تيم بين المللى به رهبرى محققان انگليسى در مركز فناورى نانو واقع در لندن توانستند با استفاده از فرآيندى موسوم به تصويربردارى پراش اشعه ايكس منسجم، از درون نانوبلورها تصوير كاملاً سه بعدى به دست بياورند. اين روش كه مشتمل بر اندازه گيرى و وارونه كردن الگوهاى پراش است، به توسعه ليزرهاى اشعه ايكس الكترون آزاد كمك خواهد كرد و امكان تصويربردارى از مولكول هاى منفرد و همچنين ارزيابى دقيق تر نواقص را در هر ماده اى فراهم مى كند. «يان رابينسون» كه رهبرى اين مطالعه را برعهده دارد، مى گويد: «اين روش را مى توان با استفاده از وارونه سازى مستقيم الگوهاى پراش انجام داد كه جابه جايى هاى اتمى درون هر بلور منفرد را نشان مى دهد.»

 

شنبه ۲۴ تير ۱۳۸۵ - - ۱۵ جولاى ۲۰۰۶
 

مهر گياه (به دانه):

 

 

 206571.jpg

 

سحر شهنازى: گياهى درختچه اى يا درختى به ارتفاع تا هشت متر است كه شاخه   هاى جوان آن پوشيده از كرك هاى نمدى است. برگ هاى آن مدور يا كم  و بيش بيضوى، نوك تيز يا نوك كند، قاعده گرد يا كمى قلبى شكل است. كاسه گل داراى كرك هاى نمدى سفيد بوده، گلبرگ ها سفيد يا صورتى هستند. دانه هاى به كه داخل ميوه است اندام دارويى گياه را تشكيل مى دهد. اين دانه ها به رنگ قهوه اى روشن يا قهوه اى تيره بيضوى و مسطح هستند. زمان جمع آورى و خشك كردن دانه هاى به پس از رسيدن ميوه و در فصل پائيزى است. خشك كردن دانه  ها در دماى ۵۰-۴۰ درجه سانتيگراد انجام مى شود. پراكنش به در ايران اكثراً در نواحى شمال و شمال غرب و خصوصاً استان هاى گيلان، مازندران، آذربايجان، لرستان و كرمانشاه است. ماده متشكله اصلى به دانه را موسيلاژ تشكيل مى دهد كه كمى پس از مجاورت دانه با آب از سلول هاى اپيدرم پوشش دانه ترشح مى شود. از به دانه در درمان التهاب مخاط هاى دهان و گلو و تسكين خشونت و گرفتگى صدا، سرفه و يبوست خفيف استفاده مى شود و همچنين در صنايع دارويى به عنوان امولسيون كننده و سوسپانسيون كننده و در صنايع آرايشى- بهداشتى در فرآورده هاى پوستى، مرطوب كننده و ضدچين و چروك و فرآورده هاى مو (حالت دهنده ها و نرم كننده ها) مورد استفاده قرار مى گيرد. در طب گذشته از به دانه در درمان گرفتگى صدا، سرفه، خشكى دهان و گلو همچنين در درمان سوختگى ناشى از آتش استفاده مى كرده اند. از به دانه به عنوان يكى از اجزاى داروى اكسپكتورانت به صورت خوراكى و موضعى استفاده مى شود.

 


 

 

۲-     روزنامه همشهری:

 

پنجشنبه ۲۹ تير ۱۳۸۵ - - ۲۰ جولاى ۲۰۰۶
 
خبری یافت نشد.
 
 
چهارشنبه ۲۸ تير ۱۳۸۵ - - ۱۹ جولاى ۲۰۰۶

 

دقيق ترين ساعت اتمي

 

  007029.jpg

 

گروه علمي فرهنگي- موسسه ملي استاندارد و تكنولوژي آمريكا(NIST) اعلام كرد كه مهندسان اين موسسه، يك ساعت اتمي تجربي با استفاده از يك مولكول جيوه ساخته اند كه حداقل پنج بار دقيق تر از ساعت استاندارد آمريكا(NIST- F1) است.

اين ساعت اتمي جيوه اي طي ۴۰۰ ميليون سال حتي يك ثانيه هم پس و پيش نخواهد شد.اين درحالي است كه اين رقم براي ساعت استاندارد فعلي آمريكا(NIST- F1) حدود ۷۰ ميليون سال است.

ساعت فعلي استاندارد آمريكا بر اساس اتم هاي عنصر سزيوم كار مي كند. در صورتي  كه اين ساعت جديد دقيق تر از ساعت فعلي استاندارد آمريكا باشد، زمان زيادي براي پذيرفته شدن آن به عنوان ساعت جايگزين و استاندارد نياز است.

 

هواپيماهاي مسافربري پلاستيكي

 

007032.jpg 

 

 

  گروه علمي فرهنگي- آلن مولالي، رئيس شركت بويينگ اعلام كرد نسل جديد هواپيماهاي مسافربري سري ۷۳۷ اين شركت با استفاده از مواد مركب غير فلزي(كامپوزيت) ساخته خواهد شد زيرا اين مواد بر خلاف فلزات، در اثر سايش، تخريب نمي شوند.

مواد مركب يا كامپوزيت ها از تركيب دو يا چند ماده با خواص مختلف با يكديگر ايجاد مي شود و امروزه به طور گسترده براي ساخت وسايل ورزشي نظير راكت هاي تنيس و پره هاي دوچرخه ها مورد استفاده قرار مي گيرد. بويينگ هم اكنون نيز هواپيماي عظيم ۷۸۷ را كه نخستين پرواز را سال ميلادي آينده انجام خواهد داد، با استفاده از كامپوزيت هاي پلاستيكي كه با فيبرهاي كربن تقويت شده اند، توليد مي كند.

به گفته مولالي، بويينگ در زمان به روز كردن خط توليد هواپيماهاي ۷۳۷ در آينده، اين مواد پلاستيكي را جايگزين قطعات فلزي اين هواپيماها خواهد كرد.

مواد مركب يادشده براي ساخت حدود نيمي از قطعات هواپيماها مورد استفاده قرار خواهد گرفت و استفاده از آنها هزينه هاي ساخت و همچنين نگهداري هواپيماها را كاهش خواهد داد و به علاوه به علت وزن كمتر، ميزان سوخت مصرفي هواپيماها را نيز كاهش داده و برد آنها را افزايش مي دهد.

 

سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۵ - - ۱۸ جولاى ۲۰۰۶

 

ماده تاريك و كهكشان در حال شكل گيري

 

006906.jpg

 

گروه علمي فرهنگي- اخترشناسان به كمك تلسكوپ بسيار بزرگ VLT (رصدخانه جنوبي اروپا) موفق شده اند تا يك لكه آغازين بسيار بزرگ را در فاصله اي بيش از۱۰ ميليارد سال نوري كشف كنند.

بنا به نوشته سايت نجوم، اين جرم غول پيكر كه بزرگي آن، دوبرابر راه شيري است، دو ميليارد برابر انرژي تابشي خورشيد را از خود ساطع مي كند.

ستاره شناسان تصور مي كنند كه اين لكه، مقادير عظيمي از گاز است كه درون توده اي از ماده تاريك فرو مي ريزد تا سرانجام كهكشاني عظيم مانند راه شيري شكل گيرد.

در چند سال اخير ستاره شناسان، تعدادي از اين لكه ها را كشف كرده اند. آنها اجسامي به نسبت پر انرژي اما كم فروغ با اندازه اي در حدود راه شيري يا بزرگ تر هستند كه طبيعت آنها هنوز به خوبي روشن نيست.

با اين وجود، سناريوهاي بسياري براي توجيه وجود و خصوصيات آنها پيشنهاد شده است. يكي از محتمل ترين اين سناريوها از مراحل اوليه شكل گيري يك كهكشان حكايت مي كند؛ زماني كه گاز درون توده عظيمي از ماده تاريك فرو مي ريزد.

اين لكه جديد در فاصله ۶/۱۱ميليارد سال نوري از زمين با استفاده از ابزار چندكاره FORS1 كه روي تلسكوپ VLT نصب شده بود، كشف شد.

قطر اين لكه، حدود ۲۰۰هزار سال نوري است و مجموع انرژي گسيل شده از آن، دوميليارد برابر خورشيد است.

با اين وجود، اين جرم در تصاوير گرفته شده با تلسكوپ هاي گوناگوني كه از طيف فروسرخ تا پرتو هاي ايكس را تحت پوشش قرار مي دهد، غير قابل رؤيت است و در نتيجه، اين جرم كاملا غيرعادي محسوب مي شود.

 

دوشنبه ۲۶ تير ۱۳۸۵ - - ۱۷ جولاى ۲۰۰۶

 

قلب ستاره ها؛ روياي كولي هاي هسته اي

 

منبع: نشريه پراسپكت، جولاي ۲۰۰۶-مترجم: وحيدرضا نعيمي

 

 

006693.jpg

 

 

 آنان خودشان را «كولي هاي هم جوشي» مي خوانند، دانشمنداني كه جهان را گشته اند، از يك راكتور هسته اي به راكتوري ديگر رفته اند و با اين رويا زندگي مي كنند كه روزي در جايي بتوانند واكنشهايي را كه در قلب ستارگان رخ مي دهد، باز توليد كنند و حجم انبوهي از انرژي ارزان براي جهان پديد آورند.

هدفشان انرژي هسته اي است، اما نه از آن گونه كه مي شناسيم. اين نوع انرژي از هم جوشي حاصل مي شود، نه شكافت هسته اي. شكافت شامل استخراج، فرآوري و پرتوزدايي از مقادير زيادي اورانيوم است كه نيمه عمر پسمانده هاي پرتوزاي آن تا عصر يخبندان بعدي دوام مي آورد. كولي هاي هم جوشي مي گويند مقدار اندكي از سوخت به اندازه بار يك وانت كه در نيروگاه هسته اي هم جوشي به كار گرفته مي شود، مي تواند برق مورد نياز شهري يك ميليون نفري را تا يك سال تأمين كند. باقي مانده آن مقادير اندكي پسماند پرتوزاست كه ظرف يك قرن از بين مي رود.

راكتورهاي شكافت براي توليد برق، اتم را مي شكافند. راكتورهاي هم جوشي به اندازه اي ذرات عنصري كيهان را به يكديگر مي فشارند تا در هم گداخته شوند. در اين فرايند انرژي رها مي شود. به گفته اين دانشمندان، هم جوشي منبع انرژي خورشيد است و روزي انرژي شبكه هاي برق جهان را تأمين خواهد كرد.

تحقيقات در زمينه هم جوشي در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد. نخستين كولي هاي هم جوشي به بازنشستگي رسيده اند. اما پيشرفت علمي كند و تأمين بودجه آن نامنظم بوده است. هنوز نتوانسته اند حتي يك وات برق وارد شبكه برق كنند. اما اوايل امسال، پس از يك دهه هول و ولا، دولتهاي نماينده بخش اعظم جمعيت جهان تصميم گرفتند براي تحقق اين رويا، ۱۰ ميليارد دلار سرمايه گذاري كنند.

تابستان جارِي، كولي هاي هم جوشي در تپه هاي جنگلي پروانس در جنوب فرانسه جمع مي شوند، يعني در جايي كه قرار است دستگاه جديد ساخته شود. انگليسي ها، استراليايي ها، روسها، آمريكايي ها، آلماني ها، چيني ها، ژاپني ها، چكها و بسياري ديگر در آخرين تلاش دست به دست يكديگر داده اند تا به جهان نشان دهند درست گفته اند.

جان هاو از پيشتازان اين زمينه است. چند سال پيش كه وي چنين لحظه اي را پيش بيني مي كرد، مزرعه اي در اين ناحيه خريد. حالا وي مي تواند پس از جابجايي دائم از استراليا به آلمان، فرانسه و انگليس، در يك جا آرام و قرار بگيرد. وي گفت: «انرژي هم جوشي حالا يا هيچ وقت.»

به نظر مي رسد زمان مناسب است. همزمان با بالا رفتن بهاي نفت و افزايش نگراني از گرم شدن آب و هواي جهان و نيز تلاش سياستمداران براي ايجاد تعادل در استفاده از نيروي متعارف هسته اي و انرژي هاي تجديدپذير، نياز فزاينده اي به منبع جديدي براي برق وجود دارد كه ظرفيت نيروگاه هسته اي را با پاكي و ايمني نيروگاه بادي تركيب كند. نهايتاً هم جوشي مي تواند پاسخ باشد. حتي پروپاقرص ترين طرفداران هم جوشي تصديق مي كنند چند دهه طول مي كشد تا اين فناوري جنبه تجاري به خود بگيرد. اما اگر اين صنعت به بار بنشيند، درست در زماني است كه نفت به پايان مي رسد و تغيير آب و هوا تسريع مي شود.

در ارديبهشت، دولتهاي اتحاديه اروپا، آمريكا، چين، هند، ژاپن، روسيه و كره پيماني را براي ساخت راكتور بين المللي آزمايشي حرارتي هسته اي در جنگلي در ناحيه كاداراش در پروانس امضا كردند. اين پيمان به طور رسمي در آبان امضا خواهد شد. نيم بودجه را اتحاديه اروپا تأمين خواهد كرد. ساخت اين راكتور يك دهه طول خواهد كشيد و سپس به مدت دو دهه اين راكتور به انجام آزمايشهاي هم جوشي خواهد پرداخت. در پايان اين دوره، جهان يك بار و براي هميشه خواهد فهميد آيا هم جوشي هسته اي آينده اي دارد يا نه؛ البته در ابتدا از نظر فني و بعد از نظر اقتصادي.

يانش پوتوچ نيك كميسر اتحاديه اروپا در امور علم و تحقيق در مراسم امضاي پيمان گفت: «اين مهمترين پيمان علمي است كه تا به حال به امضا رسيده است؛بزرگترين همكاري علمي جهان». كريس لولين اسميت مدير بزرگترين راكتور جهان در آكسفورد شاير، نماينده انگليس در اين طرح است. وي گفت: «اين طرح اهميت فراواني دارد. مي تواند ميلياردها نفر را از فقر خارج كند.»

البته همه اين قدر مطمئن نيستند. سبزها طرح را اسباب بازي خطرناك و اتلاف پولي مي دانند كه مي توان صرف ساخت هزاران نيروگاه بادي كرد. حتي در ميان فيزيكدانان همه معتقد نيستند هم جوشي آينده اي دارد. پيش از امضاي طرح، نشريه ساينس، چاپ آمريكا سخني از ويليام پاركينز، يكي از پيشتازان هم جوشي را درج كرد كه گفته بود: «تاريخ اين رويا به همان اندازه كه پرهزينه است، دلسردكننده است.» به گفته وي كه اكنون در قيد حيات نيست، آمريكا ظرف ۵۰ سال گذشته ۲۰ ميليارد دلار در اين راه خرج كرده و اكنون زمان آن رسيده است كه از آن دست برداشت. سردبير ساينس علناً از رها كردن طرح حمايت كرد.

هم جوشي چيست؟

راكتور آكسفورد شاير بزرگترين و موفق ترين راكتور هم جوشي جهان است كه نمونه اوليه راكتور كاداراش است. راكتور يادشده ۲۰ متر ارتفاع دارد و در محل سازمان انرژي اتمي انگليس قرار دارد. ساخت آن يك ميليارد دلار هزينه داشت و هزينه فعاليت آن در خلال ۲۳ سال گذشته يك ميليارددلار بوده است. در مواقعي نيمي از بودجه ساليانه دولتي تحقيقات به آن اختصاص يافته است.

اين راكتور همواره در حال آزمايشهايي در مورد چگونگي امكان پذير كردن هم جوشي، چگونگي كنترل آن و چگونگي انجام بهتر آن است. به يادماندني ترين لحظه آن در سال ۱۹۹۷ بود كه براي كسري از ثانيه، راكتور ۱/۱۶ مگاوات برق توليد كرد كه حد نصابي بي سابقه بود. خبر در جهان پيچيد، اما كمتر كسي گفت كه ۲۵ مگاوات صرف گرم كردن راكتور شده بود. حقيقت اين است كه اين راكتور از يك جهت بزرگترين مصرف كننده برق انگليس است. در طول يك آزمايش معمولي كه چند بار در شب و تا به حال ۰۰۰/۶۶ بار در طول عمر آن انجام شده است، راكتور حدود ۲ درصد كل برق انگليس را به مدت بسيار كوتاهي مصرف مي كند.

در اين دستگاه فوق العاده چه رخ مي دهد؟ در ظاهر اين يك بويلر گازسوز است. اما بويلري است كه به مقدار اندكي سوخت هسته اي نياز دارد؛ يك گرم در هر بار براي توليد مقادير زيادي انرژي. اين سوخت از دو ايزوتوپ هيدروژن به نام دوتريوم و تريتيوم تشكيل شده است. اولي از آب معمولي و دومي كه اندكي پرتوزاست، از پسماند راكتورهاي شكافت هسته اي يا ليتيوم گرفته يا در خود راكتور توليد مي شود. راكتور اين دو ايزوتوپ را در دماي بسيار بالا مي سوزاند. در دماي بالا، اين دو ماده پلاسما تشكيل مي دهند و به هم جوش مي خورند. وقتي اين اتفاق مي افتد، عنصرهاي ديگر يعني هليوم به همراه مقادير زيادي انرژي توليد مي شود.

در عمل يك كار ساده نيست. تنظيم آن كاري است كه برخي از بهترين مغزهاي جهان عمر خود را روي آن گذاشته اند و حتي حالا پس از ۵۰ سال آزمايش، محققان نتوانسته اند با اين روش، برقي بيش از ميزان مورد نياز يك اجاق مايكروويو توليد كنند.

يك مشكل اين است كه با وجودي كه دوتريوم و تريتيوم آسان تر از ساير اتم ها جوش مي خورند، امكان  پذير كردن اين واكنش روي كره زمين به ۱۰۰ ميليون درجه حرارت نياز دارد. اين ده برابر گرمتر از خورشيد است. خورشيد داراي ميادين جاذبه بزرگي است كه اين واكنش را آسانتر مي كند. يك مشكل ديگر اين است كه براي حفظ اين دما و واكنشهاي هم جوشي، لازم است مانع از برخورد پلاسماي داغ با ديواره راكتور شد، چون اين اتفاق همه چيز را سرد مي كند. راكتور را به شكل پيراشكي مي سازند تا پلاسما بدون انتها در پيرامون بچرخد و نيز قدرتمندترين مغناطيس هاي جهان را نصب مي كنند تا پلاسما به ديوار برخورد نكند. اين مغناطيس ها ميدان مغناطيسي پديد مي آورند كه ۰۰۰/۱۰ برابر قدرتمندتر از ميدان مغناطيسي زمين است.

طرح اوليه كه توكامك خوانده مي شود، اختراع روسهاست. اين طرح در دهه ۱۹۵۰ توسط آندره ساخارف، ناراضي و پدر بمب هيدروژني روسيه ارائه شد. اما دستگاههاي وي كوچك بود. دانشمندان كه دستگاههاي بزرگتري ساخته اند، متوجه شده اند كه پنداشتهاي ساده ساخارف در مورد چگونگي پلاسما درست نيست. بي ثباتي هايي در پلاسما رخ مي دهد- مانند فورانهاي خورشيدي در اطراف خورشيد- كه هيچ كامپيوتري نمي تواند پيش بيني كند. به گفته لولين اسميت، هدف از آزمايشهاي جاري، يافتن راهي براي كنترل گاز داغ است.

راكتور فرانسه دو برابر راكتور انگليس ارتفاع و ده برابر حجم آن ظرفيت دارد. به اين ترتيب، قاعدتاً اين راكتور بايد بيش از ميزان مصرفي، برق توليد كند. بي ثباتي در پلاسما تنها مشكل نيست. بخشي از سؤالات مهم به اين مربوط است كه جنس راكتور از چه باشد. چه موادي مي تواند به بهترين شكل در برابر فشارهاي عظيمي كه در داخل راكتور توليد مي شود، مقاومت كند، ازجمله دمايي كه برخي معتقدند از هر حرارتي در كيهان بيشتر است؛ امواج ضربه اي حاصل از صدها مگاوات كه با يك پنجم سرعت نور حركت مي كند و ميدانهاي مغناطيسي با ۰۰۰/۱۰ برابر قدرت هر ميدان ديگر روي كره زمين. بيشتر افراد معتقدند چنانچه اين طرح با شكست روبه رو شود، به علت مهندسي مواد خواهد بود نه ناكامي فيزيك.

راكتور انگليس فقط اين دما را به مدت ۴۰-۳۰ ثانيه توليد مي كند و سپس آن را سرد مي كنند تا از هم نپاشد.

در راكتور فرانسه دماي مغناطيس ها به حدود صفر مطلق تقليل داده مي شود چون در اين دما حالت ابررسانايي پيدا مي كند و خيلي گرم نمي شود. محققان اميدوارند بتوانند هر بار آن را به مدت حدود نيم ساعت به حركت درآورند.

به موازات طرح راكتور هم جوشي فرانسه، موافقت بين المللي ديگر براي يك مركز تحقيقاتي با بودجه يك ميليارد دلار در ژاپن منعقد شده است كه در آن خاصيت مواد جديد براي كاربرد در راكتور مورد پژوهش قرار خواهد گرفت. اگر همه چيز به خوبي پيش رود، اين فناوري مي تواند كاربردهاي ديگري داشته باشد.

آمريكا در سال ۱۹۹۸ كلاً از طرح راكتور هم جوشي خارج شد. دانشمندان اين كشور معتقد بودند تلاطم در داخل پلاسما مانع از ايجاد هم جوشي تا مدتهاي طولاني خواهد شد. اما بعد معلوم شد در مورد مشكلات مربوط به تلاطم اغراق شده و آمريكا در سال ۲۰۰۳ مجدداً به طرح پيوست.

يك مفسر گفته است بيست درصد احتمال دارد كه جهان تا سال ،۲۱۰۰ بيست درصد برق را از هم جوشي بگيرد. ريموند اوبراك، مدير دفتر علوم در وزارت انرژي آمريكا گفت: «به اعتقاد ما، هم جوشي تا پايان اين قرن ۴۰ درصد برق توليدي فعلي جهان را تأمين خواهد كرد كه در سال ۲۱۰۰ حدود ۱۵ درصد برق كل جهان خواهد بود.

 

يكشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۵ - - ۱۶ جولاى ۲۰۰۶

 

خبری یافت نشد

 

شنبه ۲۴ تير ۱۳۸۵ - - ۱۵ جولاى ۲۰۰۶

 

دستگاه شمارش الكترون هاي منفرد:

 

006333.jpg

 

گروه علمي فرهنگي-فيزيك دانان ژاپني وسيله اي ساخته اند كه مي تواند تك تك الكترون هايي كه به جلو يا عقب حركت مي كنند را آشكار كند. با اين ابزار كه حساس ترين آمپرسنجي است كه تاكنون ساخته شده، مي توان براي اولين بار جريان هاي در حد آتوآمپر را اندازه گرفت. محققان اين پروژه، نتايج كار خود را در مجله Science به چاپ رسانده اند.

اين ابزار را كه «آمپرسنج تك الكتروني دو جهتي» نام دارد مي توان در كاربرد هاي گسترده اي از جمله نانوالكترونيك، ابزارهاي كاليبراسيون، رايانه هاي كوانتومي  و زيست شناسي استفاده كرد. در آشكارسازي تك الكترون ها، اندازه گيري الكترون هايي كه در دو سمت جلو و عقب حركت مي كنند حائز اهميت است، زيرا بسياري از الكترون هاي داخل يك وسيله به سمت عقب پراكنده مي شوند. اگر چه دانشمندان اخيراً توانسته اند تك الكترون هايي را كه از داخل يك نقطه كوانتومي  عبور مي كنند اندازه گيري كنند، اما اين آزمايش ها نتوانسته اند جهت حركت الكترون ها را مشخص كنند. در اين ابزار با قراردادن دو نقطه كوانتومي  به جاي يك نقطه، اين مشكل برطرف شده است.

اين ابزار جديد كه توسط توشيساما فوجيساوا- عضو آزمايشگاه هاي تحقيقاتي پايه NTT و مؤسسه فناوري توكيو- ساخته شده است، مي تواند الكترون هاي پراكنشي برگشتي و نيز الكترون هايي كه در جهت مستقيم حركت مي كنند را آشكار كند. اين ابزار شامل دو نقطه كوانتومي  و يك تماس نقطه اي درون يك ابزار نيمه رساناست. اين تماس نقطه  اي، نانوساختاري است كه تك الكترون واقع در اين دو نقطه كوانتومي  را آشكار مي كند. با توجه به وجود دافعه بين بارهاي همنام، الكترون ها تك به تك و به  صورت كوانتوم مكانيكي بين دو نقطه كوانتومي  تونل مي زنند. وجود اين دو نقطه كوانتومي  به منظور تعيين جهت ورود و خروج الكترون است. مقدار جريان عبوري از نقطه تماس به جهت حركت الكترون در اين ابزار - جلو يا عقب - بستگي دارد. به اين ترتيب، محققان مي توانند دقيقاً تعداد الكترون هايي كه در هر دو جهت، حركت مي كنند را شمارش كنند. همچنين آنها مي توانند با شمارش جريان خالص الكتروني - كه از تفاضل تعداد الكترون هايي كه به جلو و عقب حركت مي كنند به دست مي آيد - مقدار متوسط جريان را نيز تعيين كنند.

اين محققان همچنين با اتصال يك ترانزيستور تك الكتروني به اين ابزار، عملكرد آن را به نمايش گذاشتند. از اين شمارنده تك الكتروني، در آشكارسازي جريان هاي فوق العاده كوچك و در كاربردهاي مختلفي استفاده مي شود. به گزارش ستاد ويژه توسعه فناوري نانو، همچنين از اين دستگاه به طور خاص مي توان در مطالعات نانوالكترونيك، بررسي انتقال الكترون از درون نانوساختارها، مولكول هاي منفرد و پيل هاي زيستي استفاده كرد. به نظر اين دانشمندان، تركيب اين آمپرسنج با ابزار مبدل فوتون ها يا اسپين هاي الكتروني به بارهاي الكتروني، به توسعه آشكارساز هايي براي نور و ميدان هاي مغناطيسي منجر مي شود. تحليل هاي آماري نويزهاي اندازه گيري شده با اين دستگاه را نيز مي توان در تعيين پيچيدگي كوانتومي  كه طي آن اطلاعات كوانتومي  بين دو الكترون مجزا به اشتراك گذاشته مي شوند به كار برد.

 

 ايران رتبه دوم جهاني در جست و جوي فناوري نانو:

 

006339.jpg

 

گروه علمي فرهنگي- بررسي روي كليد واژه nanoدرسال هاي ۲۰۰۴تا ۲۰۰۶نشان مي دهد كه ايران پس از هند، رتبه دوم جهان را در جست وجوي اين كلمه دارد. به نوشته شماره جديد خبرنامه فناوري نانو، همچنين تهران در بين شهرهاي دنيا رتبه پنجم را در جست و جوي كليدواژه نانو به خود اختصاص داده است. اين نشان مي دهد كه تمايل به فناوري نانو در كشور ايران در سال هاي اخير رشد چشمگيري داشته، به  طوري  كه بالاتر از بسياري از كشورهاي دنيا و به خصوص كشورهاي آسيايي قرار گرفته است. اين نتايج از طريق موتور جست و جوي گوگل به دست آمده است. گوگل به تازگي سرويسي به نام GOOGL TERENDS ارائه كرده است كه به كاربر امكان مي دهد تا از ترافيك جست وجو در وب آگاهي پيدا كند. اين سرويس به كاربر اين امكان را مي دهد تا بداند در يك بازده زماني مشخص، بيشتر مشغول جست وجوي چه موضوعاتي شود. اين داده هاي آماري به  اين صورت نرمال مي شود كه تمام جست و جوها در يك زمينه مشخص و در يك منطقه مشخص بر كل جست و جوها در همه زمينه ها در آن منطقه تقسيم مي شود.


 

۳-     روزنامه جام جم:

 

به دليل دير آماده شدن اين خبرنامه موفق به دريافت خبر از روزنامه جام جم نشديم.

 


 

۴-     خبرگزاري ايسنا:

 

 

پنجشنبه ۲۹ تير ۱۳۸۵ - - ۲۰ جولاى ۲۰۰۶

 

خبری یافت نشد.

 

 

چهارشنبه ۲۸ تير ۱۳۸۵ - - ۱۹ جولاى ۲۰۰۶

 

همايش فن‌آوري نانو در صنعت گاز برگزار مي‌شود .

سرويس: فناوري استراتژيك

 

همايش فن‌آوري نانو در صنعت گاز با همكاري دانشگاه بين‌المللي امام خميني (ره) و شركت گاز استان قزوين هفدهم آبان ماه 85 در سالن آمفي تئاتر دانشكده علوم دانشگاه بين‌المللي امام خميني (ره) قزوين برگزار مي‌شود.

به گزارش خبرنگار «فن‌آوري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين همايش در موضوعات مديريت فن‌آوري نانو با محوريت گلوگاه‌ها، چالش‌ها و فرصت‌ها، منابع جديد انرژي و سرمايه‌گذاري هدفمند و در مباحث كاربردي نانو حساسگرهاي گازي، نانو فيلترهاي گازي، نانوكاتاليست‌ها و نانوكامپوزيت‌ها و در روش‌هاي توليد عناصر پايه و كاربردي، تجهيزات آزمايشگاهي و ساخت و مدل‌سازي برگزار مي‌شود.

گفتني است علاقه‌مندان به منظور ارسال چكيده مقالات تا اول مرداد ماه 85 فرصت دارند كه نسبت به ارسال مقالات خود اقدام كنند.

تاريخ اعلام نتايج اول شهريور ماه 85 بوده و علاقه‌مندان به منظور كسب اطلاعات بيشتر مي‌توانند با تلفن 3348896 ــ 0281 تماس بگيرند.

 

 

دانشمندان به ساخت ترانزيستورهاي آلي موفق شدند

سرويس: فناوري استراتژيك

 

پژوهشگران دانشگاه كلمبيا، نوعي ترانزيستورهاي مولكولي طراحي كرده‌اند كه نسبت به سيگنال‌هاي شيميايي پاسخ‌گو بوده و مي‌توانند در حسگرهاي مولكولي و شيميايي پيشرفته به كار روند.

به گزارش سرويس «فن‌آوري» خبرگزاري داانششجويان ايران(ايسنا)، «كالين» و همكارانش ترانزيستوري با سيم‌هايي از مولكول‌هاي هيدروكربني چند حلقه‌اي آروماتيك تك لايه‌اي توسعه داده‌اند.

هيدروكربن‌ها، خودشان را درون يك لايه در طول يك شكاف نازك «اچ» شده درون نانولوله‌هاي كربني تك جداره منظم مي‌كنند.

اين مولكول‌ها به عنوان رساناهاي الكتريكي خوب با مدلاسيون جريان بزرگ و گيت با كارآيي بالا عمل مي‌كنند.

پژوهشگران عقيده دارند به دليل اين كه مولكول‌ها در يك لايه منفرد قرار دارند و به همديگر نمي‌چسبند، مي‌توان به فعاليت الكتريكي قابل قبولي دست يافت.

به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، از اين تغييرات بزرگ در رسانايي هيدروكربن‌ها، مي‌توان در حسگرهاي شيميايي مافوق حساس استفاده كرد زيرا هنگامي كه يك مولكول به وسيله هيدروكربن‌ها شناسايي مي‌شود، ميزان جريان عبوري تغيير كرده و يك سيگنال الكتريكي قابل تشخيص ايجاد مي‌كند.

 

سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۵ - - ۱۸ جولاى ۲۰۰۶

 

 

ابداع روش جديد توليد انبوه نانولوله‌هاي كربني

سرويس: فناوري استراتژيك

 

توليد انبوه ابزار نانوالكترونيكي به دليل مشكلات موجود در آرايش و يكپارچه‌سازي نانولوله‌هاي كربني به سختي انجام مي‌شود.

به گزارش سرويس «فن‌آوري» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، محققان كره جنوبي روشي توسعه داده‌اند كه به كمك آن مي‌توان نانولوله‌هاي كربني تك ديواره را بدون استفاده از ميدان الكتريكي يا مغناطيسي خارجي روي يك بستر جامد مرتب كرد.

اين روش اهميت زيادي در توليد انبوه ابزار يكپارچه مبتني بر نانولوله‌هاي كربني دارد.

پروفسور Hong از آزمايشگاه Hybrid Nano-Device & Nano-Assembly دانشگاه كره جنوبي مي‌گويد: استفاده از ابزارهاي الكترونيكي مبتني بر نانولوله‌هاي كربني و نانوسيم‌ها نسبت به ابزارهاي مبتني بر سيليكون ارجحيت دارند، حتي اگر نتوان آنها را به توليد انبوه رساند.

هنگامي كه نانولوله‌ها يا نانوسيم‌ها در محلول يا به شكل پودر سنتز مي‌شوند، مي‌توان آنها را به صورت مجزا يا روي بستري جامد آرايش داد و ابزار كاركردي ساخت، كه در زمان بسيار صرفه‌جويي مي‌شود.

وي مي‌گويد: در اين روش، نانولوله‌هاي كربني تك جداره به طور انتخابي، بر تك لايه‌هاي خودآراي (SAM) قطبي، حاوي سيم‌هاي مولكولي مزدوج درون محلول جذب مي‌شوند، در حالي كه SAM غيرقطبي قادر به جذب غيرويژه نانولوله‌هاي كربني نمي‌باشند.

Hong مي‌گويد: با به كاربردن SAM غيرقطبي به عنوان لايه غيرفعال، مي‌توان بدون به كارگيري نيروي خارجي، نانولوله‌ها را خودبه‌خود منظم كرد؛ بنابراين SAM حاوي سيم‌هاي مولكولي مزدوج به عنوان يك لايه رسانا، ارتباط الكتريكي خوبي بين نانولوله‌هاي كربني تك جداره و الكترودها برقرار مي‌كند.

در مطالعات گذشته براي آرايش مستقيم نانولوله‌ها، از سيم‌هاي مولكولي و زنجيرهاي آلكاني كه رسانايي ضعيفي دارند، استفاده مي‌شده است. به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، SAM و زنجيرهاي آلكاني نيز مقاومت تماس ضعيفي بين الكترود و نانولوله‌هاي كربني ايجاد مي‌كند، در حالي كه الگوهاي SAM حاوي سيم‌هاي مولكولي مانند 2MI، 2MP و 4MP به آرايش مستقيم در مقياس انبوه رسيده‌اند.

Hong معتقد است اين روش را مي‌توان براي توليد انبوه ابزارهاي الكترونيكي مبتني بر نانولوله‌ها و نانوسيم‌ها مانند ترانزيستورهاي نانومقياس، مدارات منطقي، حسگرهاي شيميايي و حسگرهاي زيستي به كار برد.

همچنين مي‌توان ابزار مبتني بر نانولوله‌ها و نانوسيم‌ها را با ابزار الكترونيكي سيليكوني قديمي تركيب كرده و ابزاري جديد طراحي كرد.

اين محققان نتايج كار خود را در مقاله‌اي در مجله Nanotechnology به چاپ رسانده‌اند.

 

دوشنبه ۲۶ تير ۱۳۸۵ - - ۱۷ جولاى ۲۰۰۶ 

 

براي نخستين بار در جهان

 

پژوهشگران ايراني به فن‌آوري «مديريت احتراق ريزدانه هاي جامد» دست يافتند.

 

سرويس: پايان نامه

  

پژوهشگران دانشگاه علم و صنعت ايران با دستيابي به دانش شناخت مكانيزم احتراق ذرات ريز جامد و مديريت آن به رهيافت‌هاي جديدي در زمينه توليد سوخت موشك‌ها و ساير سيستم‌هاي هوافضا و ايمن سازي صنايع دست يافتند.

دكتر محمد صديقي، پژوهشگر آزمايشگاه تحقيقاتي احتراق دانشگاه علم و صنعت ايران و مجري اين طرح كه حاصل حدود 30 پايان نامه و تحقيق دانشجويي است، در گفت‌وگو با خبرنگار «پايان‌نامه» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، خاطر نشان كرد: نتايج اين تحقيقات كه در مدت 10 سال انجام شده و طي آن ضمن طراحي و ساخت دستگاه احتراق ذرات، پارامترهاي مختلف مؤثر در احتراق ريز دانه هاي جامد با آزمايش‌هاي مختلف بررسي و شناسايي شده، تاكنون در قالب 40 مقاله علمي در كنفرانس‌ها و سمينارهاي داخلي و خارجي ارائه شده است.

اين دانش‌آموخته دكتري مهندسي مكانيك(تبديل انرژي) دانشگاه علم و صنعت ايران تصريح كرد: بسياري از مواد جامد از جمله فلزات، چوب، زغال سنگ، پلاستيك، پارچه و حتي غلات قند و شكر قابليت اشتعال و احتراق دارند كه اگر به حالت پودر در آيند قابليت اشتعال آنها به حدي زياد مي‌شود كه تمايل به انفجار پيدا مي‌كنند. نمونه‌هاي عيني متعددي از حوادث ناشي از اين خاصيت مواد جامد وجود دارد كه انفجار يكي از كندوهاي سيلوي ترانزيت بندر امام (ره) در سال 73، انفجار معدن شاهرود در سال 76 و انفجار معدني در كرمان در سال 84 كه هر يك به كشته و زخمي شدن تعدادي از كارگران اين واحدها منجر شد از اين جمله‌اند .

وي خاطر نشان كرد: به اين ترتيب بررسي احتراق ذرات ريز جامد از لحاظ ايمني صنعتي از اهميت شاياني برخوردار است. از سوي ديگر خاصيت احتراق و انفجار ذرات ريز به ويژه پودر فلزات ايده كاربرد آنها به عنوان پيشرانه و سوخت جامد در بخش‌هاي مختلف به ويژه سيستم‌هاي هوا-فضا را مطرح كرده است كه محور بعدي تحقيقات در اين حوزه را تشكيل مي‌دهد.

دكتر صديقي در گفت‌و‌گو با ايسنا تصريح كرد: با بهره‌گيري از نتايج اين تحقيقات، واحدها و صنايعي نظير كارخانه‌هاي نساجي، معادن، سيلوها و ... كه با ذرات ريز جامد سرو كار دارند مي‌توانند با نصب حسگرها و هشدار دهنده‌هاي ويژه از رسيدن غلظت، رطوبت و دماي ذرات به مرز بحراني و اشتعال و انفجار آنها پيشگيري كنند.

وي تصريح كرد: اساس آزمايش‌هاي انجام شده در اين تحقيقات نيز تزريق يكنواخت ريز ذرات جامد در يك استوانه و احتراق كنترل شده ذرات بوده كه اين كار در دستگاهي كه به همين منظور طراحي و ساخته شده انجام شده است.

دكتر صديقي با بيان اين كه عمده تحقيقات انجام شده توسط وي و دانشجويانش به بررسي ذرات ريز آلومينيوم و تا حدي غلات و زغال سنگ معطوف شده است، خاطر نشان كرد: در اين راستا تحقيقات رساله دكتريم كه با راهنمايي دكتر مهدي بيدآبادي - عضو هيات علمي دانشكده مكانيك و رييس دانشگاه علم و صنعت ايران انجام شده بر تحليل و بررسي مكانيزم انتشار شعله ذرات ريز آلومينيوم، پارامترهاي ديناميكي فاصله خاموشي و سرعت سوزش شعله ذرات آلومينيوم به كمك دستگاه احتراق ذرات ريز جامد در شرايط فشار ثابت محيط، اندازه‌گيري و اثر تغيير قطر ذرات، افزايش درصد اكسيژن و تعويض گاز حامل بر پارامترهاي مذكور متمركز شده است.

دكتر صديقي در پايان با اشاره به اين كه در اين تحقيقات عمدتا ريز ذرات جامد در ابعاد ميكرون (2 تا 18 ميكرون) مورد بررسي قرار گرفته‌اند درباره احتراق ريز ذرات جامد در مقياس نانو به ايسنا گفت: در مقياس نانو، انرژي ريز ذرات به شدت و به نحو غير قابل كنترلي افزايش مي‌يابد به طوري كه خاصيت انفجاري و تخريبي دارد و به عنوان سوخت (پيشرانه) قابل استفاده نخواهد بود كه با توجه به پيشرفت‌هاي نانوفن‌آوري و گسترش روزافزون اين بخش در تلاشيم تحقيقاتي را نيز در اين زمينه انجام دهيم.

 

يكشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۵ - - ۱۶ جولاى ۲۰۰۶

 

فن‌آوري‌ نانو و انقلابي در توليد فرآورده‌هاي نفتي

سرويس: فناوري استراتژيك

 

شركت‌هاي نفتي موظف به كنار گذاشتن دو بشكه نفت در ازاي هر بشكه نفت توليدي، جهت ايجاد تغييراتي بنيادي در توليد محصولات خود شده‌اند تا در صورت امكان هزينه‌هاي توليد نفت جهت عرضه به بازار كاهش يابد.

به گزارش سرويس «فن‌آوري» ايسنا، فن‌آوري پپتيدي معروف به پپفاكتانت ، مي‌تواند فرآيند آمولاسيون و تشكيل كف را كنترل كند، و مي‌تواند محدوده وسيعي از فرآورده‌هاي نفتي، همچنين مواد شيميايي ويژه و داروها را تحت تأثير خود قرار دهد.

به عقيده پروفسور Middelberg، پپفاكتانت فن‌آوري نوين با پتانسيل بالا است.

وي گفت: آمولاسيون يا مخلوط كردن دو جزء مايع مخلوط نشدني مانند آب و روغن، در بسياري از زمينه‌ها مانند توليد سس‌هاي مايونز و داروهاي ضد سرطان قابل استفاده است.

در داروهاي ضد سرطان نوعي كرم را توسط آب مرطوب مي‌كنند و در نهايت به دارويي مناسب براي شيمي درماني بيماران سرطاني استفاده مي‌شود.

وي فرآورده‌هاي نفتي يكي از مصاديق بارز كاربرد اين فن‌آوري مي‌داند زيرا در اين صنعت از آب براي زدودن نفت به جاي مانده در سطح ديواره چاه‌ها استفاده مي‌شود. پپفاكتانت در اين ميان نقش تكميل‌كننده اين فرآيند را به عهده دارد، يعني بعد از زدودن نفت از ديواره‌ها و تشكيل آمولاسيون نفت - آب اين ماده باعث جدا شدن سريع نفت از آب مي‌شود. همچنين پپفاكتانت‌ها باعث تغيير ويسكوزيته نفت شده و ميزان نفت استحصال شده از هر مخزن را افزايش مي‌دهند.

پپفاكتانت اخيراً موفق به كسب جايزه Emerging Technology Award دركنفرانس Tech Connect Summit 2006 در بوستون آمريكا شد و به عنوان موضوعي جالب مورد توجه صنايع قرار گرفت.

شركت UQ با نام كامل UniQuest Pty Ltd، امتياز اين فن‌آوري را به يك شركت شروع كننده واگذار كرده است. به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، اين شركت اكنون به دنبال سرمايه‌گذار و شريك توليد كننده در استراليا، اروپا و آمريكا است.

مدير عامل شركت UQ در مورد برنامه‌هاي اين شركت اعلام كرد: هدف اوليه آنها بيوكاتاليست‌ها، سورفاكتانت‌ها و نفت و گاز است زيرا اين حوزه‌ها بسيار مورد توجه صنايع مي‌باشند.

جزئيات اين فن‌آوري نوين در نشريه Nature Materials به چاپ رسيده است.

  

شنبه ۲۴ تير ۱۳۸۵ - - ۱۵ جولاى ۲۰۰۶

 

 خبری یافت نشد

 


  

دوستاني كه تمايل دارند از هفته آينده اخبار شيمي، نفت و مهندسي شيمي را در email خود دريافت كنند. مي توانند آدرس ايميلشان را در قسمت نظرات وارد كنند تا در از هفته آينده اين خبرنامه را دريافت نمايند.

 

دوستاني كه تمايل به همكاري در تنظيم خبرنامه شيمي دارند. مي توانند اخبار مورد نظر را براي ماemail نمايند.

 

+ نوشته شده توسط یعثوب شاهماری در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 11:56 |

بسمه تعالی

           

 

            در این مقاله می خواهیم روش فرمول نویسی و نام گذاری ترکیبات معدنی را بیان نماییم. که می تواند برای دانش آموزان دبیرستان یا پیش دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد، همچنین سایر افراد که تمایل دارند با علم شیمی بطور ایه ای آشنا شوند، نیز می توانند از این منبع برای ورود به بحث استفاده نمایند. سعی داریم تا با استفاده از یک روش مفهومی نامگذاری را آموزش دهیم تا احتیاج کمی به محفوظات داشته باشیم هرچند از حفظ یک سری موارد بی نیاز نخواهیم شد. اما در این روش که به صورت قدم به قدم جلو می رود بیشتر به طور مفهومی با قوانین حاکم بر نامگذاری ترکیبات شیمیایی آشنا خواهیم شد. امیدوارم مورد توجه شما دوستان قرار گیرد.

قبل از ورود به بحث شما بایستی آشنایی یک اجمالی با جدول تناوبی کسب نمایید. به این ترتیب که بایستی با گروه های مختلف آشنا شده و اعضای آن گروهها را بشناسید، ظرفیت های عناصر مختلف را بدانید و نام ونماد آنها را به خاطر بسارید. ولی نگران نباشید چنانچه مدتی تمرین نمایید این مطالب را به راحتی خواهید آموخت و هیچوقت فراموش نخواهید نمود.

برای استفاده از یک جدول تناوبی اینجا کلیک نمایید.

چند نكته كه بايد درمورد جدول تناوبي و عناصر شيميايي بدانيم:

۱- فلزات قوي تر در سمت چپ جدول تناوبي قرار داند.

۲- غير فلزات قوي تر در سمت راست جدول قرار دارند.

۳- از بالا به پايين و از راست به چپ خاصيت فلزي افزايش مي يابد. بنابراين قويترين فلزات در  گوشه سمت چپ و پايين جدول قرار داند.

۴- از پايين به بالا و از چپ به راست خاصيت غيرفلزي افزايش مي يابد. بنابراين قويترين غيرفلزات در گوشه سمت راست و بالاي جدول قرار دارند.

۵- گروه ۸ اصلي يعني آخرين ستون از سمت چپ گروه عناصر نجيب بوده و هيچ تمايلي به واكنش دادن ندارند. يعني توضيحات بالا در مورد آنها صادق نيست.

۶- بيشترين ظرفيتي كه هر عنصر مي تواند داشته باشد با شماره گروه آن برابر است. البته در عناصر گروه هاي اصلي.

۷- عناصر واسطه داراي ظرفيت هاي متفاوتي هستند.

۸- ظرفيت عناصر گروههاي اصلي به شرح زير است:

گروه ۱ : داراي ظرفيت ۱ است.

گروه ۲ : داراي ظرفيت ۲ است.

گروه ۳ : داراي ظرفيت ۳ است.

گروه ۴: عناصر اين گروه داراي ظرفيت هاي ۲ و ۴ هستند.

گروه ۵ : عناصر اين گروه داري ظرفيت هاي ۳ و ۵ هستند.

گروه ۶ : عناصر اين گروه داري ظرفيت هاي ۲، ۴ و ۶ هستند. سرگروه اين دسته يعني اكسيژن تك ظرفيتي بوده و ظرفيت آن فقط ۲ مي باشد.

گروه ۷ : عناصر اين گروه داراي ظرفيت هاي ۱، ۳، ۵ و۷ هستند. سرگروه اين دسته يعني فلوئور تك ظرفيتي بوده و ظرفيت آن فقط ۱ مي باشد.

گروه ۸ : ظرفيت عناصر اين گروه برابر صفر مي باشد. يعني تمايلي به شركت در واكنشها ندارند.

 

1151929536helloi.jpg

 

۱- روش نامگذاری و فرمول نویسی ترکیبات دوتایی:

ترکیبات دوتایی ترکیباتی هستند که از دو نوع عنصر تشکیل شده اند، هرچند كه ممكن است تعداد اتمهاي آن زياد باشد. مانند:  H2O, SO3, N2O3 و ..... اين تركيبات به سه گروه زير تقسيم مي شوند:

الف) تركيبات دوتايي فلز با نافلز

ب) تركيبات دوتايي نافلز با نافلز

ج) تركيب هاي دوتايي هيدروژن و نافلز كه در واقع يك نوع تركيب دوتايي نافلز با نافلز است.

 

الف) تركيبات دوتايي فلز - نافلز:

 - فرمول نويسي:

- براي نوشتن فرمول شيميايي اين تركيبات بايد به روش زير عمل نماييم:

۱- نماد شيميايي فلز را سمت چپ و نماد شيميايي غيرفلز را سمت راست مي نويسيم. درست مانند جايگاه آنها در جدول تناوبي.

۲- ظرفيت فلز را انديس غيرفلز و ظرفيت غيرفلز را انديس فلز قرار مي دهيم.

۳- در صورت امكان انديسها را ساده مي كنيم.

مثال: مي خواهيم فرمول تركيب اكسي‍ژن با آلومينيم را بنويسيم:

۱- نماد شيميايي فلز يعني نماد آلومينيم (Al) را سمت چپ و نماد شيميايي غير فلز يعني اكسيژن (O) را سمت راست مي نويسيم.

Al O

۲- ظرفيت فلز آلومينيم ۳ است كه به عنوان انديس غيرفلز قرار مي دهيم(Al O3). ظرفیت غیر فلز یعنی اکسیژن برابر ۲ است که به عنوان اندیس برای فلز قرار می دهیم. یعنی:

Al2O3

  3- 2 با ۳ ساده نمي شود. بنابراين فرمول ما بدون تغيير مي ماند.

Al2O3

 - نامگذاري:

 براي نامگذاري اين تركيبات به روش زير عمل مي كنيم:

۱- ابتدا نام فلز را مي نويسيم.

۲- اگر فلز ما چند ظرفيتي بود ظرفيتي را كه در تركيب ما دارد، به صورت اعداد يوناني در پرانتز نمايش مي دهيم. اعداد يوناني به شكل زير هستند:

1- I                                       6-VI

2- II                                      7- VII

3-III                                      8- VIII

4- IV                                      9- IX

5- V                                       10- X

۳- نام غيرفلز را نوشته و پسوند " يد" را به انتهاي آن مي افزاييم. در بعضي از غيرفلزها با افزودن پسوند "يد" نام غيرفلز مقداري تغيير مي يابد. به عنوان مثال:

اكسيژن ------ اكسيد                           نيتروژن ------ نيتريد

گوگرد (سولفور) -------سولفيد              فسفر --------  فسفيد

هيدروژن ------- هيدريد                      

اگر توجه نماييد فرمول شيميايي تركيب را از چپ به راست خوانديم، يعني همانطور كه نوشته بوديم. ابتدا فلز و سپس غيرفلز. در حالت كلي از الگوي زير پيروي مي نماييم:

" نام فلز + (ظرفيت فلزهاي چند ظرفيتي با اعداد يوناني) + نام غيرفلز + يد"

مثال:  نام تركيب زير را بنويسيد. 

Al2O3

۱- نام فلز را مي نويسيم: " آلومينيم"

۲- فلز ما چند ظرفيتي نيست بنابراين نياز به نوشتن ظرفيت ندارد.

۳- نام غيرفلز را مي نويسيم. " آلومينيم اكسيژن"

۴- پسوند " يد" را افزوده و در صورت نياز نام غيرفلز را تغيير مي دهيم.

آلومينيم اكسيد

 

ب) تركيبات دوتايي نافلز - نافلز:

 - فرمول نويسي:

براي نوشتن فرمول اين تركيبات شما بايد تشخيص بدهيد كه خاصيت فلزي كدام غيرفلز بيشتر است، سپس اين غيرفلز را فلز فرض كرده و فرمول نويسي را تقريباً مانند فرمول نويسي تركيبات فلز - نافلز انجام مي دهيم. براي تشخيص اينكه كدام يك از غيرفلزهاي ما ضعيف تر است از سري زير مي توان استفاده نمود:

Si - B - P- H- C - S - I - Br - N - Cl - O -F

در سري فوق عناصري كه سمت چپ قرار دارند غيرفلزهاي ضعيف تري هستند و هرچه از چپ به راست پيش مي رويم غيرفلزها قويتر مي شوند.

در صورتيكه نمي توانيد سري فوق را به خاطر بسپاريد از اصول هشتگانه ابتداي مقاله پيروي نماييد.

براي فرمول نويسي تركيبات نافلز - نافلز به ترتيب زير عمل مي كنيم:

۱- با توجه به توضيحات بالا نافلز ضعيف تر را شناسايي مي كنيم.

۲- نماد شيميايي نافلز ضعيف تر را سمت چپ و نماد شيميايي نافلز قوييتر را سمت راست مي نويسيم.

۳- ظرفيت غيرفلز سمت چپ را انديس غيرفلز سمت راست قرار داده و ظرفيت غيرفلز سمت راست را انديس غيرفلز سمت چپ قرار مي دهيم.

۴- در صورت امكان انديس ها را ساده مي كنيم.

توجه نماييد غيرفلز سمت راست يا قويتر با كمترين ظرفيت خود در تركيب شركت مي نمايد.

مثال: مي خواهيم فرمول تركيبات بدست آمده از فسفر و كلر را بدست آوريم.

۱- فسفر نسبت به كلرغيرفلز ضعيف تري است.

۲- نماد شيميايي فسفر را سمت چپ و كلر را سمت راست مي نويسيم.

PCl

3- كلر از كمترين ظرفيت خود يعني ۱ استفاده مي نمايد ولي فسفر داراي دو ظرفيت ۳ و ۵ است بنابراين دو تركيب خواهيم داشت.

PCl3

PCl5

4- انديس ها ساده تر نمي شوند.

 

- نامگذاري:

برای نامگذاری این ترکیبات از الگوی زیر استفاده می نماییم:

" تعداد اتمهای عنصر سمت چپ با لفظ یونانی + نام عنصر + تعداد اتمهای عنصر سمت راست با لفظ یونانی + نام عنصر سمت راست + ید"

اگر تعداد عنصر سمت راست یک باش از ذکر تعداد خودداری می نماییم. لفظ های یونانی برای اعداد مختلف عبارتند از:

۱ مونو    ۲ دی   ۳ تری   ۴ تترا    ۵ پنتا    ۶ هگزا   ۷ هپتا   ۸ اکتا   ۹ نونا   ۱۰ دکا

گاهی اوقات تعداد اتمهای سمت چپ را ذکر نمی کنند.

مثال:

فسفر تری کلرید PCl3                           فسفر پنتا كلريد PCl5

دي فسفر پنتا اكسيد  P2O5                          دي بور تريوكسيد B2O3

سيليسيم ديوكسيد  SiO2                       كربن مونوكسيد   CO

گاهي اوقات اين تركيبات را مانند تركيبات دوتايي فلزهاي چند ظرفيتي با نافلزها نامگذاري مي نمايند، اين روش غلط نيست ولي روش فوق بهتر است، به مثال هاي زير توجه كنيد:

يد(III) فلوئوريد IF3            يد(V) فلوئوريد IF5              نيتروژن(III) اكسيد N2O3

اما مثال هاي زير به هيچ وجه درست نيستند:

يد(III) تري فلوئوريد IF3                       دي نيتروژن(III) اكسيد N2O3

 

ج) تركيبات دوتايي هيدروژن - نافلز:

 - فرمول نويسي:

براي نوشتن فرمول اين تركيبات بايد به سري زير توجه نماييم:

Si - B - P- H- C - S - I - Br - N - Cl - O -F

نماد عناصري كه سمت چپ هيدروژن قرار دارند در سمت چپ نماد هيدروژن نوشته مي شود و نماد عناصري كه در سمت راست قرار دارند در سمت راست نماد هيدروژن نوشته مي شود، البته استثناهايي مانند:

NH3 , CH4

نيز وجود دارند. كه با اينكه از لحاظ غيرفلزي بودن قويتر از هيدروژن هستند، ولي نمادها در سمت چپ هيدروژن قرار مي گيرد.

- نامگذاري:

براي نامگذاري اين تركيبات ابتدا نام هيدروژن را نوشته و سپس نام غيرفلز را پسون " يد " ذكر مي نماييم. مانند:

هيدروژن يديد HI        هيدروژن برميد HBr    هيدروژن سولفيد H2S

اگر نماد شيميايي عنصر سمت چپ نماد شيميايي هيدروژن قرار بگيرد از روش نامگذاري غيرفلز غيرفلز استفاده مي نماييم.

مثال:

 كربن تترا هيدريد CH4                         نيتروژن تري هيدريد  NH3

برخي از تركيبات هيدروژن با نافلزها داراي نام هاي قديمي هستند كه اغلب از اين نامها استفاده مي شود:

تركيب                            نام علمي                         نام قديمي

H2O                           هيدروژن اكسيد                      آب

NH3                         نيتروژن تري اكسيد                   آمونياك

CH4                              كربن تترا هيدريد                       متان

SiH4                           سيليسيم تترا هيدريد                    سيلان

بيشتر تركيبات دوتايي هيدروژن با نافلزات وقتي در آب حل مي شوند، محلول اسيدي به وجود مي آورند از اين رو براي نامگذاري اين تركيب ها كه اسيدهاي بدون اكسيژن يا اسيدهاي دوتايي ناميده مي شوند، روش خاصي بكار مي رود. تركيباتي كه در آنها نماد شيميايي هيدروژن سمت راست نوشته مي شود خاصيت اسيدي نداشته و بنابراين از اين قاعده مستثناء هستند.

برای نامگذاری اسیدهای دوتایی از الگوی زیر باید پیروی نمود:

" هیدرو + نام نافلز + یک + اسید"

مثال:

HF هیدروفلئوریک اسید                               HI هیدرویدیک اسید

H2S هیدرو سولفوریک اسید                         HBr هیدروبرمیک اسید 

HCl اگر داراي حالت گازي باشد هيدروژن كلريد ناميده شده و اگر داراي حالت مايع باشد يا محلول آبي داشته باشد آنرا هيدروكلريك اسيد مي ناميم.

                                                                                                                    ادامه دارد.

+ نوشته شده توسط یعثوب شاهماری در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 21:33 |

بسمه تعالی

۲ - روش فرمول نویسی و نامگذاری ترکیبات چندتایی معدنی:

در ابتدا توصيه مي شود كه مبحث نامگذاري تركيبات دوتايي معدني را مطالعه نماييد.

این ترکیبات به چهار دسته هیدروکسیدها یا بازها، اسيدهاي اكسيژن دار، بنيانها و نمكها تقسيم مي شوند. بجز نمكها سه گروه ديگر تقريباً از سه نوع اتم تشكيل شده اند و اغلب به گروه سه تايي ها معروفند.

الف) هيدروكسيدها يا بازها:

- فرمول نويسي:

هيدروكسيدها يا بازها تركيباتي هستند كه حاوي يون -OH هستند كه اين يون هيدروكسيد ناميده

 مي شود. اين تركيبات اغلب مختص فلزات هستند و از واكنش اكسيد فلزات يا خود فلزات با آب به وجود مي آيند.

براي نوشتن فرمول هيدروكسيدها نماد شيميايي فلز را سمت چپ نوشته و -OH را در سمت

 راست آن مي نويسيم.اگر ظرفيت فلز بيشتر از يك بود OH را داخل پرانتز قرار داده و ظرفيت فلز را به عنوان انديس براي OH قرار مي دهيم. لازم به ذكر است كه ظرفيت -OH برابر يك است وقتي در تركيب قرار مي گيرد - ( منفي) آنرا حذف مي كنيم.

مثال:

NaOH               Ca(OH)2           Fe(OH)3 

 - نامگذاري:

براي نامگذاري اين تركيبات ابتدا نام فلز را ذكر مي كنيم، درصورتيكه فلز چند ظرفيتي باشد، ظرفيت فلز را با اعداد يوناني داخل پرانتز بعد از نام فلز ذكر مي كنيم. سپس لفظ هيدروكسيد را به انتها نام تركيب اضافه مي نماييم.

 

1151929536helloi.jpg

 

مثال:

 سديم هيدروكسيد NaOH                          كلسيم هيدروكسيد Ca(OH)2                     آهن (III) هيدروكسيدFe(OH)3

ب) اسيدهاي اكسيژندار:

اسيدهاي اكسيژن دار از واكنش اكسيدهاي غيرفلزات با آب به وجود مي آيند. و از دو بخش هيدروژن و آنيون چند اتمي حاوي اكسيژن و نافلز تشكيل شده اند.

- فرمول نويسي:

براي فرمول نويسي اسيدهاي اكسيژن دار از فرمول اكسيدهاي غيرفلز مربوطه استفاده مي كنيم به اين ترتيب كه:

۱-  ابتدا فرمول اكسيد مربوطه رامي نويسيم.

۲-  سپس اكسيد مربوطه را با يك مولكول آب جمع مي كنيم و اتمهاي هيدروژن را سمت چپ، اتمهاي غيرفلزرا وسط و اتمهاي اكسيژن را  در انتها يعني در سمت راست مي نويسيم.

۴- در صورت امكان تعداد اتمها را ساده مي كنيم.

۵- اگر عنصر غير فلز داراي اكسيدهاي متفاوتي بود براي تمام اكسيدها مي توان مراحل ذكر شده را انجام داد و به اسيدهاي متفاوت دست يافت.

مثال: مي خواهيم فرمول اسيدهاي اكسيژندار كلر را بنويسيم.

۱- اين عنصر داراي ۴ ظرفيت است، كه عبارتند از ۵،۳،۱ و ۷ كه فرمول اكسيدهاي آن عبارتند از :

Cl2O          Cl2O3         Cl2O5         Cl2O7

2- هر اكسيد را با يك مولكول آب جمع مي كنيم.

Cl2O + H2O ---> H2Cl2O2

Cl2O3 + H2O ---> H2Cl2O4

Cl2O5 + H2O ---> H2Cl2O6

Cl2O7 + H2O ---> H2Cl2O8

۳- تعداد اتمها را ساده مي كنيم و فرمول اسيدها تعيين مي شود.

HClO  - HClO2 - HClO3 - HClO4

تذکر : اکسیدهای حاصل از برخی عنصرها مانند فسفر و بور را بایستی با ۳ مولکول آب جمع نماییم.

مثال:

P2O3 + 3H2O ---> H6P2O6  ===>    H2PO3

P2O5 + 3H2O ---> H6P2O8 ===>  H2PO4

B2O3 + 3H2O ---> H6B2O4 ===> H2BO

- نامگذاري:

اگر غيرفلز ما چهار ظرفيتي باشد، براي نامگذاري اسيدهاي آن از روش زير استفاده مي كنيم كه براي ساير غيرفلزها نيز قابل تعميم است.

۱- براي اسيد حاصل از كمترين ظرفيت از پيشوند " هيپو" و براي اسيد حاصل از بيشترين ظرفيت از پيشوند " پِر" استفاده مي كنيم. دو ظرفيت مياني پيشوند ندارند.

۲- نام غيرفلز را مي نويسيم.

۳- براي دو ظرفيت كمتر از پسوند " و" و برای دو ظرفیت بیشتر از پسوند " ایک" استفاده می کنیم.

۴- در انتها لفظ اسید را اضافه می کنیم.

مثال: می خواهیم اسیدهای حاصل از کلر را نام گذاری نماییم.

۱-                         هیپو                      HClO  

                          -                 HClO2       

                          -                 HClO3   

                            پر              HClO4  

 

۲-                   هیپو کلر                      HClO  

                      - کلر                HClO2       

                     - کلر                 HClO3   

                      پر کلر              HClO

 

۳-                هیپو کلرو                  HClO  

                       - کلرو            HClO2       

                      - کلریک          HClO3   

                      پر کلریک        HClO

 

۴-             هیپو کلرو اسید             HClO  

                   - کلرو اسید         HClO2       

                 - کلریک اسید        HClO3   

                پر کلریک اسید        HClO

 

برای غیرفلزات ۳ ظرفیتی از سه حالت اول استفاده می کنیم. براي دو ظرفيتي ها از دو حالت وسط و براي تك ظرفيتي ها از حالت سوم استفاده مي كنيم.

مثال: اسيدهاي حاصل از گوگرد (سه ظرفيتي)، فسفر( ۲ ظرفيتي) و بور(يك ظرفيتي) را نامگذاري نماييد.

۱-         H2SO2  هیپو سولفورو اسید 

            H2SO3   -   سولفورو اسید               

            H2SO4  - سولفوریک اسید

۲-        H2PO3     فسفرو اسید  

          H2PO4    فسفریک اسید

 ۳-     H2BO3    برمیک اسید 

ج) بنيان ها:

- فرمول نويسي:

بنيانها آنيونهاي بارداري هستند كه از اسيدها بدست مي آيند. به اين روش كه يك  +H از فرمول

 اسيد جدا مي شود و در نهايت بنيان حاصل مي گردد. به تعداد هيدروژن هاي جدا شده روي بنيان باقيمانده علامت منفي قرار مي گيرد كه نشان دهنده ظرفيت بنيان نيز مي باشد.

مثال: فرمول بنيانهاي حاصل از اسيد فسفريك را بنويسيد.

H3PO4 ---> H+ + H2PO4-

H3PO4 ---> 2H+ + HPO42-

H3PO4 ---> 3H+ + PO23-

- نامگذاري:

براي نامگذاري بنيانها از نام اسيدي استفاده مي كنيم كه بنيان از آن نتيجه شده است:

۱- تعداد هيدروژن هاي موجود در بنيان را با لفظ " بي" براي يك هيدروژن و "دي" براي دو هيدروژن معين مي كنيم.

۲- نام هيدروژن را ذكر مي كنيم.

۳- اگر پسوند اسيدمان " و " بود به " يت" و اگر " ايك" بود به " ات " تبديل مي كنيم.

 ۴- لفظ اسيد را از انتهاي نام حذف مي كنيم.

مثال: نام بنيان هاي حاصل از فسفريك اسيد و سولفورو اسيد را بنويسيد.

H2PO4-     دي هيدروژن فسفات

HPO42-    بي هيدروژن فسفات

 PO43-      فسفات

HSO3-       هيدروژن سولفيت

SO32-       سولفيت

 

تذكر: وقتي كه بنيان داراي يك هيدروژن است گاهي فقط از لفظ "بي" استفاده مي كنيم يعني ديگر هيدروژن را ذكرنمي كنيم. و گاهي فقط نام هيدروژن را ذكر مي كنيم، بدون ذكر لفظ "بي".

مانند: بي هيدروژن كربنات ، هيدروژن كربنات و بي كربنات كه همه براي نامگذاري بنيان         -HCO3 صحيح است.

د) نمكها:

نمكها حاصل واكنش اسيدها و بازها هستند. وداراي يك قسمت فلزي به صورت يون هاي فلزي يا كاتيون و يك قسمت غيرفلزي به صورت آنيون هاي با بار منفي يا بنيان ها مي باشند.

- فرمول نويسي:

براي نوشتن فرمول نمكها:

۱-  ابتدا نماد كاتيون يا فلز را سمت چپ مي نويسيم.

۲- سپس نماد غيرفلز يا بنيان را مي آوريم.

۳- ظرفيت فلز را انديس بنيان و ظرفيت بنيان را كه همان تعداد بارهاي منفي آن است، انديس فلز قرار مي دهيم.

۴ - انديس ها را ساده مي كنيم.

۵- اگر انديس بنيان بيشتر از يك بود كل بنيان را داخل پرانتز قرار مي دهيم.

مثال: فرمول نمك حاصل از كلسيم و دي هيدروژن فسفات را بنويسيد.

1- Ca2+    H2PO4-

 

2- Ca1 (H2PO4)2

 

3- Ca(H2PO4)2   فرمول نهايي نمك

 

- نامگذاري:

براي نامگذاري نمكهاي حاصل از بنيانها به روش زير عمل مي نماييم:

۱- نام فلز را ذكر مي نماييم.

۲- اگر فلز ما چند ظرفيتي بود، ظرفيت فلز را با اعداد يوناني داخل پرانتز نمايش مي دهيم.

۳- نام بنيان را بدون تغيير ذكر مي كنيم.

مثال:

Ca(H2PO4)2     كلسيم دي هيدروژن فسفات

Sn(HSO4)4      قلع(IV) بي سولفات

                                                    توصيه مي شود تمرينات نامگذاري را انجام دهيد.

پايان  

 

+ نوشته شده توسط یعثوب شاهماری در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 21:8 |

بسمه تعالی

توصيه مي شود در ابتدا فرمول نويسي و نامگذاري را بياموزيد. براي اين منظور اينجا كليك نماييد.

۱- ترکیبات زیر را نامگذاری نمایید.

MnO   SnCl2   SnO2   FeO   Hg2S   HgS   Cu3N   Cu3P2   CoP   NiI2

NiN   Mn2O3   Pb3P  CrF3   HgO   Fe3O4   CrPO4   Al2(SO4) 

Mg(No3)2   K3CO  Hg3(PO4)2   LiClO3   NH4NO Li2CO3  NH4ClO3

MgCO3   BaSO4   Li2HPO4   Li3PO4   NaHCO3   Ba(ClO)2 CaHCO 

CaCO3   NaHSO4   Na2SO4

2- فرمول شیمیایی ترکیباتی را که عناصر زیر می توانند با هم تشکیل دهند را نوشته و نامگذاری نمایید. 

مس (Cu) با ظرفیت های ۲ و ۱

کلر (Cl) با ظرفیت های ۱،۳،۵،۷

فسفر(P) با ظرفیت های ۳و ۵

جیوه (Hg) با ظرفیت های ۱و۲

اکسیژن(O) با ظرفیت های ۲

آهن(Fe) با ظرفیت های ۲و۳

۳- فرمول و نام ترکیبات اکسیژندار فسفر را نوشته و سپس فرمول و نام اسیدهای حاصل از این ترکیبات را بنویسید و بنیان های  را بدست آورده و نامگذاری نمایید.

 

1151929536helloi.jpg

 

۴- بنیان های بدست آمده در سئوال قبل را با فلزات سئوال ۲ ترکیب نموده و فرمول و نام ترکیبات بدست آمده را بنویسید.

 

۵- فرمول و نام بازهای بدست آمده از فلزات سئوال ۲ را بنویسید.

۶- فرمول شیمیایی ترکیبات زیر را بنویسید.

مس(I) سولفید - جیوه(II) کلرید - آهن(II) کلرید - آهن(III) اکسید - کبالت(III) برمید -

جیوه(I) نیترید - منگنز(III) کلرید - سرب(II) سولفید - قلع(II) یدید - مس(II) فسفید -

 نیکل(III) نیترید - کروم(II) یدید - سرب(IV) کلرید - قلع(IV) نیترید - آهن(II) سولفید -

کروم(III) نیترید - کلسيم كربنات - آلومينيم سولفات - ليتيم نيترات - آمونيم نيترات -

پتاسيم كلرات - روي فسفات - نقره نيترات - مس(I) سولفات - كبالت(III) كربنات -

نيكل(III) فسفات - روي كلرات - روي فسفات - روي هيدرژن فسفات -

روي دي هيدروژن فسفات - نقره سولفات - آمونيم كلرات - مس(I) بي كربنات -

قلع(II) كربنات - نيكل(III) نيترات.

 

۷- ظرفیت منگنز را در MnS, Mn2O3, MnO2, Mn2O7 و ظرفيت كروم را درCr2S3,CrO2 بدست آوريد.

 

۸- ظرفيت فلز را در تركيبات زير بدست آوريد.

Li2O, SnO2, Mn2O7, CdS, PbCl2, CrCl3

9- ظرفيت برم را در اسيدهاي زير بدست آوريد.

HBrO, HBrO2, HBrO3, HBrO4

10- فرمول اكسيد اسيدهاي زير را بنويسيد.

HClO4, H3BO3, HMnO4, H2SO4

11- نمكهاي زير را نامگذاري كرده و بنيانهاي مربوط به اين نمكها را بنويسيد.

NaHCO3, CaHPO4, KH2PO4, Ba(HSO3)2, Na2HAsO3

12- كدام روش نامگذاري غلط است.

۱) اسيد هيپو سولفورو                              ۲) دي نيتروژن پنتا اكسيد

۳) مونو گوگرد (IV) دي اكسيد                   ۴) سديم بي كربنات

 

+ نوشته شده توسط یعثوب شاهماری در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 16:53 |

                                                                                  بسمه تعالی

 

- روش ميكروبي ازدياد برداشت نفت (MEOR) :

 

يكي از كاربردهاي بيوتكنولوژي، استفاده از ريزسازواره¬ها (ميكروارگانيزم‌ها) در صنايع نفتي مي‌باشد. اين كاربرد, با توجه به گستردگي صنعت نفت در كشور ما بايستي مورد توجه خاص قرار گيرد. استفاده از ميكروب‌ها در ازدياد برداشت نفت بحث جديدي نيست. اولين مورد مكتوب، در سال ۱۹۱۳ مربوط به ج.ب.ديويس (J.B. Davis) است. در سال ۱۹۴۶، سي.اي.زوبل ( c.a. Zobell)  فرايندي براي بازيافت ثانويه نفت با استفاده از ميكروب‌هاي بي‌هوازي و مكانيزم انحلال مواد معدني سولفاتي ثبت كرد.

 

petroleum consuming microbes on oil

 

Microbes used for enhanced oil recovery

   میکروب درون یک قطره نفت

 

اولين آزمايش ميداني ازدياد برداشت نفت به ‌روش ميكروبي (MEOR)، در سال ۱۹۵۴ در يكي از ميادين نفتي آركانزاس انجام گرفت. اما با وجود موفق بودن، به‌دليل در دسترس بودن منابع نفتي ارزان‌قيمت، اين شيوه‌ها كنار گذاشته شدند. در دهة ۱۹۷۰ مجدداً به‌دليل ناپايداري قيمت نفت و گرايش به بيوتكنولوژي، اين شيوه‌ها مورد توجه قرار گرفتند. از 1980 به بعد به‌دليل افزايش قيمت نفت در كشورهاي گوناگون، اين روش‌ها كم و بيش متداول شدند و به‌نظر مي‌رسد كه در آينده تنها شيوة افزايش برداشت عملي باشند.

مخازن مناسب براي MEOR بايد واجد شرايط زير باشند:

 

چگالی                           > 18ºAPI (10-35 ºAPI )

گرانروی                       >20 cp (10-5,000 cp)

شوري آب                     <1000

 PH                           بين 4 تا 9                          

میانگین تراوایی             >75 md

عمق                           > 3500m

دما                             <75 oC      

فشار                          <2000 atm

 

ميكروب‌ها با سازوكارهاي مختلفي به شرح زير به افزايش برداشت نفت كمك مي‌كنند:

۱- توليد اسيد آلي كه منجر به انحلال سنگ‌هاي كربناتي و توسعة كانال‌ها مي‌شود.

۲- احياء گوگرد در تركيبات گچي و انيدريدي و مواد معدني سولفاتي كه نفت به دام افتاده درآنها را آزاد مي‌كند.

3- توليد گازهايي از قبيل متان، دي‌اكسيدكربن، هيدروژن و نيتروژن كه نفت را از فضاهاي مرده به خارج مي‌رانند.

 ۴- توليد حلال‌هاي مختلف از قبيل اتانول، استون و الكل كه با انحلال يا تورم رسوبات آلي به تحرك فاز نفت كمك مي‌كنند.

 ۵- توليد مواد فعال سطحي و دترجنت كه كشش سطحي وكشش فصل مشترك نفت و آب را كم مي‌كنند و نفت را از سنگ جدا مي‌كنند.

 ۶- توليد بيوپليمر كه به‌طور انتخابي، مناطقي با تراوايي بالاتر را مسدود نموده، در نتيجه جريان سيال به طرف نقاطي با تراوايي كمتر هدايت مي‌شود.

۷- تجزيه مولكول‌هاي هيدروكربني بزرگ و كاهش گرانروي نفت.

 

1151929536helloi.jpg

 

باكتري مناسب براي MEOR بايد :

 

1- كوچك باشد.

۲- رشد سريعي داشته و از تحرك لازم براي انتقال در داخل چاه برخوردار باشد.

3- تركيبات متابوليكي مناسب از قبيل گاز و اسيد و حلال توليد كند.

۴- قادر به تحمل شرايط محيطي خشن از قبيل دما و فشار و شوري بالا باشد.

 ۵- براي رشد و متابوليسم به مواد مغذي پيچيده نياز نداشته باشد.

 ۶- بتواند مواد ضدخوردگي و ميكروب‌كش را به خوبي تحمل كند.

۷- در حضور فلور ميكروبي چاه جمعيت غالب باشد .

۸- بتواند شرايط بدون اكسيژن يا غلظت اندك آن را تحمل كند.

 

- روش های متداول: 

 

شيوه هاي متداول استفاده از ميكروب‌ها در ازدياد برداشت به شرح زير است :

 

۱- روش برون محل (Ex-Situ) :

 در اين روش محصولات ميكروبي از قبيل پلي‌ساكاريدها و سورفاكتانت‌ها (فعال‌كننده‌هاي سطحي) در فرمانتورهايي توليد شده و پس از جداسازي و خالص‌سازي به مخزن اضافه مي شود.

 

۲- روش در محل (In-Situ ) :

الف) تحريك جمعيت ميكروبي مخزن به‌وسيله تزريق مواد مغذي براي افزايش فعاليت ميكروبي

 ب) تزريق ميكروب‌هايي خاص همراه با مواد مغذي به داخل مخزن. اين ميكروب‌ها مي‌توانند فعاليت مناسبي در مخزن داشته و محصولاتي را توليد نمايند كه باعث تحرك نفت مي‌شوند. (اين ميكروب‌ها را مي‌توان از مخزن جدا كرد و پس از تغييرات ژنتيكي به مخزن تزريق نمود.)

از بين روش‌هاي فوق بهترين شيوه، ۲– ب است چرا كه در شيوة ۱ به‌دليل قابل تجزيه‌بودن محصولات، مواد ورودي به سرعت توسط ميكروب‌هاي موجود در مخزن تجزيه مي‌شوند. روش ۲- الف هم به‌دليل اينكه تعداد، نوع و نحوه فعاليت ميكروب‌هاي مخزن مشخص نيست, روش چندان جالبي به‌شمار نمي‌رود. به‌دليل تنوع مكانيزم‌هاي MEOR، از آن مي‌توان در مواردي كه به سازند، در اثر اعمال شيوه‌هاي ديگر MEOR آسيب رسيده باشد يا كاهش تراوايي نفت اتفاق افتاده باشد يا به دليل نيروهاي موئينگي نفت به دام افتاده باشد يا در شرايطي كه در مخزن رسوب پارافيني يا نمك‌هاي حاصل از رسوب در حين تزريق آب باشد، استفاده نمود.

  علي‌رغم محدوديت‌هايي كه ممكن است فعاليت ميكروبي مخزن را تحت تاثير قراردهد، گزارش‌هاي متعددي از حضور ميكروب‌ها ارائه شده‌اند و به همين علت انواع گوناگوني از باسيلوس، پسودوموناس، ميكروكوكوس، مايكوباكتريوم، كلاستريديوم، اشرشياكلي و برخي ديگر از انواع انتروباكترياسه در MEOR بكار مي‌روند. با وجود حضور ميكروب‌ها در مخازن، فعاليت آن‌ها به‌دلايل زير اندك است:

۱- شرايط بي‌هوازي مخزن كه در اين شرايط امكان تجزيه تركيبات نفتي وجود ندارد و در نتيجه فقدان منبع كربن داريم.

2- در اكثر مخازن نفتي غلظت فسفر پايين است.

۳- غلظت اندك نيتروژن مي‌تواند دليل كم بودن تعداد ميكروب‌ها باشد.

 

از آنجايي كه فعاليت ميكروب‌هاي بومي در مخزن بسيار اندك است، تغيير قابل ملاحظه‌اي در تركيب نفت مشاهده نمي‌شود. اما در صورتي‌كه منبع غذايي و فاكتورهاي مكمل مناسب فراهم شوند تركيب نفت تغيير خواهد كرد. نفت فقط شامل مواد هيدروكربوري نيست و هرگونه تغيير در محتواي آن مي‌تواند منجر به تغيير قابل ملاحظه‌اي در مشخصه‌هاي نفت خام گردد كه از آن جمله توليد گاز است كه منجر به سبك شدن نفت مي‌شود.

يك سيستم عملي MEOR شامل ميكروب و مواد غذايي است. مشكلات و راه حل‌هاي متداول در اين سيستم‌ها به شرح زير هستند:

1- آيا كاهش يا قطع تزريق به‌دليل انسداد حفره چاه ناشي از تجمع ميكروبي صورت مي‌گيرد؟ قبل از تزريق مي‌توان از مواد پركننده كه فضاهاي خالي سنگ‌ها را پر مي‌كنند يا تركيباتي كه مانع از جذب ميكروب به سطح مي‌شوند استفاده كرد تا ميكروب در يك نقطه تجمع نيابد. همچنين مي توان از اسپورها يا اولتراميكروباكتري‌ها استفاده كرد.

۲- آيا انتشار موفق و انتقال تمام تركيبات ضروري به نقاط هدف صورت مي‌گيرد؟

عوامل مختلفي از قبيل خواص فيزيكي و شيميايي سنگ، خواص سلول ميكروبي و نحوة تزريق از قبيل نرخ تزريق، محتواي نمك و چگالي سوسپانسيون سلولي مهم هستند. استفاده از تزريق ضرباني از به دام افتادن سلول‌ها جلوگيري مي‌كند.

 3- افزايش فعاليت متابوليكي درمحل چگونه صورت مي گيرد؟ با مطالعه دقيق شرايط ميكروب و مخزن و سازگاركردن ميكروب با شرايط مخزن اين مشكل برطرف خواهد شد.

 4- از رقابت يا فعاليت نامطلوب ميكروب‌هاي بومي چگونه مي‌توان پيشگيري نمود؟

آزمايشات ميداني نشان مي‌دهد كه در MEOR كه با تزريق مواد مغذي از قبيل ملاس همراه باشد رقابت با ميكروب‌هاي بومي عامل مهمي نيست.

 

- مزاياي اقتصادي اين روش:

 

مقالات متعدد اشاره دارند كه MEOR از نظر هزينه شيوه مناسبي براي افزايش توليد است.

مزاياي ديگري كه مي توان بيان كرد عبارتند از:

ميكروب‌ها و مواد مغذي تزريق شده ارزان هستند، به‌راحتي در دسترس بوده و به‌سهولت به ميادين نفتي حمل مي‌شوند.

MEOR  از نظر اقتصادي براي ميادين توليد فرعي مناسب است. هزينه سيال تزريقي به قيمت نفت وابسته نيست. اجراي فرايند فقط نياز به اصلاحات اندكي بر روي تسهيلات ميداني موجود دارد و در نتيجه هزينة زيادي نخواهد داشت.

اين شيوه به سادگي با تجهيزات موجود براي آب‌روبي قابل اجراست. اجراي MEOR نسبت به فرايندهاي ديگر ساده‌تر و ارزانتر است.محصولات MEOR همگي قابليت تخريب زيستي دارند و در محيط‌زيست تجمع نمي‌يابند. جمعيت ميكروبي را مي‌توان با مقدار ماده مغذي موجود تنظيم نمود. به عبارت ديگر اگر مواد مغذي تزريق نشود ميكروب‌ها از بين نمي‌روند و در نتيجه حضور جمعيت ميكروبي قابل كنترل است.

 برخي از كاربردهاي ميداني MEOR ميدان نفتي كانادا Loyid minister: به‌ميزان 6% ، ميكروب لكونوستوك (هوازي) با غلظت ml / 103 – 102 و ml / 104 ميكروب بي هوازي و 11.6 مترمكعب ملاس در 120 مترمكعب آب تزريق شده است. پاسخ مخزن توليد اسيد و الكل و كاهش pH و كشش سطحي بوده است.

ميدان‌هاي نفتي روماني با شوري g/l 180 – 5: ميكروب‌هاي باسيلوس–كلاستريديوم، اشرشياكلي و…. با مخلوط ميكروبي ml/ 109 ×9 – 108 × 4 تزريق شد. پاسخ، توليد گاز و اسيد، افزايش توليد نفت، افزايش گرانروي و چگالي نفت و افزايش كسر سبك نفت بوده است.

 ميدان نفتي ليسبون آركانزاس با شوري ppm 42000: ميكروب كلاستريديوم و ملاس (gal 4000 محلول 2% وزني) تزريق شد. پاسخ به صورت توليد گاز (عمدتاً H2 و CO2) و اسيد بوده حداكثر نرخ افزايش توليد 250% بوده است.

يكي از ميادين نفتي هلند: ميكروب كلاستريديوم و ملاس تزريق شد. پاسخ بصورت افزايش CO2 و افزايش بازيافت حدود 200 – 20% بود.

 اهميت MEOR براي كشور با توجه به قدمت چاه‌هاي نفتي ايران (نخستين چاه نفتي در ايران در سال 1287 در منطقه نفتون حفر شده است) و از آنجايي كه MEOR معمولاً پس از اجراي روش‌هاي ديگر بكار مي‌رود، به نظر مي‌رسد اهداف متعددي در ايران براي اين شيوه وجود داشته باشد. به ويژه اينكه MEOR براي چاه‌هايي كه به‌دليل تزريق آب، ديگر قادر به توليد نفت نيستند و در اصطلاح غرقاب شده‌اند و همچنين چاه‌هايي كه به‌دليل رسوب تركيبات آلي و معدني مسدود شده‌اند روش مناسبي است.

از آنجايي‌كه حتي پس از تزريق آب و گاز حداكثر 40 – 38 % از مخزن برداشت مي‌شود، اگر با بكاربردن MEOR بتوان 1% هم نفت آزاد نمود مقدار قابل ملاحظه‌اي خواهد بود.

 

+ نوشته شده توسط یعثوب شاهماری در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 9:9 |

بسمه تعالی

 

1-     روزنامه شرق:

 

چهارشنبه ۲۱ تير ۱۳۸۵ - - ۱۲ جولاى ۲۰۰۶

 

جنگل ها قربانى گرمايش زمين

 ايرنا: محققان علت افزايش حريق هاى بزرگ در جنگل هاى غرب آمريكا در سال هاى اخير را ناشى از گرم شدن هواى كره زمين مى دانند. بررسى اطلاعات جمع آورى شده از سال ۱۹۷۰ تاكنون نشانگر افزايش ناگهانى و چشمگير شمار حريق ها در دهه ۱۹۸۰ و طولانى شدن فصل وقوع حريق هاى جنگلى است. «دان كايان» مدير بخش تحقيقات اوضاع اقليمى موسسه «اقيانوس شناسى» «اسكريپس» مى گويد: «افزايش حريق هاى بزرگ ظاهراً از جمله آثار گرم شدن هواى زمين است.» وى در ادامه گفت: «درحالى كه بخشى از اين افزايش ناشى از تغييرات طبيعى است اما شواهد افزايش حريق ها را به آثار ناشى از گرم شدن كره زمين مرتبط مى داند.» ميزان زياد گاز دى اكسيدكربن در جو زمين كه در اثر مصرف سوخت هاى فسيلى منتشر مى شود در سال هاى اخير موجب نگرانى دانشمندان شده است. در قرن كنونى ميانگين دماى هواى كره زمين به علت پديده اثر گلخانه اى افزايش يافته است. آلودگى هوا در بروز پديده اثر گلخانه اى نقش دارد. محققان براى بررسى هزار و ۱۶۶ مورد حريق در مناطقى به وسعت ۴۰۰ هكتار، پرونده هاى خدمات جنگل آمريكا و خدمات پارك ملى آمريكا را بررسى كردند. در اين مطالعه ديده شد از سال ۱۹۷۸ تاكنون، دفعات و مدت زمان حريق تغيير يافته است به طورى كه حريق ها بيشتر رخ داده و به جاى يك هفته تا پنج هفته يا بيشتر ادامه داشته است. فصل وقوع حريق هاى جنگلى نيز تا ۷۸ روز افزايش يافته است. به گفته محققان، به نظر مى رسد اين تغييرات با دماى هوا در فصل بهار و تابستان ارتباط داشته باشد و در سال هاى گرم حريق هاى بيشترى در مقايسه با سال هاى سرد رخ داده است.

 

سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۵ - - ۱۱ جولاى ۲۰۰۶

 

ساخت كلرسنج ديجيتال جيبى

 ايرنا: يك شركت تحقيقات مهندسى در اصفهان موفق به ثبت اختراع «كلرسنج ديجيتال جيبى» در اداره كل ثبت شركت ها و مالكيت صنعتى كشور شد. به گزارش روابط عمومى شهرك علمى و تحقيقاتى اصفهان، دستگاه «كلرسنج ديجيتال جيبى»، بخشى از موضوع ايده محورى شركت ياد شده است كه بادقت يك صدم ميلى گرم در ليتر (بالاتر از نمونه هاى خارجى) بهره مند است. اين دستگاه داراى قابليت هايى مانند امكان تنظيمات كاربر، ذخيره اطلاعات، دماسنج، نمايش طول عمر باترى، استفاده از برق شهرى، باترى كتابى، باترى ماشين و نمايش  اطلاعات ذخيره شده همراه با تاريخ، ساعت و دماى آزمايش است. دستگاه كلرسنج ديجيتال جيبى در جشنواره هاى خوارزمى و شيخ بهايى ارائه شده و داراى چهار گواهى تاييد از آزمايشگاه مرجع شركت آب و فاضلاب تهران، آزمايشگاه دانشگاه صنعت آب و برق، شركت آب و فاضلاب اصفهان و شركت آب و فاضلاب روستايى است. كلرسنج ديجيتال جيبى، يك دستگاه الكترونيكى براى اندازه گيرى غلظت تركيبات ماده كلردرخطوط انتقال و شبكه هاى توزيع آب است كه  از لحاظ اقتصادى و بهداشتى داراى اهميت است.

 

ساخت ليزر بخار مس با خنك كن هوا

 ايسنا: يك دانشجوى فيزيك دانشگاه صنعتى شريف در تحقيقات پايان نامه اش موفق به طراحى و ساخت ليزر بخار مس با سيستم خنك كن هوا شد. اين ليزر كه توسط محمد واحدى در اين تحقيق ساخته شده است، بدون استفاده از سيستم خنك كن آب كه نياز به ژاكت گرانقيمت استيل دارد، صرفاً با گردش هوا خنك مى شود. بنابراين گذشته از كاهش شديد قيمت به دليل استفاده از قطعات ساده مثلاً آلومينيوم به جاى استيل و پيركس به جاى كوارتز و همچنين استفاده از منبع تغذيه طراحى شده بسيار ساده و در عين حال كاملاً كارا، زمان آغاز ليز نيز در اين ليزر به حدود ۲۰ دقيقه كاهش يافته است. ليزر بخار مس يكى از قوى ترين و پربازده ترين ليزرهاى مرئى است كه به علت طول موج هاى نوسانى سبز و زرد و توان هاى خروجى زيادش در كاربردهاى تحقيقاتى، صنعتى و درمانى مورد توجه خاص است. به گفته اين پژوهشگر، در اين تحقيق اثر هيدروژن نيز بر ليزر طراحى شده بررسى و افزايش توان خروجى و بهبود مشخصات كارى ليزر مشاهده شد.

 

نيروگاه هاى برقابى مولد گاز هاى گلخانه اى 

آينده گرمايش جهانى

 ترجمه: عبدالله مصطفايى

 

 بر خلاف اعتقاد عامه مردم نيروگاه هاى برقابى قادرند كه تخريب آب و هوايى را به دنبال داشته باشند. تغييرات پيشنهادى در زمينه سهميه هر يك از كشورها براى گازهاى گلخانه اى تاكيد دارد كه درياچه هاى پشت سد نيروگاه هاى برقابى بايستى در حساب ها آورده شوند و حتى طرفداران اين تغييرات نگران آن هستند كه اهميت كافى به اين موضوع داده نشود.

اريك دوكمين مشاور هيات بين الدول تغييرات آب و هوا (Ipcc ) است و در اين باره معتقد است كه تصور سبز و بى خطر بودن نيروگاه هاى برقابى به عنوان جايگزينى براى سوخت هاى فسيلى صحيح نيست. او مى گويد: «همگان فكر مى كنند كه نيروگاه هاى برقابى بسيار تميز هستند ولى اين موضوع ديگر صحيح نيست.»درياچه هاى پشت سد نيروگاه هاى برقابى مقادير زيادى دى اكسيد كربن و متان توليد مى كنند كه در بعضى موارد ميزان اين گازهاى گلخانه اى بيشتر از نيروگاه هايى است كه با سوخت هاى فسيلى كار مى كنند. فيليپ فيرنسايد از موسسه ملى تحقيقات آمازون در مانائوس برزيل مى گويد كه ميزان انتشار كربن از يك سد تا سد ديگر متفاوت است. او اظهار داشته كه «ما آگاهيم كه ابعاد اين مسئله به حدى است كه درباره آن نگران شويم.»

فيرنسايد در تحقيقى كه نتايج آن را منتشر كرده، بيان داشت كه در سال ۱۹۹۰ پديده گلخانه اى حاصل از گازهاى منتشره از سد كورا اونا در برزيل بيش از سه و نيم برابر نيروگاه هاى فسيلى با همان ظرفيت بوده است.اين موضوع ناشى از كربن حاصل از درختان و گياهانى است كه پس از آبگيرى سد در كف آن باقى مانده و پس از درگذشت يك دوره اوليه، تجزيه بى هوازى آنها به دليل نبود اكسيژن در كف سد آغاز مى شود و متان محلول تشكيل خواهد شد. اين متان نيز پس از عبور آب از توربين نيروگاه آزاد شده و وارد اتمسفر مى شود.

تغييرات فصلى در عمق آب پشت سدها بدين معنى است كه مواد تجزيه شونده به طور مداوم وجود خواهند داشت. در فصول گرما گياهان وارد مخزن پشت سد مى شوند و با بالا آمدن آب در فصول ديگر، تجزيه شروع مى شود. در صورتى كه درياچه پشت سد به صورت يك مخزن باريك باشد، مساحت درياچه بالغ بر چندين هزار كيلومتر مربع خواهد شد.

همواره بايد به خاطر داشت كه ميزان تاثير متان در پديده گرمايش جهانى ۲۱ برابر تاثير دى اكسيدكربن است. بايد توجه داشت كه بيان تاثير پروژه نيروگاه هاى برقابى بر توليد گازهاى گلخانه اى موضوع جديدى نيست و قبلاً در شماره سوم ژوئن سال ۲۰۰۰ مجله نيوساينتيست نيز بدان پرداخته شده است ولى اهميت مطالب فوق الذكر در آن است كه باعث شروع تصميم گيرى هاى سياسى در اين زمينه شده است. چون قرار است كه در نشست سال ۲۰۰۶ هيات بين الدول تغييرات آب و هوا (Ipcc ) در برنامه ملى ليست بردارى از گازهاى گلخانه اى كه مسئول برآورد و بودجه بندى انتشار دى اكسيدكربن براى هر كشور است، ميزان انتشار از مناطقى كه توسط انسان و به صورت مصنوعى آبگيرى شده اند نيز مورد محاسبه قرار گيرد. نبايد فراموش كرد كه اين محاسبه براى ده سال اول آغاز به كار سد است و فقط شامل انتشارات سطحى مى شود. البته دانشمندان درباره مكانيسم توليد متان اتفاق نظر ندارند. اين ميزان در هر سد با توجه به مشخصات آن متفاوت است. البته اگر روش فيرنسايد تاييد شود بايستى منتظر بود كه تمامى انتشارات وارد محاسبات شوند. در برنامه پيشنهادى Ipcc ميزان انتشار گاز هاى گلخانه اى مناطق گرمى كه در سطحى وسيع از نيروگاه هاى برقابى استفاده مى كنند (مثل برزيل) حدود ۷ درصد افزايش خواهد يافت. البته تاثير اين موضوع در كشورهاى سردتر (مثل كانادا) كمتر است چون گرما باعث تجزيه بيشتر گياهان شده و گازهاى گلخانه اى بيشترى توليد خواهد شد.به رغم يك دهه تحقيقات مستند درباره انتشار كربن از مخازن ساخته شده به دست بشر نيروگاه هاى برقابى هنوز مشهورترين راه حل براى كاهش گرمايش جهانى به شمار مى روند. فيرنسايد اظهار مى دارد كه «مهم اين است كه مقدار و تاثير اين انتشار به حساب آورده شوند.»

New Scientist,24Feb.2006

 

1151929536helloi.jpg

 

 

دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۸۵ - - ۱۰ جولاى ۲۰۰۶

 

صعود ايران در توليد مقالات علمى جهان:

 

205452.jpg

 

 ايسنا: براساس تازه ترين آمار موسسه اطلاعات علمى (ISI) با افزايش شمار مقالات پژوهشگران ايرانى در رشته هاى مختلف، رتبه ايران از نظر شمار مقالات با يك پله صعود به جايگاه ۴۳ دنيا رسيده و شمار رشته هاى نمايه شده ايران به ۲۱ رشته رسيد. دكتر يعقوب فتح اللهى معاون پژوهشى دانشگاه تربيت مدرس با اعلام اين مطلب خاطرنشان كرد: براساس تازه ترين آمار و اطلاعات شاخص هاى اساسى علم در پايگاه موسسه اطلاعات علمى (ISI) (اول جولاى ۲۰۰۶) كه گستره ده ساله اول ژانويه ۱۹۹۶ تا ۳۰ آوريل ۲۰۰۶ را دربر مى گيرد، ۱۱ نفر از پژوهشگران ايران كه قبلاً به عنوان محققان برجسته انتخاب شده بودند، توانستند موقعيت خود را حفظ كنند و تعداد مقالات و ارجاعات آنها افزايش يافت؛ همچنين سه موسسه كه قبلاً نمايه شده بودند موقعيت خود را حفظ كردند. وى تصريح كرد: رتبه ايران در كل رشته ها در اين گستره، از نظر تعداد مقالات با يك رتبه صعود به جايگاه ۴۳ رسيد و از نظر تعداد ارجاعات نمايه شده در رتبه ۴۹ باقى ماند و از نظر نسبت ارجاعات به مقالات - با دو پله تنزل نسبت به دوره گذشته (اول مه ۲۰۰۶) - به ۱۳۳ رسيد. دكتر فتح اللهى خاطرنشان كرد: در اين گستره، حوزه «ميان رشته اى» (Multidisciplinary) با كسب آستانه ارجاعات لازم توانست نمايه شود و تعداد رشته هاى نمايه شده ايران از ۲۰ به ۲۱ رشته رسيد. به گفته معاون پژوهشى دانشگاه تربيت مدرس محققان كشورمان در اين حوزه با انتشار ۱۸۵ عنوان مقاله توانستند رتبه چهاردهم جهانى را كسب كنند. وى خاطرنشان كرد: در ۲۲ رشته مذكور، از نظر تعداد مقالات، علوم اعصاب و رفتار، علوم گياهى و حيوانى، طب بالينى، علوم كشاورزى يك رتبه، اكولوژى و محيط، بيولوژى مولكولى و ژنتيك دو رتبه و شيمى سه رتبه صعود داشتند.

 

يكشنبه ۱۸ تير ۱۳۸۵ - - ۹ جولاى ۲۰۰۶

 

راهنماى دارويى خانواده:

 

204993.jpg

 

كتاب «راهنماى دارويى خانواده» تاليف دكتر شهرام امين زاده توسط انتشارات نور دانش وارد بازار كتاب شد. اين كتاب حاوى توضيحات و اطلاعات لازم به زبان ساده در مورد ۸۵۰ دارو به ترتيب الفبايى است.

داروهاى معرفى شده در كتاب به سه بخش داروهاى بدون نسخه، داروهاى نيازمند نسخه (داراى مصارف عمومى)، داروهاى نيازمند نسخه (داراى مصارف اختصاصى) تقسيم شده اند و علاوه بر آن در ضمائمى اطلاعاتى در مورد فرآورده هاى كمك تشخيصى، واكسن ها و فرآورده هاى ايمن ساز و مواد اوليه مورد استفاده در فرآورده هاى تركيبى نيز به خوانندگان داده مى شود. كتاب داراى يك مقدمه مفصل ۲۸ صفحه اى است كه هم نحوه استفاده از هر يك از مدخل هاى كتاب را آموزش مى دهد و هم در مورد كسب اطلاعات دارويى و توصيه هاى كلى هنگام مصرف خوانندگان را آگاه مى كند. يكى از مزيت هاى كتاب داشتن واژه ياب فارسى و انگليسى است و نيز ذكر هر دو نام هاى ژنريك و تجارتى داروها در  آن است كه يافتن داروهاى مورد نظر را آسان مى كند. مولف كتاب دكتر امين زاده مدرس دروس درمان شناسى و مشاوره با بيماران در موسسه علوم دارويى تورنتو (TAPS) است.

 

شنبه ۱۷ تير ۱۳۸۵ - - ۸ جولاى ۲۰۰۶

 

پارچه اى با توانايى تجزيه گرد و غبار

 ستاد ويژه توسعه فناورى نانو: دانشمندان دانشگاه پلى تكنيك هنگ كنگ، پارچه جديدى اختراع كرده اند كه مى تواند خودبه خود تميز شده و ذرات گرد و غبار را تجزيه كند. محققان نساجى دانشگاه پلى تكنيك توانستند با حمايت و پشتيبانى مالى بنياد اعتبارى اختراعات و فناورى (ITF) و با استفاده از فناورى  نانو، پارچه مخصوصى بسازند كه مى تواند خودبه خود تميز شود. پوشاك خودتميزشونده مى توانند از طريق فرآيند تركيب سطحى NanoTM، Lotus و فناورى فوتوكاتاليستى داراى عملكرد خود تميزكنى شوند. به منظور توسعه و پيشرفت اين پارچه ويژه پروفسور «جان زين» و گروه تحقيقاتى وى در مركز فناورى نانو براى منسوجات و پوشاك هوشمند، الياف نانوساختارى Lotus را با روكش هاى اكسيد تيتانيوم براى كارايى بيشتر تركيب كردند. مخلوط اين الياف و نانوروكش هاى اكسيد تيتانيوم موجود در اين پارچه ها مى تواند لكه ها، كثيفى، بو، باكترى و گازهاى مضر را تجزيه و متلاشى كند. اين نوع پوشاك مى تواند به طور چشمگيرى منجر به كاهش فرآيند شست وشو شده و در نتيجه در محافظت محيط زيست نقش مهمى ايفا كند. علاوه بر اين، پارچه هاى مذكور داراى خاصيت محافظت كنندگى در برابر UV هستند. اين فرآيند بدون اينكه نرمى و قابليت تنفس پارچه را كاهش دهد، باعث دوام بسيار عالى پارچه در برابر شست وشو و كاركرد معمولى آن مى شود.

 

توجه: روز سه شنبه ۲۰ تير ماه ۱۳۸۵ روزنامه شرق دانش نامه شماره ۹ خود را با عنوان ويژه نامه گرمايش جهاني  منتشر نمود.

 

205623.jpg

 

 براي مطالعه اين ويژه نامه اينجا كليك نماييد.

 


۲- روزنامه همشهري: 

 

دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۸۵ - - ۱۰ جولاى ۲۰۰۶

 

بمب هايي كه هدف را مي شناسند

مهدي صارمي فر

 

005484.jpg

 

در جنگ جهاني دوم براي انهدام هدفي به اندازه آشيانه هواپيما، لازم بود ده ها بمب شليك شود. اما امروزه مي توان همين كار را با استفاده از يك بمب هدايت شونده ليزري از يك جنگنده F-16 انجام داد.

 

تاكنون دو نوع بمب هوشمند وارد ميدان نبرد شده اند كه عبارتند از، بمب هاي هدايت شونده IR/IV و بمب هاي هدايت شونده ليزري.

پيشرفت و توسعه چشمگيري كه در زمينه جنگ افزارهاي هدايت شونده ليزري صورت گرفته، باعث پيشرفت و ارتقاي دقت سلاح هاي هدايت از راه دور شده است. بمب هاي هدايت شونده ليزري يا LGB ها از قابليت حركت بالايي برخوردارند و سلاح هايي هستند كه به صورت سقوط آزاد فرود مي  آيند و براي اين منظور به هيچ گونه ارتباط الكترونيكي دروني هواپيما احتياج ندارند. اين سلاح  ها داراي يك سامانه داخلي هدايت نيمه فعال هستند كه انرژي ليزر را آشكار كرده و جنگ  افزار را به سمت هدفي كه توسط يك منبع ليزر خارجي روشن شده رهگيري مي كند، به طور مثال در جنگ عراق ابتدا هواپيمايي كه ليدر نام دارد اهداف مورد نظر را با ليزر شناسايي و علامت گذاري مي كرد و سپس هواپيماهاي بمب افكن توسط بمب  هاي ليزري، اهداف علامت گذاري شده را تخريب مي كردند، اين سامانه حتي مي تواند از يك منبع مستقر در روي زمين فرمان بگيرد. مسير پرواز LGBها به سه مرحله تقسيم مي شود كه عبارتند از، هدايت پرتاب، هدايت پرواز و هدايت نهايي.

در خلال مرحله پرتاب، سلاح به مسير غيرهدايتي كه همان مسير پرواز جنگنده مادر در لحظه آزادسازي است همچنان ادامه مي دهد و همپاي جنگنده حركت مي كند. در اين مرحله، وضعيت پروازي جنگنده  نيز حائز اهميت است، چرا كه قابليت عملياتي شدن جنگ افزارLGB به سرعت جنگنده در زمان هدايت نهايي بستگي دارد، بنابراين در خلال مرحله پرتاب، سرعت هوا مي تواند ميزان قدرت عملياتي شدن جنگ افزار را تحت الشعاع قرار دهد. همزمان با عمل هدف يابي، مرحله گذر نيز آغاز مي شود. طي اين مرحله، سلاح سعي مي كند كه بردار سرعت خود را با راستاي خط ديد هدف ميزان نمايد.

حين مرحله نهايي، بمب هوشمند ليزري تلاش مي كند كه هر لحظه بردار سرعتش را موافق و همسوي خط ديد قرار دهد.

در لحظه  اي كه اين تطبيق رخ مي دهد، انرژي ليزر بازتابش شده روي آشكار سازها، متمركز شده و به رسانگرهاي آيروديناميكي فرمان مي دهد كه مسير را تعقيب كنند تا موجب شوند سلاح به صورت يك پرتابه با نيروي وزش به سمت هدف حركت و با آن برخورد نمايد. نمايش دهنده هاي هدف در اصل، تابشگرهاي نيمه فعالي هستند كه براي قفل شدن روي هدف به كار مي روند. گيرنده هاي بمب هدايت شونده ليزري از آرايه اي از فوتوديودها (نيمه هادي هايي كه با دريافت نور فعال مي شوند) استفاده مي كنند تا پيام هاي مكاني هدف را پيدا كنند. اين پيام ها به حركت هاي سطحي برگردانده مي شوند تا سلاح را درست به سمت هدف مورد نظر سوق دهند. يك آشكارساز هوابرد مي تواند از طريق ميدان ديد وسيعي كه در اختيار دارد اطلاعات مربوط به هدايت را در اختيار خلبان قرار دهد و آن را مستقيماً  روي هدف متمركز كند و سرانجام به جنگ افزار مربوطه كه در اختيار دارد يك هدف نقطه اي را نشان دهد.

پس از اين مرحله، موشك يا بمب هوشمند ليزري مي تواند در زماني شليك شود كه خلبان از قفل بودن آشكارساز روي هدف اطمينان داشته باشد و سلسله مراتب مربوط به باز شدن محفظه جنگ افزار به نحو قابل قبولي انجام شده باشد. در هر يك از اين مراحل خلبان هرگز هدف واقعي را نمي بيند و فقط نقطه اي را مشاهده مي كند كه به وسيله ليزر، نشانگر موقعيت هدف است. سامانه هاي تجسسي و نمايش دهنده ليزري از يك روش رمزگذاري پالسي استفاده مي كنند تا مطمئن شوند كه يك پويشگر و يك نمايش دهنده ويژه در يك حالت هماهنگ با يكديگر در حال كارند. هم رمز كردن اين دو مجموعه باعث مي شود سامانه پويشگر تنها روي هدفي كه دستگاه نمايش دهنده معلوم مي كند قفل شود.

رمزگذاري پالسي بر پايه فركانس تكرار پالس (PRF) صورت مي گيرد. رمز مي تواند بسته به تجهيزات ليزري كه در اختيار دارد، سه يا چهار رقمي انتخاب شود. رمزگذاري به جنگنده يا هر وسيله جنگي هوايي اين امكان را مي دهد كه به طور همزمان يك هدف چندگانه و پيچيده را مورد هدف قرار دهد. در اين حالت جنگ افزارهاي هدايت شونده ليزري روي رمزهاي مختلف متمركز مي شوند، اين روش تا زماني از تأييد بالايي برخوردار است كه چندين هدف با موقعيت برتر نسبت به نيروهاي خودي ضرورتاً بمباران شوند. اين روش همواره با هدايت واحدهاي پشتيبان مي تواند به صورت همزمان طراحي و نمايش داده شود و آخرين وضعيت  آن اعلام شود. سامانه هاي ليزري هدايت آتش عبارتند از: مسافت سنج هاي ليزري(LRF) و نمايشگرهاي ليزري. اين سامانه هاي ليزري مي توانند براي انسان بسيار خطرناكتر از سامانه هاي آموزشي نظير  MILES و سامانه هاي شبيه ساز ليزري باشند كه براي دفاع در درگيري هاي هوا به زمين استفاده مي شود.

در نتيجه ليزرهاي هدايت آتش نياز به سنجش دارند تا در نتيجه نگاه مستقيم به پالس ها و پرتوهاي آن به عوارض دائمي همچون كوري منجر نشود. LGB يا بمب هاي هوشمند ليزري نوشداروي تمام داستان ها و اهداف جنگي نيستند؛ بلكه به گونه اي پيشرفت كرده اند و بازيگر انواع ديگري از جنگ افزارهاي سقوط آزاد هستند كه در زاغه هاي مخفي نگهداري مي شوند. در يك ديد وسيع تر، LGBها در هدف قرار دادن مخفيگاه ها در وضعيتي با ارتفاع متوسط از قدرت اجرايي فوق العاده اي برخوردارند، قدرت مخفي شدن سريع و اغراق آميز باعث افزايش قدرت تحرك و قابليت پروازي LGB شده است.

معمولاً  شليك در ارتفاع مياني، مشكلات يافتن هدف را كاهش مي دهد و به سايت هاي طراحي هوايي يا زميني  اجازه مي دهد كه به راحتي آن را رهگيري كنند،  اگر سامانه هدايت ليزري زودتر از موعد روشن شود يا برعكس به موقع روشن نشود، ممكن است LGB هدف را گم كند و به آن اصابت نكند.

طي عمليات به محض روشن شدن انرژي ليزري، LGB آن را مشاهده و در همان زمان اقدام به شليك از هواپيما يا هر وسيله حامل ديگري مي كند و چون اين عمل زودتر از موعد مناسب صورت گرفته، لذا بمب يا هدف را گم مي كند و به آن اصابت نمي كند و يا اين كه بخشي از آن را ويران مي كند. براي رفع اين مشكل، نمايشگر ليزري بايد در زماني روشن شود كه بمب به سمت هدف روانه شده و قصد ويران كردن آن را دارد. خلبان به طور يقين مي داند كه زمان مناسب براي روشن كردن سامانه ليزر چه وقت است.

شگردهاي پروازي تهاجمي- تدافعي كه از LGB هاي نوين امروزي بهره مي گيرند به خوبي كمترين مدت زمان مورد نياز براي نمايش هدف را اعلام مي  كنند تا سلاح تا رسيدن به هدف و ويران كردن آن هدايت شود. دود، گرد و غبار و نخاله هاي معلق در هوا مي تواند روي كاركرد سلاح هاي هدايت شونده ليزري اثر سوء داشته باشند. پاشيدگي ناشي از بازتابش نور ليزر به وسيله ذرات دود مي تواند هدف هاي اشتباه را نمايش دهد. باران، برف، مه و ابرهاي رقيق نيز مي توانند استفاده مؤثر از سلاح هاي هدايت شونده ليزري را تحت تأثير خود قرار دهند. شتاب و تهور بيش از حد خلبان نيز مي تواند كاربرد نمايشگر هاي ليزري را محدود كند؛ زيرا خط ديد را تحت تأثير قرار مي دهد. برفي كه زمين را مي پوشاند نيز مي تواند روي دقت سلاح هدايت ليزري تأثير منفي داشته باشد. مه و ابرهاي رقيق ميدان ديد كاوشگر سلاح هدايت شونده ليزري را سد مي كنند و مي توانند باعث كاهش زمان هدايت آن شوند.

در واقع اين كاهش ميدان ديد، احتمال برخورد سلاح به هدف را نيز پايين مي آورد. فناوري LGB ها متشكل از سه نسل است كه هر يك از آنها به نوعي حاصل تحول يا اصلاح ساز و كار هدايت هستند. نسل اول عبارت است از گروهي از بمب هاي هدايت شونده ليزري كه بالهاي ثابت دارند، نسل دوم با بالهاي جمع شونده و نسل سوم نمايشگر هاي نيروي هوايي براي بمب هاي هدايت شونده ليزري كلاس هزار و دو هزار پوندي. عموماً نسل سوم LGBها را بمب هدايت شونده ليزري سطح پايين مي نامند. زيرا اين بمب  به نحوي طراحي شده است كه تحت شرايط نقطه اوج نسبتاً  پايين، براي ارتفاع كم و برد زياد مورد استفاده قرار گيرد. طي عمليات توفان صحرا، بيشترين استفاده براي حمل بمب هاي هدايت شونده ليزري و شليك آنها به سمت اهداف مهم و اصلي به عمل آمد و توانمندي جنگ افزارهاي نيروي دريايي ايالات متحده براي هدف LGBها كاملاً  مفيد و مقرون به صرفه بود، تا آنجا كه يكصد و بيست A-E6 حدود ۵ درصد از تمام توان LGB ايالات متحده را در نخستين روز از عمليات توفان صحرا به صف و روانه منطقه عملياتي مي كردند.

بعضي  از سامانه هاي حسگر ليزري در شرايط نامساعد جوي نظير باد مخالف، باران، مه و حتي رطوبت دچار افت كارآيي شدند. نمايشگرهاي LGB سلاح را به دقت به سمت هدف هدايت و آن را با يك جرقه منفجر مي كنند مانند سلسله مراتبي كه در خلال عمليات توفان صحرا از تلويزيون پخش مي شد. در واقع هر يك بمب به خوبي مي تواند روي يك هدف مستقل و بزرگ تأثيرگذار باشد و مسئوليتش را به نحو احسن انجام دهد.

منبع: Popular.Science.com

 

 

تيم المپياد شيمي ايران در كره جنوبي

005454.jpg

 


ايسنا: سي و هشتمين المپياد جهاني شيمي با شركت تيم المپياد شيمي جمهوري اسلامي ايران در كره جنوبي در حال برگزاري است.

اعضاي اين تيم را فرشيد عبدي، داود طاهري نيا، محمدحسن محمودي و مهدي كهني تشكيل مي دهند و منصور عابديني و ابراهيم كيانمهر به عنوان سرپرست و جبل عاملي به عنوان ناظر اين تيم را همراهي مي كنند.

سي و هشتمين المپياد جهاني شيمي كه از يازدهم تيرماه در دانشگاه Yeungnam جيونگسان كره جنوبي آغاز شده تا بيستم تيرماه جاري ادامه دارد. گفتني است، تيم چهار نفره المپياد شيمي جمهوري اسلامي ايران در سي وهفتمين المپياد دانش آموزي شيمي كه سال گذشته با حضور نمايندگان ۵۹ كشور در تايوان برگزار شد، با كسب دو مدال طلا و دو مدال نقره به مقام سوم جهان دست يافت.

 

شنبه ۱۷ تير ۱۳۸۵ - - ۸ جولاى ۲۰۰۶

 

ستاره نوتروني عجيب:

 

گروه علمي فرهنگي- اخترشناسان با كشف ستاره اي نوتروني جواني كه خودش را ستاره اي پير جا زده است، شگفت زده شده اند. اندازه گيري ها نشان مي دهد اين ستاره نوتروني دوهزار سال بيشتر عمر ندارد، اما علايمي شبيه به ستارگان نوتروني چند ميليون ساله از خود نشان مي دهد.

بنا به نوشته پارس اسكاي، ستارگان نوتروني، كره هايي از مواد بسيار چگال هستند كه پس از مرگ ستارگان سنگين در انفجار ابرنواختري تشكيل مي شوند. وزن آنها حدود ۱.۵ برابر جرم خورشيد است، اما قطرشان از سي كيلومتر بيشتر نيست و هر قاشق چاي خوري از ماده آنها، ميلياردها تن وزن دارد! از آنجا كه قطر اين اجرام نسبت به قطر ستاره اوليه بسيار كم تر است، قانون پايستگي تكانه زاويه اي الزام مي كند كه اين ستارگان مرده با سرعت بسيار بسيار زيادي به دور خود گردش كنند. از اين رو است كه ستارگان نوتروني با آهنگ صدها دور در ثانيه بر گرد محور خود مي گردند.

اين همان مشكلي است كه اخترشناسان با ستاره نوتروني ۱E161348-۵۰۵۵ پيدا كرده اند. آندره آ ده لوكا، اخترشناس موسسه تخصصي اخترفيزيك و فيزيك كيهاني در ميلان ايتاليا و همكارانش، اين ستاره نوتروني را به تازگي تلسكوپ فضايي اروپايي نيوتون رصد كرده اند و به خصوصيات عجيبي از آن برخورد كرده اند. اين ستاره ده هزار سال نوري با زمين فاصله دارد و يكي از جوان ترين ستارگان نوتروني شناخته شده است. اندازه گيري شعاع سحابي مواد اطراف اين ستاره كه در انفجار ابرنواختري شروع به منبسط شدن كرده است، نشان مي دهد تنها دوهزار سال از آغاز تشكيل سحابي كه RCW103 نام دارد، مي گذرد. اما اندازه گيري تغييرات درخشندگي تابش ايكس اين ستاره نشان مي دهد اين جسم آسماني هر ۶.۷ ساعت يك بار به دور خود گردش مي كند. چنين حالتي معمولا زماني روي مي دهد كه ميليون ها سال از انفجار ابرنواختري و تولد ستاره نوتروني گذشته باشد و ستاره آرام آرام كند شده باشد.


 
۳- خبر گزاري فارس: 
 
   پنجشنبه 22 تير 1385   /  13 Jul 2006
 

تيم ملي المپياد شيمي ايران به رتبه دهم جهان دست يافت.

 

خبرگزاري فارس: تيم ملي المپياد شيمي ايران با كسب دو مدال نقره و دو مدال برنز در سي‌ و هشتمين المپياد جهاني شيمي رتبه دهم را كسب كرد.

 به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي باشگاه دانش پژوهان جوان در اين رقابت‌ها ك با شركت 263 دانش‌آموز از 68 كشور جهان و از 11 تا 20 تيرماه در دانشگاه yeung nam شهر چيون گان كره جنوبي فرشيد عبدي و داود طاهري‌نيا به مدال نقره و مهدي كني و محمد محسن محمودي به مدال‌ برنز دست يافتند و تيم ايران رتبه دهم را كسب كرد و كشورهاي چين، تايپه و كره جنوبي رتبه‌هاي اول تا سوم را به دست آوردند.

بر پايه اين گزارش، اين دانش آموزان صبح چهارشنبه 21/4/85 وارد كشور شدند و در فرودگاه امام خميني (ره) مورداستقبال قرار گرفتند.

 

نماينده «اهر» در حضور رئيس جمهور خواستار شد

 

ايجاد شركت پتروشيمي توليد كود اوره و آمونياك در شهرستان «اهر»

 

خبرگزاري فارس:نماينده مردم «اهر» و «هريس» در مجلس شوراي اسلامي، از ايجاد شركت پتروشيمي براي توليد كود اوره و آمونياك با ظرفيت سالانه يك‌ميليون تن، به عنوان خواسته مهم مردم از رئيس جمهور ياد كرد.

  به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز،ولي‌الله ديني امروز عصر در اجتماع مردم «اهر» در حضور رئيس جمهوري افزود: سهم اندك شهرستان «اهر» از اعتبارات استاني و كشوري، معضل مهم اين شهرستان است،لذا مردم خواستار توجه بيشتر رئيس جمهوري و افزايش رقم آن هستند.

وي اضافه كرد: نرخ بيكاري در شهرستان «اهر»نسبت به استان و نرخ پايين شاخص‌هاي توسعه در آن در مقايسه با متوسط كشوري، نشانگر نامناسب بودن وضعيت اين شهرستان حكايت دارد.

ديني خاطرنشان كرد:اين شهرستان به‌رغم در اختيار داشتن يك چهارم مساحت استان آذربايجان‌شرقي، يك صدم از شش هزار واحد صنعتي موجود در استان را در خود جاي نداده است.

به گفته نماينده مردم «اهر» و «هريس» در مجلس شوراي اسلامي، در اين سفر مشكلات منطقه از قبيل احداث بزرگراه اهر - تبريز، تسريع در تكميل شهرك صنعتي «اهر»، توسعه مراكز آموزش عالي، ايجاد دانشكده صنعت و معدن، فني و حرفه‌اي، راديو ارسباران، ايجاد واحدي از كارخانه سيمان، پتروشيمي و دستور عمليات مطالعاتي و اكتشاف معادن منطقه «اهر»، تسريع در عمليات اجرايي مراكز فرهنگي و هنري نظير مجتمع فرهنگي هنري «اهر» و سالن‌هاي ورزشي نيمه تمام در «اهر» و «هوراند» همچنين ايجاد اردوگاه فرهنگيان و دانش آموزان،صنايع تبديلي و اتصال جاده «اهر»به «كليبر» و تسريع در اجراي اين پروژه كه از نيازهاي اصلي اين شهرستان است، در ميان گذاشته خواهد شد.


 
۴- خبر گزاري ایسنا: 
 
چهارشنبه ۲۱ تير ۱۳۸۵ - - ۱۲ جولاى ۲۰۰۶

 

ساخت نخستين pH متر نانومقياس جهان سرويس: فناوري استراتژيك

 

پژوهشگران دانشگاه Rice با استفاده از نانوذرات منحصر به فردي كه نور ليزر را به اطلاعات مفيد تبديل مي‌كنند، نخستين pH متر نانومقياس دنيا را ساختند.

به گزارش سرويس «فن‌آوري» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين كشف اين امكان را به زيست‌شناسان را مي‌دهد كه بتوانند pH دقيق درون سلول‌ها و بافت‌هاي زنده را به سرعت اندازه‌گيري كنند.

Naomi Halas، استاد مهندسي الكترونيك و رايانه، استاد شيمي و مدير آزمايشگاه نانوفتونيك دانشگاه Rice مي‌گويد: «بيشتر زيست‌شناسان مي‌خواهند يك يا چند مورد را با اين ابزار جديد اندازه بگيرند».

به عنوان مثال pH مي‌تواند در تشخيص بدخيم بودن يا نبودن سلول‌هاي سرطاني مفيد باشد.

در روش‌هاي موجود بايد بخشي از تومور بافت‌برداري (كه يك كار بسيار دردناك و مضر است) شده و در زير ميكروسكوپ تصويربرداري شده و نوع آن تشخيص داده شود.

Halas مي‌گويد: اين ابزار مي‌تواند به عنوان «زنده‌بيني نوري» براي اندازه‌گيري pH درون سلول به كار رود كه دردناك‌تر از يك تزريق ساده نمي‌باشد.

تيم Halas با استفاده از نانوپوسته‌ها، كه نانوذرات تنظيم شده نوري مي‌باشند، حسگر pH را ساختند.

هر نانوپوسته از يك هسته كوچك نارسانا از جنس سيليكا ساخته شده است كه با لايه نازكي از طلا پوشانده مي‌شود.

مي‌توان اين نانوپوسته‌ها را كه بسيار كوچك‌تر از سلول زنده مي‌باشند، با دقت بالايي توليد و پوسته فلزي آنها را به نحوي تنظيم كرد كه طول موج‌هاي خاصي را جذب و يا پخش كنند.

اين تيم تحقيقاتي نانوپوسته‌ها را با مولكول‌هاي حساس به pH به نام پارا مركاپتو بنزوئيك اسيد (pMBA) پوشش دادند.

زماني كه اين سيستم نانوپوسته - مولكول در يك محلول با اسيديته متغير قرار داده شده و سپس به آنها نور تابانده شود، تغييرات كوچك، ولي قابل اندازه‌گيري در خواص نوري اين ابزار ايجاد مي‌شود كه پس از تحليل اين تغييرات ايجاد شده، مي‌توان PH محيطي را كه نانوپوسته در آن قرار دارد، با دقت بالايي تعيين كرد.

به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، اين تيم تحقيقاتي با الهام گرفتن از روش‌هاي معمولي كه براي تشخيص تصوير به كار مي‌روند، يك فرآيند آماري موثر را براي گرفتن خروجي از اين ابزار طراحي كرده و دقت ميانگيني معادل 1/0pH به دست آوردند.

نتايج اين كار به صور آنلاين در مجله Nano Letters منتشر شده است.

 

 

حساس كردن مولكول‌هاي «فولرين» به نور با نانوبلورهاي نيمه‌هادي

 

پژوهشگران دانشگاه Ludwig Maximilians در آلمان، دانشگاه Belarusian State در بلاروس و دانشگاه هامبورگ آلمان با تركيب بلورهاي سوزن‌مانند C60 با نانوبلورهاي نيمه‌هادي، مولكول‌هاي حساس به نور سنتز كردند.

به گزارش سرويس «فن‌آوري» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، فيلم‌هاي كامپوزيتي حاصل را مي‌توان در حسگرهاي نوري قابل تنظيم، دستگاه‌هاي فتوكپي و ابزارهاي فتوولتايي به كار برد.

Andreas Biebersdorf از اين گروه تحقيقاتي بيان داشت: «اثر جريان ايجاد شده توسط نور در بلورهاي C60 پوشيده شده با نانوبلورهاي نيمه‌هادي، سه برابر بيشتر از بلورهاي C60 تنها مي‌باشد. همچنين به دليل وابستگي طيف جذبي نانوذرات نيمه‌هادي به اندازه ذرات، اين پديده قابل تنظيم نيز مي‌باشد».

اين تيم تحقيقاتي با مخلوط نمودن مولكول‌هاي C60 با نانوبلورهاي سلنيد كادميوم، تلوريد كادميوم و فسفيد اينديوم در تولوئن، فيلم‌هاي كامپوزيتي از اين مواد ايجاد كردند. سپس اين مخلوط را روي يك بستر ريخته و اجازه دادند تا خشك شود.

با اين كار محدوده‌اي به اندازه ‌١٠٠ ميلي‌متر مربع را با اين كامپوزيت پوشش دادند.

Biebersdorf مي‌گويد: «بلور C60 يك ماده رسانا مي‌باشد كه حالت‌هاي زيادي براي به تله انداختن الكترون‌ها دارد، در نتيجه انتقال بار در C60 يك فرآيند ضعيف و بسيار پيچيده مي‌باشد. با اين حال ما در اين سيستم كامپوزيتي، حامل‌هاي بار مازادي از نانوبلورهاي نيمه‌هادي فعال‌شده با نور، به بلورهاي C60 تزريق نموديم. اين حامل‌هاي بار اضافي موجب پرشدن بخشي از حالت‌هاي تله‌اي شده و رسانايي افزايش مي‌يابد».

اين تيم تحقيقاتي قادرند با استفاده از نانوبلورهاي مختلف و با اندازه‌هاي متفاوت، ويژگي‌هاي اين مواد را تنظيم نمايند. به عنوان مثال، طيف جذبي مواد حاوي نانوذرات بزرگ‌تر سلنيد كادميوم، به سمت طول موج‌هاي بلندتر منتقل مي‌شوند.

Thomas Klar از ديگر محققان اين گروه مي‌گويد: « C60يك ماده پذيرنده الكترون معروف است كه در ابزارهاي اپتوالكترونيك متشكل از پليمرها و C60 به كار مي‌رود. از سوي ديگر، نانوبلورهاي نيمه‌هادي II/VI نسبت به مواد رنگي معمول، قدرت جذب بسيار بالايي از خود نشان مي‌دهندو ما با تركيب اين دو ماده باهم، از C60 به عنوان فوتوهادي استفاده نموده و نانوبلورهاي II/VI را به عنوان ماده حساس به نور به آن افزوديم».

به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، در حال حاضر مشغول تعيين يك محدوده بالاتر براي كارآيي كوانتومي و كوتاه كردن زمان پاسخگويي ماده مي‌باشند.

Klar مي‌گويد: «در آينده مي‌توان روي حسگرهاي نور قابل چاپ فكر كرد، زيرا تمام فرآيند بر روي محلول صورت مي‌گيرد.

به دليل قابل تنظيم بودن طيف ماده فتوهادي ساخته شده، مي‌توان به فكر چاپ ماتريكسي با پيكسل‌هاي حساس به رنگ بود».

نتيجه كار اين محققان در Nano Letters منتشر شده است.

 

 

ششمين كنفرانس آموزش شيمي كشور در اهواز برگزار مي‌شود :

 

رييس سازمان آموزش و پرورش خوزستان گفت: ششمين آموزش كنفرانس شيمي كشور به همت سازمان آموزش و پرورش خوزستان با همكاري دانشگاه شهيد چمران اهواز برگزار مي‌شود.

به گزارش خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان، سيد محمد جواد رضوي تصريح كرد: اين كنفرانس با هدف بررسي روش‌هاي مختلف آموزش شيمي، گسترش فرهنگ پژوهش در آموزش شيمي، آشنايي با يافته‌هاي نوين شيمي، ايجاد بستر مناسب براي تبادل تجربيات آموزشي و ارتقاء سطح دانش شيمي در دي‌ماه امسال برگزار مي‌شود.

وي افزود: سازمان آموزش و پرورش با اعلام فراخوان از علاقه‌مندان اين كنفرانس خواسته مقالات خود را در هر يك از زمينه‌ها و موضوع‌هاي فوق يا موضوعات وابسته به آموزش شيمي تا پايان مهرماه امسال به دبيرخانه همايش ارسال كنند.

رييس سازمان آموزش و پرورش خوزستان در رابطه با محورهاي موضوعي ششمين كنفرانس شيمي گفت: تحليل و نقد علمي كتابهاي شيمي دوره متوسطه"، " بررسي مباحث مشترك علوم پايه"، "مباحث نوين و تازه‌هاي علم شيمي"، "نانوتكنولوژي و شيمي هسته‌يي"، " شيوه‌هاي كاربردي و روزآمد كردن محتواي درس شيمي متوسطه" ، "مقايسه تطبيق كتاب‌هاي درس شيمي در ايران و جهان" و همچنين "تبيين مسائل آزمون سراسري دانشگاه‌ها و تاثير آن در آموزش شيمي" از مهمترين محورهاي مورد نظر در اين كنفرانس به شمار مي‌روند.

به گزارش روابط عمومي سازمان آموزش و پرورش رييس ستاد كنفرانس شيمي گفت: علاوه بر موارد ذكر شده "تبيين اهميت شيمي آلي و ميزان طرح آن در كتابهاي متوسطه"، "تاثير رسانه‌هاي آموزشي در توسعه آموزش شيمي در دوره‌هاي مختلف تحصيلي"، " تبيين مسائل مرتبط با آموزش شيمي دوره راهنمايي و ابتدايي" و " سازوكارهاي افزايش مهارت و توانمندي معلمان شيمي" از ديگر اهداف مورد نظر كنفرانس است.

وي برنامه‌هاي جنبي اين كنفرانس را برگزاري كارگاه‌هاي آزمايشگاهي و آموزشي به صورت ميزگرد، برپايي شيمي‌سرا و نمايشگاه كتب شيمي، برنامه‌هاي فرهنگي و هنري و بازديد از مراكز صنعتي و تاريخي درون استاني اعلام كرد.

رييس سازمان آموزش و پرورش خوزستان گفت: در برگزاري اين كنفرانس كشوري كه 12 تا 15 دي‌ماه برگزار مي‌شود معاونت برنامه‌ريزي و توسعه مديريت وزارت آموزش و پرورش، انجمن شيمي ايران، سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش، انجمن علمي و آموزشي دبيران شيمي استان و آموزشكده فني و حرفه‌يي شهيد چمران اهواز همكاري مي‌كنند.


 ۴- روزنامه جام جم: 

 

این هفته خبری نبود.

 

دوستاني كه تمايل دارند از هفته آينده اخبار شيمي، نفت و مهندسي شيمي را در email خود دريافت كنند. مي توانند آدرس ايميلشان را در قسمت نظرات وارد كنند تا در از هفته آينده اين خبرنامه را دريافت نمايند.

   

+ نوشته شده توسط یعثوب شاهماری در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 14:14 |

 بسمه تعالی

 

- سیکلو آلکان ها:

 

ترکیبات سیر شده حلقوی هستند که در آن تمام کربنها دارای پیوند های یگانه هستند و بصورت حلقوی به هم متصل هستند. هیبریداسیون اتمهای کربن در سیکلو آلکانها sp3 مي باشد و تمام

پيوندهاي موجود در اين تركيبات از نوع سيگما مي باشد. فرمول عمومي سيكلو آلكان ها CnH2n بوده و كاملاً مشخص است كه مقدار n بايد بيشتر از ۳ باشد تا يك حلقه ايجاد گردد. همچنین سیکلو آکانها دارای شکلهای فضایی منحصر بفردی هستند.

 

1152772651untitled1.bmp

- نامگذاری سیکلو آلکانها:

برای نامگذاری سیکلو آلکانها حلقه را مانند زنجیر اصلی در آلکان ها نامگذاری می کنیم با این تفاوت که برای این ترکیبات همیشه از پیشوند " سیکلو " استفاده می کنیم. به الگوی زیر توجه نمایید:

" سیکلو + تعداد کربن حلقه با لفظ یونانی + ان"

مثال:

 Cycloalkane

 

1151929536helloi.jpg

 

برای نامگذاری سیکلو آکانهای شاخه دار چنانچه فقط یک حلقه جانبی بر روی حلقه وجود داشته باشد، قبل از ذكر نام سيكلو آلكان، نام شاخه را ذكر مي كنيم.

مثال:

1152769889untitled.GIF

 

چنانچه بيشتر از يك شاخه بر روي حلقه اصلي موجود باشد، حلقه را طوري شماره گذاري مي نماييم كه مجموع اعداد كمترين باشد. و شماره كربن محل شاخه را قبل از نام شاخه ذكر مي كنيم.

مثال:

 

    ۳- بوتيل ۱و۱ - دي متيل سيكلو هگزان

 

اگر تعداد كربن هاي شاخه بيشتر از تعداد كربنهاي حلقه باشد، در اين صورت حلقه را به عنوان شاخه در نظر مي گيريم.

مثال:

1152770397untitled.GIF  ۱- سيكلو پروپيل بوتان

 

 

ساير قواعد نامگذاري مانند نامگذاري آلكان ها مي باشد.

 

در نهايت شما را به تماشاي چند عكس زيبا از سيكلو آلكانها دعوت مي نماييم.

 

 1152771530tbuch_s1.GIF

1152771780ch1.GIF 1152771829axeq1.GIF

1152771890cyclohex1.GIF 1152771932cyclobu1.GIF

 1152772003cyclopen1.GIF 1152772044dmetch_s1.GIF

 

+ نوشته شده توسط یعثوب شاهماری در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 10:6 |

 بسمه تعالی

آلکن ها:

 

 

ترکیبات هیدروکربنی راست زنجیری هستند که در ساختمان آنها یک و تنها یک پیوند دوگانه یافت می شود. این ترکیبات به دلیل داشتن پیوند دوگانه می توانند در واکنشهای مختلفی از جمله واکنشهای افزایشی شرکت نمایند. به همین دلیل در پتروشیمی از اهمیت خاصی برخوردار هستند، هرچند كه مقدار آنها در نفت خام زياد نيست. به آلكن ها لقب اولفين ها را نيز داده اند. كربن هاي شركت كننده در پيوند دوگانه داراي هيبريداسيونsp2 بوده و ساير كربن ها هيبريداسيون sp3  مي باشند. بدين ترتيب مي توان گفت كه در ساختمان آلكن ها يك پيوند از نوع

پاي بوده و ساير پيوندها از نوع سيگما مي باشند. فرمول عمومي آلكن ها CnH2n مي باشد.

- نامگذاری آلکن ها:

 برای نامگذاری آلکن ها مانند آلكان ها نام زنجیر اصلی از تعداد کربن ها گرفته می شود، فقط پسوند مربوط به آلكن ها متفاوت است، يعني به جاي "ان" از "اِن" استفاده مي كنيم. آلكن هاي بدون شاخه را به شكل زير نامگذاري مي كنيم:

۱- اگر تعداد كربن ها كمتر از ۴ باشد:

" تعداد كربن با لفظ يوناني + اِن"

مثال:

            پروپن

 

۲- اگر تعداد كربنها بيشتر يا مساوي با ۴ باشد:

زنجير را از سمت نزديكتر به پيوند دوگانه شماره گذاري نموده، آنگاه به شكل زير عمل مي نماييم:

" شماره كربن بند دوگانه + تعداد كربن ها با لفظ يوناني + اِن"

مثال:

    ۲ - بوتن

 

   ۲ - بوتن

 

برای نامگذاری آلکن های شاخه دار به روش زیر عمل می کنیم:

۱- بلندترین زنجیر دارای پیوند دوگانه را به عنوان زنجیر اصلی در نظر می گیریم.

۲- زنجیر اصلی را از سمت نزدیکتر به پیوند دوگانه شماره گذاری می نماییم. اگر پیوند دوگانه درست وسط زنجیر بود از سمت نزدیکتر به شاخه زنجیر اصلی را شماره گذاری می نماییم و در نهایت اگر در این مورد نیز تفاوتی نداشته باشد، شماره گذاري را طوري انجام مي دهيم كه مجموع اعداد به كمترين حالت ممكن برسد. 

۳- زنجير اصلي را مانند آلكن هاي بدون شاخه نامگذاري مي كنيم.

۴- بقيه قواعد مانند قواعد مطرح شده براي آلكان ها مي باشد.

و در نهايت از الگوي زير پيروي مي نماييم:

" شماره كربن محل شاخه + نام شاخه + نام زنجير اصلي"

مثال:

     ۲ - متيل ۱- بوتن

 

     ۴- اتيل ۳ - اكتن

 

-  آلکین ها:

 

 

ترکیباتی هستند که در ساختمان آنها یک و فقط یک پیوند سه گانه وجود دارد، بدين ترتيب هيبريداسيون كربن هاي شركت كننده در پيوند سه گانه sp بوده و بقيه كربن ها داراي هيبريداسيون  sp3  هستند. در ساختار اين هيدروكربن ها دو پيوند از نوع پيوندهاي پاي بوده و

مابقي پيوندها از نوع سيگما مي باشند. فرمول عمومي آلكين ها CnH2n-2 مي باشد.

 

- نامگذاري آلكين ها:

تمام قوانين نامگذاري براي آلكين ها در مورد پيوند سه گانه مانند قوانين حاكم بر پيوند دوگانه آلكن ها مي باشد و ساير قوانين نامگذاري مانند آلكان ها مي باشد. در آلكين ها از پسوند "ين" در نامگذاري زنجير اصلي استفاده مي شود.

مثال:

    ۳ و۷ دي متيل ۴ - نونين

 

+ نوشته شده توسط یعثوب شاهماری در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 و ساعت 9:8 |

بسمه تعالي

- سنگ‌هاى آذرين

در سطح زمين دما در حدي است كه شرايط براي زندگاني موجودات زيادي فراهم گرديده است. و ميزان تغييرات دما نيز آنقدر زياد نيست كه باعث از بين رفتن زندگي گردد. اما هرچه از سطح زمين به سمت مركز آن حركت نماييم دما بيشتر مي شود تا اينكه در لايه هاي مركزي زمين دما درحدي است كه سنگها را ذوب مي كند. اما با توجه به فشار زيادي كه لايه هاي فوقاني به لايه هاي مركزي زمين وارد مي كنند در اين لايه ها سنگ هرچند داراي دماي بسار بالايي هستند ولي كاملاً ذوب نمي شوند. فقط در بعضي از قسمت ها كه به هر دليلي مانند جابجايي لايه هاي فوقاني فشار كم مي شود دماي بالا باعث ذوب سنگها و تشكيل ماده اي نسبتاً مذاب و روان با ويسكوزيته بالا مي شود. اين ماده مذاب كه به آن ماگما مي گويند، براي كاهش فشار شروع به حركت به سمت لايه هاي بالايي نموده و آرام آرام از دماي آن كاسته مي شود و بر اثر مرور زمان دماي آن تاحدي كاهش مي يابد كه دوباره منجمد مي گردد. هرچه ماگما به سطح زمين نزديك تر مي گردد سريعتر سرد مي شود. ماگما ممکن است از راه شکاف‌ها و سوراخ‌ها به سطح پوسته راه يابد.ماگمايى که از سطح پوسته بيرون نمى‌زند به آهستگى و طى سال‌ها سرد مى‌شود و سنگ‌هاى آذرين درونى را مى‌سازد. به ماگمايى که از دهانه‌ى آتش‌فشان بيرون مى‌آيد و به سطح زمين مى‌رسد، گدازه مى‌گويند. همه‌ى حجم گدازه‌اى که به سطح زمين مى‌آيد، به حالت مذاب نيست و قطعه‌هاى ذوب نشده‌ى سنگ و کانى‌هاى بلورى را نيز در خود دارد. گدازه طى چند روز سرد مى‌شود و سنگ‌هاى آذرين بيرونى را مى‌سازد. هرچه ماگما كندتر سرد شود بلورهاي درشت تري را تشكيل داده و سخت تر خواهد بود.

ماگما يک ترکيب سيليکاتى با اندکى اکسيدهاى فلزى ، بخار آب و مواد گازى است. سنگ‌هاى آذرين را بر پايه‌ى درصد اين مواد در سه گروه گرانيتى(اسيدى)، بازالتى(بازى) و آندزيتى(ميانه) جاى مى‌دهند. سنگ‌هاى آذرينى مانند ريوليت و داسيت را که محتواى سيليس آن‌ها بالاست، يعنى بيش از 63 درصد 2 SiO دارند، از گروه سنگ‌هاى آذرين اسيدى به شمار مى‌آورند. سنگ‌هاى آذرينى مانند آندزيت که بين 52 تا 63 درصد 2 SiO دارند، از سنگ‌هاى آذرين ميانه و سنگ‌هايى مانند بازالت و گابرو را که محتواى سيليسى کم‌ترى دارند، از سنگ‌هاى آذرين بازى هستند. برخى از سنگ‌هاى آذرين، مانند پريدوتيت، را که محتواى سيليسى آن‌ها بسيار پايين است، فرابازى مى ‌دانند.

 

- بافت سنگ‌هاى آذرين

 

گونه‌ى سنگ

کانى‌هايى که در آن يافت مى‌شود

سنگ‌هاى آذرين

ارتوز، پرتيت، ميکروکلين، پلاژيوکلاز، کوارتز، نفلين،

لوسيت، هورنبلند، اوژيت، بيوتيت، مسکوويت، اليوين